Archive for اکتبر, 2008

از آشغالتون ممنونم! (در باب سطل زباله های سخنگو)

اکتبر 31, 2008

تو یکی از این مجله های سبز که خیلی کم می خونم یه مطلبی واقعا برام جالب بود، عین اون رو براتون می نویسم و بعدش کمی مطلب رو تحلیل می کنم.

در شهر هلسینکی (پایتخت کشور فنلاند) به تازگی سطل های زباله ای نصب شده که با صدای بلند از کسانی که زباله خود را در آنها می ریزند تشکر می کنند.
4 سطل زباله سخنگو با ظاهری کاملا عادی در مرکز شهر هلسینکی از روز 22 آگوست تا آخر سپتامبر بصورت آزمایشی نصب شده اند.
در این سطل ها یک چشم الکترونیکی کار گذاشته شده که وقتی شخصی زباله خود را داخل آن می اندازد، فعال می شود. استفاده کننده صدای یکی از اعضای مهم دولتی یا یکی از اشخاص مشهور فنلاندی را می شوند که از او به خاطر عملش تشکر می کند. الینا نیومی یکی از اعضای این پروژه می گوید : “ما همواره در جستجوی ایده های جدید برای پاکیزه نگه داشتن شهرمان هستیم و این ایده بسیار جالب، خوب و حتی سرگرم کننده بوده.”
لازم به ذکر است این سطل های زباله موفقیت بسیار زیادی کسب کرده اند و مسئولین این پروژه امیدوارند که این طرح باعث تشویق هرچه بیشتر مردم برای پاکیزه نگه داشتن شهرها شود.

صحنه های زیر به چشم شما هم خوردن؟
دو تا نوجوون مدرسه ای که باهم در حال عبور از پیاده رو و جویدن آدامس هستند با هم شرط می بند که هرکی آدامس رو دقیق همینجوری از دهنش پرت کرد تو سطل زباله برنده است. اولی نفسی در سینه حبس می کنه و … آدامس دقیقا می چسبه به بدنه سطل روی نقطه “خ” “شهر ما خانه ما”!!!! . بعد کلی خنده و متلک دومی این کار رو انجام می ده و آدامس از رو سطل رد می شه و می چسبه به کف جوب آب!

دو تا دختر خانوم مثل دسته گل،  از یه بقالی در حالی که دو تا قوطی رانی دستشونه بیرون می آن، در حالی که می گن و می خندن رانی ها رو سر می کشن و قوطی خالی رو یکم برای کلاسشم که شده تو دستشون نگه می دارن، یکم بعد، یکیشون برای حفظ ظاهر هم که شده با یک حرکت نمادین یه گردش 360 درجه ای می کنه مثلا به دنبال سطل زباله! در حالی که تنها 20 قدم با سطل فاصله دارن، آروم هر دو قوطی خالی رو می زارن رو یک پله مانندی کنار پیاده رو و به راهشون ادامه می دن.

مادر مهربون تو یه جاده داره برای آقاش و بچه هاش میوه پوست می کنه و دونه دونه میوه ها رو می ده برای اهل ماشین، همه میل می کنند و مادر رو به خاطر این کار پسندیدش تحسین می کنند. ناگهان مامان عزیز، در حالی که پوست میوه ها رو سفت تو یه نایلون می بنده شیشه رو پائین می کشه و با تمام زورش نایلون رو پرتاب می کنه. از سه حالت خارج نیست، یا نایلون محتوی پوست میوه ها تو حاشیه جاده با سرعت به  زمین می خوره و منفجر می شه، یا زور مادر کفاف نمی ده و آشغال ها وسط جاده پخش می شن، یا هم که هدف گیری غلط از آب در میاد و نایلون جایی بین  ماشین و جاده منفجر می شه که نتیجتا هم جاده و هم تو ماشین به گند کشیده می شه!

و هزاران مورد دیگر که به جرات می تونم بگم که اکثرشون رو فقط تو ایران شاهد هستیم.
ادامه ی مطلب…

سنگ کلیه، در کمین خردسالان!

اکتبر 30, 2008

نوشتن از دنیای پزشکی و مطالب علمی نه تخصص من هست و نه خط مشی من، از بلاگر های عزیز تقاضا دارم این رو به عنوان پا رو از گلیم خود درازتر کردن قلمداد نکنند، این مطلب تو NYTimes بود و من چون اون رو حساس و مهم تشخیص دادم اینجا می نویسم، امیدوارم متخخصین امر با نگاهی آگاهانه تر و صد البته اصولی تر قضیه را بهتر کنکاش کنند.
(متن زیر ترجمه ای آزاد از اینجا می باشد)

بیماری سنگ کلیه که زمانی فقط در سنین میانسالی بروز می کرد، به طرز عجیبی در گروه سنی خردسال و عمدتا 5-6 ساله ها مشاهده می شود. با اینکه آمار دقیقی از تعداد مبتلایان گزارش نشده، ولی بیمارستان های ایالات متحده روز به روز گزارشات بیشتری از مشاهده این بیماری ارائه می کنند. این روند باعث شده برخی بیمارستان ها کلینیک های مخصوص پیشگری سنگ کلیه را راه اندازی کنند.

