بایگانی

بایگانیِ نوامبر 2008

چطور یک فرزند خوب برای والدین خود باشیم؟

نوامبر 29, 2008 2 دیدگاه

اخیرا پستی رو تقدیم شما کرده بودن با عنوان «روش هایی برای یک پدر خوب شدن (قسمت یک، قسمت دو) و خوشبختانه استقبال خوبی هم ازش بعمل اومد، بنابراین وظیفه خودم دونستم که پستی رو تقدیم کنم خدمت شما با عنوان وظایف یک فرزند خوب در خانواده. گمونم این سلسله پست ها زمانی تکمیل می شه که «روش هایی برای یک مادر خوب شدن» رو هم تحلیل کنیم و برای اون نیازمند زمان و صد البته روحیات و خلقیات یک مادر هستم که امیدوارم بتونم در آینده نزدیک راجع بهش بنویسم.
به هر حال وظایف و مسئولیت های یک فرزند در خانواده شاید بیشتر جنبه حضوری و رابطه ای داشته باشه. به این معنی که شما وقتی فرزند خوبی برای پدر مادر خود هستید که کنارشون باشید و رابطه ای صمیمی و دوستانه باهاشون داشته باشید. این دو موضوع خودشون به حدی گسترده و پیچیده هستند که اگر من کل این پست رو به اینها اختصاص بدم بازم کار به پست های دوم و سوم می کشه، پس ترجیحا با مقدمه قرار دادن این موارد می ریم سراغ بحث اصلی یا همون «روش ها و راهکارها».

وظایف فرزندی:

دوستشان داشته باشید
به عنوان یک فرزند، اولین و اصلی ترین وظیفه شما نسبت به والدینتان دوست داشتن اونهاست. شما باید همواره و تحت هر شرایطی آن ها را دوست داشته باشید، کمترین بهانه برای دوست داشتن، همین پدر و مادر بودنشان است. آنها شما را وارد این دنیا کرده اند که زندگی کنید و سعادتمند شوید، پس چه بهانه ای بهتر از این برای ستایششان؟!. آنها تا جایی که می توانند برای شما امکانات و زمینه را محیا می کنند و دوستتان دارند، پس شما هم آنها را دوست داشته باشید. اگر کدورت و مشکلی در خانوده است بدانید که والدین شما همیشه بخشنده خواهند بود. پس بدون نگه داشتن کینه و با قلبی آکنده از عشق نسبت به آنها برای احیای روابط به سمتشان بروید و مطمئن باشید که دست خالی برنخواهید گشت. ضمن اینکه یکی از معجزات خداوند، عشق و مهر مادری، یکی از زیباترین دلایلی هست که به نوعی شما را مجبور می سازد تا عاشق مادر خود باشید، او روز ها و شب ها بخاطر شما سختی و عذاب کشیده، پس پاسخ به این همه لطف و محبت و مهر، نباید جز دوست داشتن متقابل باشد. ضمن اینکه پدر هم، خود را با شرایط سختی مواجه ساخته، یا شاید در بسیاری از موارد بر خلاف میل باطنی خودش کاری را فقط بخاطر شما انجام داده، پس با در نظر گرفتن این موارد باید قبول کنیم که دوست داشتن پدر و مادر جزو اصلی ترین وظایف ما نسبت به آنهاست. 

فرزند نیکو!

فرزند نیکو!

وفادار باشید
تحت هر ظرایطی وفادار به خانواده ای که از آن آمده اید باشید، و البته آن را نشان دهید. این وفاداری می تواند در قالب احترام گذاشت، حفظ ارزش ها و هنجارها، پیروی از پدر و مادر و خدمت به آنها و دیگر اعضای خانواده باشد. اینها که گفتم با اینکه ایده آل های یک آرمانشهر محسوب می شوند، ولی چه بهتر که کم کم ما نیز آنها را در زندگی روزمره نهادینه کنیم تا از زندگی با پدر و مادر خود لذت ببریم.

با آنها صحبت کنید
راجع به موضوعات گوناگونی، از قبیل موارد کاری و درسی گرفته تا ایراد ماشین لباسشویی با آنها صحبت کنید. سعی کنید بحث های چند سویه و عمومی را شروع کنید تا همه فرصت و اطلاعات کافی را برای اظهار نظر داشته باشند، در ورای همین صحبت هاست که می توانید براحتی به دو مورد بالا جامه عمل بپوشانید. هنگام صحبت کردن، تن مناسب داشته باشید و ارتباط چشمی درخور را ایجاد نمایید. ضمن اینکه از کلمات و اصطلاحات صحیح و قابل ارائه در خانه بهره گیرید.