یکی از مسئولان بیمارستان کودکان بوستون (که از معروف ترین بیمارستانهای مخصوص کودکان است) در مصاحبه اش با نیویورک تایمز اعلام کرده هرروز بر تعداد مراجعانی که کودکشان از سنگ کلیه رنج می برد افزوده می شود. او همچنین واکنش والدین در برابر این بیماری را اینگونه توصیف: “وقتی به والدین می گوییم که فرزندتان سنگ کلیه دارد، تعجب می کنند و گمان می کنند که بیماری مهلکی گریبان گیر فرزندشان است.”

اخیرا در چین نیز، بسیاری از کودکانی که شیر حاوی افزودنی های غیر مجاز را خورده بودند، دچار سنگ کلیه شده اند.

عامل اصلی این بیماری در ایالات متحده به گفته کارشناسان فقط یک مورد می تواند باشد: “نمک”
محققان معتقدند بسیاری از عواملی که باعث سنگ کلیه در بزرگ سالان می شود، می تواند در کودکان هم صادق باشد، اما مهمترین عامل کریستالیزه شدن املاح و مواد در اوره هست. (البته از مفهوم دقیق کریستالیزه شدن خبری ندارم ولی به گمونم باید رابطه ای با نمک داشته باشه)

40 تا 65 درصد سنگهای کلیه از وجود بیش از حد کلسیم در در اوره بوجود می آیند. این اتفاق زمانی رخ می دهد که یا فرد کم آب بنوشد یا نمک زیاد مصرف کند.

پزشکان معتقدند در برنامه غذایی کودکان نمک بیش از حد دخالت دارد: چیپس سیب زمینی، French Fries، گوشت های ساندویچ، سوپ های بسته بندی شده و کلا مواد غذایی در بسته بندی دارای مقادیر زیادی از نمک می باشند.

کودکان برای اینکه در مدرسه به دستشویی نروند یا بخاطر کمبود وقت آب خیلی کمی مصرف می کنند. این کودکان اب را تنها وقتی می خورند که واقعا تشنه اند. این مخصوصا برای کودکانی که فعالیت بدنی زیادی دارند بسیار دیر است!

ادامه ی مطلب…

کمی هم تنوع! “سر عشق”

اکتبر 29, 2008

شعر سر عشق رو که چند روز پیش استاد سر کلاس برگزیده متون ادب فارسی برامون خوند رو برای تنوع هم که شده می نویسم اینجا، معنی و مفهوم زیبایی داره و واقعا آدم رو به تامل دعوت می کنه:

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو دیدم، نه صبر ماند نه هوشم

حکایتی ز دهانت، به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم، حکایت است به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه باز نشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

بیا به صلح من امروز و در کنار من امشب
که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

مرا مگوی که: سعدی، طریق عشق رها کن!
سخن چه فایده گفتن چو پند می ننیوشم؟

ادامه ی مطلب…

ناخنکی به مصر و اهرامش!

اکتبر 28, 2008

داشتم برای چندمین بار کتاب ارابه خدایان رو می خوندم که این بار بخش مربوط به مصر و  اهرام مصر بیشتر توجه ام رو جلب کرد، نوشته های نویسنده رو با کمی تصرف اینجا براتون قرار می دم.
این که اهرام بر اساس موقعیت ستاره ها ساخته شدند بر همه ما آشکار هست، ولی جالب هست بدونید که هیچ مدرکی نیست که ثابت کنه مصریها در علم نجوم تخصص داشتند. ستاره “شعرای یمانی” یکی از این ستارگان بوده. این ستاره از ممفیس فقط در ماه طغیان رود نیل دیده می شه، و اون هم فقط در افق،  و یک چیز گیج کننده اینکه مصریها در 4221 سال قبل دارای تقویم کاملی بودند! این تقویم از روی طلوع همین ستاره استخراج شده و دور سالانه اش 32000 سال محاسبه شده.
زمین حاصل خیز فقط در دلتای رود نیل قرار داشته، آنهم در قطعات کوچک محدود به سمت چپ و راست رودخانه، ولی طبق محاسبه کارشناسان جمعیت موجود در آن نواحی در هنگام ساختن اهرام بالغ بر 50 میلیون بوده (رقمی که با 20 میلیون، که گفته می شود جمعیت جهان در سال 3000 قبل از مسیح بوده مغایر است.)
آیا امکان داشته است این افراد تنها از زمین های حاصلخیز اطراف دلتای نیل تغذیه کنندو سیر شوند؟
اینکه مصریها برای بالا بردن تخته سنگها موقع ساختن هرم از غلطک های چوبی استفاده می کردد برای همه ما آشکار است. ولی مصریها به دلایلی خیلی کم از درخت های نخل می توانستند قطع کنند و استفاده کنند، چون اولا خرما غذای بسیاری از مردم آن زمان بود، ثانیا سایه یک نخل تنها سایه موجود در بیابان های سوزان آفریقاست. ولی مصریها حتما از چوب برای غلطک استفاده کرده اند. پس چوب از کجا آمده؟ شاید فکر کنید که چوب را وارد می کردند، ولی مصریها برای ورود چوب تنها می توانستد از کشتی تا بندر اسکندریه استفاده کنند، بعد از ان برای فرستاندن چوبها به سمت اهرام باید از راه زمینی استفاده می شد، ولی چگونه؟ آن زمان مصریها گاری و اسب نداشتند.

تفاوت بسیار کمی بین هرم “تی تی” که متعلق به دوره ششم است و مقبره “رامسس اول” که متعلق به دوره جدید است وجود دارد. چرا مصریها با وجود 1000 سال فاصله از تکنولوژی متفاوتی استفاده نکرده اند؟ حتی هرم جدیدتر حقیرتر و ناجورتر از هرم قدیمی ساخته شده.
هرم “خئوپس” بزرگترین تک بنایی که ساخته شده و در غرب قاهره وجود دارد، با مساحتی حدود 13 هکتار زمین را پوشانیده و 2600000 (دو میلیون و ششصد هزار) بلوک سنگی در آن بکار فته و هر قطعه سنگ به طور متوسط دو و نیم تن وزن دارد و سنگین ترین بلوک ها در حد 15 تن وزن دارند.

آیا این  یک اتفاق است که ارتفاع هرم خئوپس را هزار میلیون برابر کنیم مساوی می شود با فاصله زمین با خورشید؟ (94 میلیون مایل). آیا این اتفاق است که مداری که از راس هرم خئوپس عبور می کند قاره ها و اقیانوس ها رو به دو قسمت کاملا مساوی تقسیم می کنه؟ آیا این یک اتفاق هست اگه قاعده هرم رو به دو برابر ارتفاعش تقسیم کنیم عدد معروف پی (14156/3) که لودالف کشفش کرده می رسیم؟ و آیا این اتفاق هست که زمین صخره ای زیر هرم دقیقا و کاملا مسطح شده بود؟
هرم نه تنها قاره ها و اقیانوس ها رو به دو قسمت مساوری تقسیم کرده بلکه در مرکز ثقل قاره ها قرار داره. 
ادامه ی مطلب…

روش هایی برای یک پدر خوب شدن! (قسمت دوم و پایانی)

اکتبر 27, 2008

در ادامه این پست و در تکمیل توضیحاتم به مهمترین و خطیر ترین وظایف و مسئولیت های یک پدر امروزی می رسیم. پدری که باید خیلی محتاط باشه و جنبه های متفاوتی رو در نظر داشته باشه تا بتونه همونطور که قبلا اشاره کردم به عنوان یک پدر خوب مطرح بشه.

متاسفانه خیلی از والدین نیازهای فرزنداشون رو محدود به یکسری نیازهای مادی شامل، پوشاک و خوراک و هزینه تحصیل و این قبیل موارد می دونند، و با تصور اینکه تامین این موارد یعنی به جای آورن تکلیف والدینی بخصوص پدری خود رو از بقیه صحنه های زندگی فرزندشون کنار می کشند و به جرات می تونم این رو بگم، هستند خیلی از پدرهایی که حتی نمی دونند فرزندشون به غیر از مادیات، یا بهتر بگم، خیلی مهمتر از مادیات نیازهای بسیار دیگه ای هم دارند.

اینبار نیز شرایط برخورد با یک دختر نوجوان یا جوان با پسر در همان سنین فرق دارد، دختران باید بیشتر از محبت و الطاف پدر برخوردار باشند حال آنکه فرزند پسر نیاز دارد تا با الگو قرار دادن پدر کمی در وادی خودسازی قدم بردارد. پسر نیاز دارد که بیشتر با فراز و نشیب های زندگی رو در رو بشه. پس وظیفه یک پدر خوب این هست که پسرش رو با شرایطی مواجه کنه ولی یادش نره که تا پرواز رو یاد نگرفته نباید تنهاش بزاره.

طبق یک خبری که چند ماه پیش شنیدم، ظاهرا مدت زمان گفتگوی یک پسر و پدر در خانواده ی ایرانی چیزی کمتر از یک دقیقه در روز هست، این یعنی فاجعه. یک پدر خوب موظف هست هر روز به مقدار کافی با فرزندش بشینه و گفتگوهایی رو درباره ابعاد مختلف زندگی اون انجام بده، از اهدافش، تصمیماتش، زندگی روز مره اش و انتظاراتش و البته صدها موضوع دیگه. تو تکمیل پست قبلیم این که یک پدر استعداد ها و نقاط قوت فرزندش رو بشناسه، می تونه همین بهانه خوبی باشه برای کلی صحبت و بحث جالب و تازه.

یکی از اصلی ترین مسائلی که پدر باید در نظر داشته باشه، عواطف و احساسات فرزندش و بخصوص مسائلی است که او در مورد دوستان خود با آنها درگیر هست. اکثر دختران و پسران بخصوص در این زمان قبل از ازدواج حتما حداقل یکبار به سمت یک دوستی و پیمان جدی با یک جنس مخالف می روند. با نادیده گرفتن آسیب شناسی این قضیه، پدر و مادر موظفند این حس و گرایش رو در فرزند خود شناسایی کنند و به نحو احسنت اون رو کنترل کنند. پدر و مادر باید نیازهای فرزند خودشون رو در این زمینه کاملا شناسایی کنید. دقت کنید پذیرفتن این امر و تحت کنترل داشتنش خیلی بهتر از این هست که فرزندتون مخفیانه به این سمت دوستی ها گرایش پیدا کنه که نهایتا هم می تونه دردسر ساز باشه.