از تجارب و نصیحتهایشان با در نظر گرفتن شرایط بهره ببرید
همواره پدر و مادر بدون هیچ چشم داشتی نصایح و تجارب را در اختیار فرزندان خود قرار می دهند، و وقتی شما را از کاری منع می کنند یا به آن تشویق می کنند، در اکثرقریب به اتفاق موارد فقط شما و سربلندی شما مد نظرشان هست. پس این گونه نصیحت های بی ریا بهترین و کارا ترین موارد می باشند. ممکن است برخی موارد صحت کافی را نداشته باشد یا با منظق و شرایط شما سازگار نباشد، در این نوع موارد با ارائه منطق و دلیل قانع کننده سعی کنید آن ها را به این باور برسانید که هدفتان در راستای هدف آنهاست ولی به خاطر دلایلی که حتما آنها را ذکر کنید نمی توانید راه یا ایده آنها را دنبال کنید.

بد رفتاری نکنید
تحت هیچ شرایطی با پدر و مادر خود بدرفتاری نکنید، این بدرفتاری از یک نگاه خشم آلود گرفته تا یک جنجال خانوادگی را شامل می باشد. در همه موارد خشم خود رو کنترل کنید و سعی کنید به منطق اجازه حکم رانی تو مشاجره رو بدید. اگر واقعا از دست شما ناراحت هستند یا بلعکس سعی کنید کمی از قضیه بگذرد تا آبها از آسیاب بیفتد، سپس بنشینید و با قضاوت عادلانه تصمیم گیری کنید، معمولا در این شرایط افرادی که به اشتباه خود پی می برند، قانع می شوند و سعی در بهبود شرایط می کنند.
بیشتر بخوانید…

کتابهایی که جایشان در قفسه کتابتان خالی است!

نوامبر 27, 2008 25 دیدگاه

علاقه وافر من به کتاب یکی از عللی هست که باعث می شه هر از چند گاهی راجع بهش تو این وبلاگ هم بنویسم. در کل کتاب رو بیش از حد دوست دارم و به نظرم یه کتاب بهترین و با ارزش ترین هدیه ای هست که می شه گرفت و داد. خواستم یک سرچی تو نت بکنم و ببینم که بیشترین کتبی که تابحال خونده شده اند کودوم ها بودند، ولی چند تا منبع مختلف نتایج متفاوتی داشت، پس تصمیم گرفتم کتابهایی رو که تو لیست ها دیدم و خودم هم خوندم رو با شما به اشتراک بزارم.

بی شک کتابی که همیشه عنوانش و حضورش در کتابخونه ام یاد آور دانسته ها و اطلاعات زیادی هست کتاب «سینوهه پزشک مخصوص فرعون» هستش. مطمئنم که اکثر قریب به اتفاق شما حداقل اسم این کتاب رو شنیدید. کتابی که خود سینوهه، پزشک فرعون، چند هزار سال پیش نوشته و توسط مترجم میکا والتاری از نوشته های اصلی به زبان فرانسه اگه اشتباه نکنم ترجمه شده و توسط مترجم بزرگ «ذبیح الله منصوری» سالها پیش به فارسی برگردونده شده. بی شک ترجمه خیلی گیرای منصوری یکی از اصلی ترین عوامل جذابیت این کتاب هست. حال آنکه اطلاعات بسیار وسیع در مورد تمدن آن هنگام مصر و رمز و رازهای عجیب قریب آن زمان که در این کتاب تقریبا 989 صفحه ای به دقت ذکر شده اند حس عجیب و زیبایی را در آن خلق کرده اند. حتما توصیه می کنم اگر آن را نخوانده اید و واقعا علاقه مند به تاریخ و تمدن و عجایب دنیای آن زمان هستید آن را بخوانید.