ادامه ی مطلب…

روش هایی برای یک پدر خوب شدن! (قسمت اول)

اکتبر 26, 2008

تماشای فیلم زیبای Forrest Gump با هنرمندی Tom Hanks، یک سری مقالات و کتبی که اخیرا مطالعه کردم و مراجعه یکی از صمیمی ترین دوستام برای طرح مشکلش با پدرش باعث شد تا عزمم رو راسخ کنم و یک نوشته تحلیلی و موشکافانه به همراه دستورالعملهایی برای پدران بنویسم تا بتونند توی زندگی خانوداگیشون به عنوان یک پدر خوب مطرح بشن. البته تمامی روش های ذکر شده عملی هستند و من با استناد به منابع موثق اونها رو بیان خواهم کرد. لطفا ساده بودن بیان این متن رو پائین بودن ارزش محتوای اون قلمداد نکنید، خیلی تلاش کردم که ساده باشه تا همه بتونند ازش استفاده کنند.

پدر، این واژه و هویت مقدس به عنوان فردی که مهمترین نقش رو در قدم به دنیا نهادن یک فرد ایفا می کنه و مسئولیت های سنگینی که برای اداره خانواده بر عهده داره با تولد فرزندش چند برابر می شه. پدر باید درون خودش رو به حدی پاک و استوار بکنه که بتونه علاوه بر همسرش، فرزندش رو هم از محبت و دارایی وجودش برخوردار کنه.
یک صحنه خیلی زیبایی تو فیلم فارست گامپ چیزی نمونده بود اشکمو در بیاره: این تام هنکس که کمی از نظر عقلی عقب مانده بود، عاشق دختری بود. خلاصه بعد یکسری اتفاقات دختر از این تام هنکسه باردار می شه ولی برای اینکه خودش خبردار نشه، می زاره و میره، سالها بعد که تام هنکس زن رو پیدا می کنه، می بینه همراش یه بچه هست، اسمش رو می پرسه و زن در جواب می گه : فارست، تام هنکس که در فیلم اسمش فارست هست می پرسه، چه جالب! اسم اونو مثل اسم من فارست گذاشتی؟ زن می گه، اسمشو مثل اسم پدرش فارست گذاشتم، فارست باز تعجب می کنه و می گه یعنی یه پدر داره که اسمش فارسته؟ و زن نهایتا می گه که تو خودت پدر این پسری. نکته ی آموزنده این صحنه این بود که فارست با اینکه هوش ذکاوت پائینی داشت فوری اوضاع روحیش به هم می ریزه و چون نمی تونست به خودش بگه عقب مانده، با یه لحن خیلی مصمم از زن می پرسه که این “باهوش هست؟”. چون نمی خواسته فرزندش هم مثل خودش باشه. نتیجه ای که می گیریم شاید در بعد کلی این باشه که، پدران عزیز فقط موقعی که واقعا می دونند می تونن، این مسئولیت سنگین رو بر عهده بگیرند. پدر بودن یک امر واقعا خطیر هست. از نظر مالی، محیط زندگی، امکانات و … به حدی برسید که مطمئن باشید می تونید یک فرزند رو به نحو احسنت تربیت کنید.

نوع برخورد و تربیت فرزند دختر و پسر کاملا از هم متفاوت هست، دخترها دارای روحیه ای لطیف و شکننده هستند، مخصوصا در دوران کودکی، هرگز فرزند دختر خود رو با صدای بلند تنبیه نکنید و اجازه ندید هیچ اتفاقی باعث ترس و هراس اونها بشه. حضور مستمری در کنارش داشته باشید بطوری که شما و آغوش شما رو یک پناهگاه برای خودش بدونه. در کل شرایطی رو خلق کنید که فرزند دخترتون شما رو اولین فردی بدونه که می تونه در هر حال همراهش باشه. دقت کنید که در خیلی از موارد تجربه ثابت کرده پدر حتی از مادر برای فرزندان دختر نزدیک بوده پس همواره این رابطه محکم رو حفظ کنید. هر خطایی که از سوی فرزند دختر شما سر زد، می شه با یک هشدار دوستانه و آگاه کردن اون از عواقب این خطا و “با ارائه دلایل منطقی” از تکرار این اشتباه جلوگیری کرد. پیگیری و نظارت بر اوضاع تحصیلی دخترتون رو با همسرتون تقسیم کنید. سعی کنید در زمینه هایی که اطلاعات کافی دارید به زبانی کودکانه همراه درس فرزندتان باشید. این نکته را هم همواره در نظر داشته باشید که هر فردی اعم از کودک و بزرگسال هر مسئله ای را وقتی یاد می گیرند که از نظر شخصیتی آماده فراگرفتن آن باشند. سعی نکنید مطالبی را به اجبار به فرزندان خودتان آموزش دهید.

در مورد فرزند پسر نیز شرایط فوق استوار است با این تفاوت که باید در بعضی از موقعیت ها، به او بیاموزید که روی پای خود بایستید، در مقابله با یکسری مشکلات حضور خود را بصورت محسوس برای او نشان ندهید، بگذارید خودش با مشکلات دست و پنجه نرم کند در حالی که شما دورادور مراقب قضیه هستید.

مطالعات دقیقی از دوران و بحران های دوران بلوغ فرزندتان داشته باشید. دیگه خارج از بحث این موضوع هست که من بیام و دوران بلوغ یک دختر یا پسر رو شرح بدم ولی شما باید شناخت کافی از مشخصات و اتفاقات این دوران داشته باشید و به تناسب، استراتژی مناسب رو برای برخورد با اونها به کار ببرید.

آزادی باید دارای چهارچوب باشد، هرگز فرزند خود را بصورت مطلق آزاد رها نکنید، و هیچوقت هم او را درگیر محدودیت های افراطی نکنید. به مسائل ریز و جزئی مثل نوع اسباب بازی، دوستان، محل های بازی، نوع رفت و آمد و کلام فرزند خودتون کمال دقت و حساسیت رو نشون بدید و در صورت بروز خطا (خطاهایی که واقعا خطا هستند، نه چیزهایی که شما فکر می کنید خوب نیستند) به آرامی و پله پله نسبت به رفع آنها با همکاری خود کودک اقدام کنید.

ادامه ی مطلب…

ترفندهایی برای Speak English کردن!

اکتبر 25, 2008

برای بسیاری از ما ها توانایی صحبت کردن به زبان انگلیسی یک رویا و آرزوی دیرینه است. حال آنکه بسیاری از ما می پنداریم که باید دایره لغت و گرامر ما در حد دکترا باشد تا بتوانیم مکالمکی چند به زبان انگلیسی انجام دهیم. با در نظر گرفتن این نکته که همواره دانستن بیشتر لغت و گرامر ما رو در بهتر صحبت کردن یاری می کنند ولی الزاما یک “باید” نیستند و ما حتی می توانیم با حداقل دارایی لغت و گرامر به شیوایی صحبت کنیم، یا حداقل بتوانیم بگوییم که منظورمان واقعا چیست!

یک اصل استوار در باره انسان ها این است که حتی اگر دو انسان متفاوت از دو فرهنگ و زبان مختلف باهم ملاقات کنند، به هر حال می توانند منظور خود را به دیگری منتقل کنند. توسل به زبان اشاره، حالات و حرکات بدن، استفاده از طرح و نقش و ده ها روش دیگر ابزاری هستند که برای انتقال مفاهیم به کار می روند. حال شما فرض کنید لغات و اصطلاحاتی چند هم از زبان انگلیسی بلد هستید، پس بسیار پیش تر از آنهایی هستید که هیچ ندارند. مهمترین اصل این است که باور کنید شما قادر هستید هرآن چه که می دانید را منتقل کنید.

مقوله صحبت کردن زبان انگلیسی حالت پیچیده ای دارد. بگذارید اینطور بگویم که شما باید مراحل خاصی را طی کنید تا بتوانید به جایگاه خاصی برسید. برای مثال برای یک صحبت ساده دانستن دایره لغت 50 کلمه مرتبط کافی می باشد. اما برای اینکه مثل یک آمریکایی واقعا یک مکالمه داشته باشید شاید در حد 1000 لغت و 50 اصطلاح و دانستن ریزه کاری های صحبت یک آمریکایی مثل میان وند های کلمات (Shufflexها) کافی نباشد. پس هیچوقت عجله نکنید که مثل یک حرفه ای صحبت کنید. چون به نظر من و خیلی های دیگر -(که نظر من هم بر حرف اونها استوار است) صحبت کردن انگلیسی واقعا یک امر زمان بر می باشد.

ارتباط چشمی یا در اصطلاح Eye-Contact اولین و ضروری ترین چیزی است که شما باید رعایت کنید. مهم نیست از انگلیسی چه می دانید، به طور مناسب و شایسته به چشمان طرف خود نگاه کنید تا بتوانید بار سنگین انتقال مفهوم را کمی سبکتر کنید. این امر در روان شدن صحبت شما بسیار موثر می باشد. به هر حال دقت کنید این ارتباط باید بصورت مناسب برقرار باشد، افراط یا تفریط در این قضیه هریک به نوعی به رابطه شما آسیب خواهند رسانید.

قبل از شروع بحث سعی کنید، لغات مرتبط با موضوع را که قبلا آموخته اید در یک گوشه از مغزتان آماده نگه دارید، به تصاویر و موضوعات مرتبط فکر کنید و خود را آماده به کار بردن آن کلمات بکنید.

از من من کردن و درآودن اصوات اضافی از قبیل eeee, aaaaa و… شدیدا بپرهیزید. سعی کنید کوتاه سخن بگویید و اصل منظورتان را در قابل جملات یا حتی شبه جملات بیان کنید. به عنوان یک فرد ناآشنا از زبان کسی از شما انتظار ندارد که بتوانید جملات قصار و باقاعده را مثل اخبار بچینید پشت هم. دقت داشته باشید در اصل صحبت کردن مخصوصا به سبک آمریکایی هیچ پایبندی به اصول ندارد. پس فقط به انتقال مفهوم بیاندیشید.