«ارابه خدایان» توسط اریک فون دنیکن کتاب دومی است که باز خواندن آن را برای همه علاقه مندان به تاریخ، تمدن و باستان شناسی و همچینن کسانی که به درک حقایق مرموز گذشتان کنجکاو هستند، پیشنهاد می کنم. ارابه خدایان با ارائه مدارک و شواهد بسیار منطقی اثبات می کنه اجداد ما در گذشتگان شاهد فرود موجودات هوشمند از سیارات دیگر روی زمین بودند و بیانگر تمام اتفاقاتی است که بعد از حضور آنها در زمین رخ داده. اهرام ثلاثه، قوم مایا و پیشگویی ترسناک آنها و هزاران مسئله خیلی جذاب و هیجان انگیز و البته منطقی و درست را می شود از ورای صفحات پر از محتوای مفید این کتاب استخراج کرد. این کتاب توسط اگر اشتباه نکنم دانیال بودا به فارسی ترجمه شده.
کتاب سومی که حتما باید حداقل یکبار توسط همه مردم توی کره زمین باید خونده بشه، کتاب زیبایست به نام «آخرین راز شاد زیستن«. البته این اسم به فارسی برگشته کتاب هست که در حقیقت اسم اصلی اون «پیرو قلب خود باشید» یا «ّFollow Your Heart» هست. اندرو متیوس، طراح و کارتونیست استرالیایی این کتاب زیبا رو نوشته و اثری هست که واقعا زندگی انسان رو از این رو به اون رو می کنه. توصیه می کنم این کتاب رو که حجمش هم زیاد نیست حداقل یکبار و حتما بخوانید چرا که تاثیرات بارزی که روی شما خواهد گذاشت واقعا شما رو به  فردی خوشحال و شاد تبدیل می کنه. 
این هم توضیحی کوتاه راجع به کتاب:

این کتاب Andrew در  سی زبان مختلف ترجمه اون وجود داره و چندین میلیون نسخه از اون بفروش رسیده. هدف اصلی کتاب کمک به شما برای ” یافتن هدف در زندگی و کارتان” هسستش و طی فصل های مختلف سعی می کنه کلا شاد زیستن و سلامت زیستن رو با زبون خیلی ساده ای برای همه ما یاد بده. زبان کتاب بسیار گیرا و روان هست و شما هرگز از خوندن اون احساس خستگی نمی کنید.

زیر کوهی از کتاب!

زیر کوهی از کتاب!

 بی شک نام نویسنده معروف «پائولو کوئیلو» براتون آشنا هست. اگر اینطور هست، حتما اسمی از کتاب کیمیاگر اون شنیدید. کتابی واقعا زیبا و تاثیر گذار. کیمیاگر حکایت پسری چوپان هست که در آرزوی گنج دنیوی به سفر می ره. در طول این سفر به کیمیاگری برخورد می کنه که بهش یاد می ده چطور به ندای قلبش گوش کنه و به دنبال رویاهاش بره. شما در این کتاب 150 صفحه ای که توسط میترا میر شکار ترجمه شده چیزی جز زیبایی و اثر بخشی رویاها و درون انسان پیدا نمی کنید و مطمئنا همونطور که مترجم هم اشاره کرده، ممکن نیست این کتاب رو بخونید و تحولی عظیم تو زندگی تون رخ نده.

بیشتر بخوانید…

روش های برای تقویت مهارت گوش دادن (Listening)

نوامبر 24, 2008 6 دیدگاه

مهارت Listening به عنوان یکی از چهار مهارتهای یادگیری زبان امری بسیار مهم و اجتناب ناپذیر است. متاسفانه خیلی ها از جمله خود من زمانی این مهارت را نادیده گرفته و بعدها آسیب های جدی دیدیم. امتحاناتی مثل TOEFL و امتحانات پایان دوره محلی هستند که آنهایی که Listening را ساده تصور می کردند در دام افتاده و شکست می خورند. البته تنها آسیب محدود به این موارد نمی باشد. وقتی که شما تن، لهجه و شیوایی کلام خود را با فردی که از Listening کمال استفاده را کرده، مقایسه کنید، متوجه کلاهی که سرتان رفته می شوید. پس با در نظر گرفتن اینکه شما حساسیت و اهمیت یادگیری این مهارت را قبول دارید می رویم سراغ روشهایی برای بهبود و ارتقاء سطح کیفی آن.