از حالات دست و چهره به تناسب و در صورت لزوم استفاده کنید. من به شخصه زمانی که به حرف زدن خودم دقت می کردم متوجه می شدم که دستانم بیش از حد تکان می خورن، و این علاوه بر اینکه تمرکز شنونده رو به هم می زد، خیلی زود چهره ای مضحک از شما پدید می آورد. سعی کنید در ایراد جملات کوتاه خود هر از چند گاهی نسبت به حالت یا موضوع چهره خود را تغییر دهید و از زبان بدن یا در اصلاح Body Language استفاده کنید.
Body Language و Face Gestures تقریبا بصورت مشترک در تمامی فرهنگ ها و تمدن ها معانی ثابتی داشتند، برای مثال تکان دادن دست در هنگام جدا شدن نشان بارزی از خداحافظی است، و البته فرصتی بی نظیر برای شما جهت مبرا بودن از صحبت کردن.
ادامه ی مطلب…

توصیه هایی به آنها که دوست دارند برنامه نویسی یاد بگیرند

اکتبر 23, 2008

تصمیم به شروع یاد گیری برنامه نویسی برای بسیاری از ما از یک جرقه گرفته شد، شاید دوستمان را دیدیم که یک برنامه را نوشته و ما ناگهان علاقه مند شدیم، یا از موفقیت های یک برنامه نویس شنیده ایم و می خواهیم مثل او شویم لذا شروع به یادگیری برنامه نویسی می کنیم و یا صد ها دلیل دیگر که می تواند نسبت به افراد متغیر باشد، ولی در ذات قضیه یک امر مهم خفته استو آن اینکه، همانطور که ییهو علاقه مند به برنامه نویسی شده ایم ممکن است خیلی ییهوتر از آن بیزار شویم، پس توصیه می کنم به توصیه هایی که در ذیل آمده قبل از شروع برنامه نویسی عمل کنید و اگر در میانه راه هستید می توانید با موارد زیر خود را بسنجید تا ببینید کجا قرار دارید.
در مرحله اول، حتما زبان برنامه نویسی مورد علاقه خود را انتخاب کنید. اگر اطلاعات دقیقی از برنامه نویسی ندارید با پاسخ دادن به سوالات زیر مسیر خود را انتخاب کنید: آیا دوست دارید برنامه هایی که تحت اینترنت اجرا می شوند را بنویسید؟(وبسایت ها) یا برنامه هایی که در سیستم کاربر اجرا می شوند؟
آیا دوست دارید برنامه ها یا سایت هایی که می نویسید حال ایستا داشته باشند یا پویا باشند؟ آیا دوست دارید برنامه هایتان تک کاربره باشد یا چند کاربره؟ آیا می خواهید برنامه های بزرگ سازمانی بنویسید یا برنامه های ساده؟ و …
اول از همه مسیر خود را در مسیر گرایش برنامه نویسی مشخص کنید. می خواهید برای وب بنویسید یا برای سیستم کاربر؟
پیشنهادم برای آنهایی که دوست دارند تحت وب بنویسند : PHP, ASP.Net, Java می باشد. دقت کنید برای شروع برنامه نویسی تحت وب حتما با HTML, Java Script و CSS آشنا باشید. بدون این سه مورد شما یک برنامه نویس حرفه ای تحت وب نخواهید بود. دقت کنید انتخاب PHP انتخاب مناسبی است مادامی که به نوشتن برنامه های تحت وب محدود مبادرت بورزید، PHP می تواند در نوشتن سایت ها یا برنامه های تحت وب پیچیده مشکل ساز باشد.
حال آنکه یاد گیری جاوا در نوع خود کمی مشکل می باشد، ولی سایت هایی که با جاوا نوشته شوند واقعا قابل اعتماد و مستحکم هستند، بعلاوه اینکه دستمزد یک سایت نوشته شده با جاوا به مراتب بسیار بیشتر از سایتی نوشته شده با PHP است. این در حالی است که ASP.NET در میان این دو قرار دارد و از ویژگی های هر دو در خود دارد، هم آسان است و هم پایدار، پس می توانید ASP.Net را هم در لیست علاقه مندی های خود برای برنامه نویسی تحت وب قرار دهید. پروژه های نوشته شده با ASP.net هم به مراتب گران می باشند و می توانند دستمزد خوبی برای برنامه نویس داشته باشند.

ولی دانستن نکات فوق زمانی مفید خواهد بود که شما با یک پایگاه داده استاندارد هم آشنا باشید. انتخاب خیلی از برنامه نویسان خلاصه شده در : Oracle, MySQL و MS SQL Server . البته هسته هر سه زبان SQL می باشد، لذا SQL را یاد بگیرید. توجه به این نکته که یادگیری پایگاه داده خیلی کمتر زمان بر خواهد بود، می توانید ابتدا به یاد گیری آن بپردازید و چون در برنامه نویسی حرفه ای باید با دستورات SQL هم برای تولید برنامه آشنا باشید لذا مفاهیم و دستورات SQL را که بسیار آسان هستند را یاد بگیرید.

حال برای شما که کمی مصمم تر شده اید باید توصیه کنم حتما قبل از ورود به مقوله برنامه نویسی سعی کنید مفاهیم IT را فرا بگیرید. مفاهیم IT با اینکه تاثیر مستقیمی در برنامه نویسی ندارند ولی بدون آنها شما هرگز نخواهید توانست یک پروژه را سالم به هدف برسانید. منظور از این مفاهیم، شامل نحوه عملکرد سرورها، امنیت، نحوه عملکرد مشتریان سایت شما و … می باشد. برای مثال شما باید بدانید که چطور کدهایتان در سرور اجرا خواهند شد و اصلا یک سایت با چه پروسه ای برای کاربر نمایش داده می شود؟ مجموع این دانسته ها را مفاهیم IT می گوییم و شما برای برنامه نویسی یک پروژه کاربردی باید در حد متوسط به بالایی با آنها آشنایی داشته باشید. البته برعکس برنامه نویسی که با کسب تجربه رفته رفته اصولی تر می شود، مفاهیم عمدتا قضیه های ثابتی هستند که می تواند از منابع مختلفی مثل اینترنت با آنها آشنا شوید.
ادامه ی مطلب…

چطور یک کلاس درس را استاندارد بچینیم؟

اکتبر 22, 2008

در مبحث تدریس و آموزش محیطی که دانش آموز یا دانشجو در اون قرار داده از اهمیت ویژه ای برخورداره، از اونجایی که من تو انواع کلاس های درس از جمله رسمی، غیر رسمی، مختلط، خصوصی و … شرکت کردم می خوام تجارب و علوم اثبات شده تو این قضیه رو براتون مطرح کنم تا شاید اگر روزی استاد شدید یا حداقل دوست دارید از کلاس حداکثر استفاده رو بکنید این موارد رو هم امتحان کنید.

متاسفانه کلاسهایی که اکثر در ایران برگزار می شن، استاد-محور هستند، یعنی استاد تدریس می کنه و همه به ایشون نگاه می کنند، این در صورتی هست که یک کلاس استاندارد باید تشکیل شده باشه از تلاش و فعالیت یکسان استاد و دانش جو.

نکته اول تعداد است، توجه داشته باشید که با افزایش تعداد دانشجو یا دانش آموز کیفیت تاثیر دروس طبیعتا کاهش خواهد یافت. دلایل زیادی رو می تونم براتون مثال بزنم، ولی مهمترینش رو می شه به کم بودن فرصت برای دانشجو برای ابراز عقاید و حرفهای خودش نام برد. دلایل دیگه ای شامل، ترس از مضحکه شدن در جمع، جو کلاس، تنفس سخت، سرو صدا و … نیز در این دسته اند. پس همیشه سعی کنید کلاس هاتون تعداد استانداردی دانش آموز داشته باشد. نسبت به اندازه کلاس، تعداد می تونه از 8 نفر تا 20 نفر متغیر باشه، ولی استثناهایی رو هم در این قضیه می شه وارد کرد که از بحث ما خارج هست.

نکته بعدی، رعایت اصول چیدمان هست. دقت کنید که هر دانش آموز باید به نسبت مشخصی فضای خالی برای خود داشته باشد، این فضا نه تنها به صورت ظاهری مورد استفاده قرار می گیرد بلکه در درون و روان او هم تاثیر بسزایی داره، هرچه ردیف ها یا صندلی ها به هم نزدیک باشند یک نوع احساس فشار درونی حس می شه. برای کلاسهایی که فعالیت های کلاسی نقش بسزایی داره توصیه میشه حتما از چیدمان نعل اسبی استفاده بشه. تو این چیدمان همه رو در روی هم هستند و می تونند به راحتی با هم ارتباط چشمی برقرار کنند. خوشبختانه دیده می شه که این نوع چیدمان روز به روز در کلاس های ایرانی بیشتر اجرا می شه و علاوه بر اینکه مزیت های فراوانی برای دانش آموز داره، کار کنترل کلاس رو هم برای استاد خیلی راحت تر می کنه.

یکی دیگه از مهمترین عوامل یک کلاس استاندارد، نور پردازی اصولی هست، به وفور یافت میشه دانش آموزانی که به طور نامحسوس به خاطر نور پردازی غلط کلاس عینکی شده اند. نوری که روی تخته سیاه یا وایت برد می افته باید کاملا ملایم باشه و از بالا به صورت غیر مستقیم وارد بشه، ما خودمون دوران دبیرستان علت اصلی دعوا سر کلاسمون نور خورشید بود که از بین پرده ها روی تخته می افتاد. طبیعتا این امر کاملا دید رو مختل می کنه و باعث حواس پرتی و عدم درک صحیح مطالب می شه. همچنین هنگام تاریکی نوری که روی کتابهای دانش آموزان می افته خیلی مهم هست، تابش غیر اصولی می تونه واقعا برای چشم ها مضر هست.

ادامه ی مطلب…

چطور صفحه نمایش را از نگاه جاسوس محافظت کنیم؟!

اکتبر 21, 2008

از اونجایی که کامپیوتر یک وسیله شخصی هست، هرکسی می تونه یک سری اطلاعات محرمانه و مختص خودش رو در اون نگه داری کنه، حالا این اطلاعات هرچی که می خوان باشن، ولی حفظ و نگه داری از اونها به دلایلی خیلی حیاتی هستند، و ممکنه حتی دیده شدن اونها ما رو دچار مشکل بکنه، با بیخیال شدن محتوای اطلاعات و آرزوی اینکه شما از این مطلب استفاده مثبت بکنید روش هایی چند از محافظت تصاویر و اطلاعات روی مونیتورتان در برابر نگاههای کنجکاو براتون مطرح می کنم.
البته اکثر این ترفندها مناسب محل کار و جایی هست که شما ممکنه اطاعاتتون رو نخواید فاش بشن، تو خونه که بحث این حرفها نیست. حالا شاید سرکار برای چند لحظه بخواید به جای کار یک ویدئو تو یوتیوب ببینید، یا برید سراغ مجلات و روزنامه ها، چت کنید، یا برای مادربزرگتون یک ایمیل بنویسید.