در وهله اول باید توجه داشته باشید که محدودیت اولین فاز عدم پیشرفت هست. پس خودتان را محدود به انواع Listening نکنید. اگر به کلاس زبان می روید و نوع خاصی از کاست یا CD را همراه کتاب خود دارید، و دائما از طریق آن Listening را پیگیری می کنید، دست به تنوع بزنید و به یک کتاب فروشی رفته و انواع دیگر کاست یا CD را تهیه کنید و حتی اگر بی هدف ولی باز گوش کنید. نقطه جالب توجه اینجاست که اگر با علاقه به یک فایل صوتی گوش کنید پس از مدتی تمام کلماتی را که معنایشان را می دانید متوجه خواهید شد. و خیلی جالب تر این که اکثر کلماتی را که  می شنوید درک می کنید و تصویری از آن کلمه در ذهن شما نقش می بندد و در تماس های بعدی تان با زبان آن تصاویر ذهنی مثل کمک های غیبی به داد شما می رسند. پس تا جایی که می توانید گوش کنید!
بهترین نوع Listening می توانید کاست های یا CD های خوانده شده از روی کتب داستان، مجلات یا انواع کتاب ها باشد.

یکی از اساسی ترین شرایط درک Listening داشتن علاقه است. این علاقه می تواند در ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار بگیرد. ولی موضوع کلی در دو نوع علاقه خلاصه می شود. علاقه کلی به Listening و علاقه به موضوع Listening. اگر کلا به Listening علاقه ندارید که هیچ! هرچه بیشتر گوش دهید بیشتر دانسته هایتان را فراموش می کنید. پس توصیه ام این هست که با در نظر گرفتن اهمیت Listening با شور و اشتیاق و علاقه پای Listening بنشینید و به خود بقبولانید که این Listening تاثیرات بسزایی را در آینده برروی شما خواهد گذاشت. نوع دوم علاقه که همان به موضوع Listening می باشد، خیلی آسان حل می شود، اگر احساس می کنید که Listening مربوط به مکالمه دو نفر راجع به مهمانی دیشب برایتان اصلا جذاب نیست، فوری آن را عوض کنید و به چیزهای دیگری گوش دهید. و نهایتا اینکه بعضی وقتها به خود استراحت بدهید تا قضیه برایتان لوس نشود.

Listening کنیم!

Listening کنیم!

موضوع بعدی بحث منابعی هستند که می توان از آنها برای Listening استفاده کرد. همانطور که در بالا اشاره کردم Listening های مربوط به کتب زبان بهترین گزینه می باشند. علت این امر هم بیشتر بخاطر تناسب آنها با سطح درک شما از زبان می باشند. پس با بالا رفتن درک شما می توانید از منابعی مثل رادیو، کارتون ها و فیلم ها، پادکست ها و … نیز استفاده کنید. البته دقت داشته باشید که نوع منبع انتخابی شما علاوه بر اینکه باید محتوای قدرتمند و با ارزشی داشته باشد باید با علاقه شما هم سازگار باشد. اگر مثلا از اینترنت 26 کیلوبایت! استفاده می کنید، پادکست و رادیوهای آنلاین اصلا توصیه نمی شود.

با متن- بی متن؟
یکی از سوالهایی که خیلی در این زمینه پرسیده می شود، این است که آیا ما هنگام گوش دادن به Listening ها، به متن های نوشته شده از روی همین Listening نگاه کنیم یا نه. در پاسخ باید بگوییم که تا جایی که امکان دارد سعی کنید نگاه کردن به نوشته را به آخرین مرحله موکول کنید. شما فقط گوش بدهید و زیاد هم سعی نکنید که تمام جزئیات را درک کنید. در سه چهار مرتبه اول احتمال ایده کلی از Listening را دریافت کنید، اگر در آخرین مرحله درک کلی Listening برای شما ضرورت دارد، به متن نگاه کنید، مادامی که به متن نگاه نکرده اید، Listening برای شما تازگی خواهد داشت، پس می توانید چند روز بعد مجددا به همان Listening گوش کنید و چیزهای تازه ای را یاد بگیرید!

کیفیت صدا و آرامش محیط هم دو فاکتور مهم و ضروری می باشند. البته خوشبختانه امروزه CD ها و DVD های با کیفیت بالایی عرضه می شوند. پس نگرانی فقط باید بخاطر محیط آرام باشد. هرچه محیطی که در آن قرار دارید آرامش داشته باشد، شما بهتر خواهید توانست که از Listening لذت ببرید. زمانی که من تازه یادگیری زبان رو شروع کرده بودم و در آموزشگاه از اون کاست پلیرهای قدیمی برای پخش Listening ها استفاده می شد ما واقعا عذاب می دیدیم. کیفیت بد، Noise ناجور پلیر و صدها عامل دیگر دست در دست هم Listening را برای ما تبدیل به یک معضل کرده بود.