اولین کار و مهمترینش این هست که شما پنجره های باز (برنامه های در حال اجرا) رو از دید رئیستون که داره به طرف شما می آد مخفی کنید، سه تا راه عملی برای این کار دارید:
1- مستقیم برید دسکتاپ. برای اینکار لطفا تک تک پنجره ها رو minimize نکنید، کافیه یه بار دکمه windows رو با D فشار بدید!  Windows+D
قشنگ بود نه؟! (خدمت دوستانی که سوال کردند باید توضیح بدم دکمه ویندوز همون دکمه ای هست که روش عکس ویندوز هست، پائین ترین ردیف سمت چپ بین Alt و Ctrl. سمت راست اینور space هم یکی ازش پیدا می شه.)
2- همیشه چند تا برنامه مربوط به کار یا غیر مشکوک رو در حال اجرا داشته باشید، در حالی که دارید با مادربزرگتون چت می کنید و ییهو رئیس داخل می شه کافیه با Alt  و tab  بین برنامه ها بگردید. پس Alt+Tab
3- یک ترفند بسیار جالب استفاده از یک سری نرم افزارهایی به نام “کلید رئیس” یا “Boss Button” هستند، اگر تو گوگل سرچ کنید خیلی راحت پیداشون می کنید، این نرم افزار ها با یک کلید خاص یا انتقال cursor ماوس به یک گوشه مخصوص اجرا می شن، و در یک لحظه اون برنامه هایی رو که از قبل برنامه ریزی کردید رو ناپدید می کنه و اونهایی رو که صلاح می دونین رو Maximize می کنه.

مورد دومی که باید مد نظر داشته باشید موقعیت صفحه نمایش شماست. سعی کنید همیشه با زاویه ای مناسب نسبت به مراجعه کننده گان قرار بگیرد. چنانچه این امر برایتان میسر نیست حداقل جایگیری خودتان به نوعی باشد که بتواند مونیتور رو پوشش دهد…

ادامه ی مطلب…

ترفندکهایی برای لذت بردن از کامپیوتر

اکتبر 20, 2008

امروز حال کردم چند تا ترفند و میانبر تو کامپیوتر رو براتون بنویسم، البته مطمئنا خیلی هاتون با اونها آشنا هستید ولی خوب همشونو در کنار هم یه جا داشته باشیم خیلی خوبه…

1- اول راجع به کاربرد های دکمه های End و Home که رو کیبورد داریم و خیلی می بینیمشون ولی اصلا جز تو بازی کردن ازشون استفاده نمی کنیم. حتما ارزش این دکمه رو خیلی از برنامه نویس ها می دونند، عملا از این دکمه ها می تونید برای پرش به ابتدا یا انتها سطری که درش هستید استفاده کنید.
فرض کنید تا یه جای جمله نوشتیم و می خوایم بر گردیم اول سطر و یک کلمه رو اضافه کنیم، لازم نیست دیگه بگیرید از ماوس یا دکمه راست یا چپ رو فراوان نگه دارید تا اون cursor نهایتا بره برسه به اون نقطه، کافیه یک بار دکمه Home رو بزنید تا بره اول سطر، حالا بعد اینکه این اصلاح رو انجام دادید، دکمه End رو بزنید تا برگرده همون جایی که بودید.

2- جالب ترین استفاده ای که از این حالت انجام می شه select کردن یک سطر هستش، دکمه Shift رو بگیرید و از انتهای سطر Home رو بزنید، حالا دیگه همه سطر یکجا select شده، به همین راحتی، این کار از اینکه بگیرید نیم ساعت ماوس رو برای های لایت کردن یا اینکه شیفت رو با دکمه چپ یا راست بزنید خیلی بهتر هست، تازه این کار رو می تونید دقیقا با Shift + End نیز انجام بدید.

3- حالا برای جذابیت بیشتر قضیه بعد از select کردن Shift + Delete رو بزنید، بعدش Shift+Insert رو بزنید و مجدد Shift + insert رو بزنید، یک عمل واقعا زیبا و هیجانی برای کپی و پیست کردن نوشته توسط چند دکمه نزدیک هم. این کار مخصوصا تو برنامه نویسی واقعا حال می ده!

4- موقع چت کردن با یاهو مسنجر تو اون محیطی که تایپ می کنید دکمه بالا (Up) رو فشار بدید! جالبه نه؟!

5- تو محیط هایی که وقتی اینتر می زنید ییهو دو سطر cursor پائین می یاد، برای اینکه فقط یک سطر پائین تر بیاید کافیه Shift + Enter  یا گاها Ctrl+Enter رو بزنید.

قبل از شماره 6 یه چیز جالب به ذهنم رسید، دیدید بعضی وقتی برمی گردید از کمی عقب تر بنویسید نوشته های جلوتون پاک می شن؟ انگار نوشته های جدیدتون کلمات جلو رو یکی یکی می خورن! این مشکل زمانی حل می شه که خیلی کوچولو دکمه Insert رو بزنید! به همین سادگی! کافیه دوباره Insert رو بزنید تا همون بلا سرتون بیاد، البته گاها این خودش خیلی به درد می خوره!

ادامه ی مطلب…