Listening در هنگام رانندگی هم ایده بسیار جالبی هست. دقت کنید مثلا سی دی های صوتی آنتونی رابینز را می توانید تهیه کنید و در هنگام رانندگی گوش کنید. از نکات بارز این نوع Listening این است که شما اصلا لازم ندارید تا تمرکز روی Listening کنید، بلکه تمرکز شما باید و الزما باید روی رانندگی باشد، و این Listening ناخودآگاه تاثیر خود را خواهد گذاشت. همچنین می توانید از گوشی موبایل خود یا MP3 Player ها هم استفاده کنید و در هرجا و هر زمان توسط هدفون ها به Listening گوش کنید، این ایده که خیلی راحت تحقق می یابد، روی چند تن از دوستان آزمایش کردیم و باور نمی کنید در عرض دو ماه چطور لهجه آنها را از انگلیسی ناجور! به انگلیسی آمریکایی تغییر داده.

بیشتر بخوانید…

چطور منظورمان را بهتر منتقل کنیم؟ (چطور معلم خوبی باشیم؟)

نوامبر 22, 2008 14 دیدگاه

 عنوان رو که دوباره نگاه می کنم یه تفاوتی بین دوتا موضوعی که استفاده کردم می بینم ولی در کل زمینه رو برای نوشتن عمومی و به قول دوستان قابل اسکن تر بهتر احساس می کنم. اخیرا که دوره TTC (آموزش شیوه های دبیری زبان انگلیسی) رو با یکی از بهترین و دوست داشتنی ترین اساتیدم تموم کردم یکسری ایده و نظریه های جالبی رو در درون خودم تراوش شده پیدا کردم که در نهایت باعث شد تا شوق به اشتراک گذاشتنشون رو با دنیای سایبر تحمل نکنم و باز دست به کیبورد بشم.

در کل اصل های جالب و متفاوت و صد البته عملی خیلی زیادی برای افرادی که قصد دارند تدریس کنند وجود داره، از اونجایی که یکی از اصلی ترین اهداف تدریس انتقال مفاهیم و منظورهاست پس من مجموعه ای از روش های خوب رو که یک فرد می تونه از اونها استفاده کنه رو براتون بیان می کنم.

مهمترین و اولین عامل در موفقیت به عنوان یک دبیر، رعایت یک جمله است «خودت باش!». شخصیت و ذات شما، یک عنصر تقریبا مستحکم و ایده آل شماست. شما وقتی خودتان هستید، احساس راحتی می کنید و در بیان و نطق کلام حتما بهتر عمل خواهید کرد. حال آنکه تلاش برای نوعی دیگر جلوه دادن طبیعتا تمرکز اصلی شما را متشنج و دچار اختلال خواهد کرد.

اصل دیگر، که بهتر است اون رو یکی از عوامل موفقیت در همه مراحل و درجات بیان کرد، «صداقت» هست. هرچه شما در گفتار و رفتار صادق باشید، جریان مثبتی از تفکر دیگران نسبت به خود جذب خواهید کرد. نشان دادن احساسات واقعی، بیان حقیقت و در توضیحی کمی دقیقتر، نگاهی صادقانه، بهترین اثر را هنگام انتقال کلام و بیان خواهد داشت. با در نظر داشتن اینکه در موارد خیلی خاص «دروغ مصلحتی» می تواند کارساز باشد، ولی باید واقعا دقیق باشیم، چراکه بیشتر مواقعی که احساس می کنیم دروغ مصلحتی می تواند کارساز باشد، اشتباه تصور کرده ایم!

یکنواخت نباشید، به قول کتاب How to teach English اثر Jeremy Harmer یک معلم باید متنوع باشد!  اگر کسی هستید که همیشه با کت و شلوار ظاهر می شوید، یک روز برای تنوع اسپورت بپوشید، و برعکس. اگر شخصی هستید که دائما موهایش را به راست شانه می زند، یک روز هم به چپ شانه بزنید، این نکات اگرچه شاید ریز باشند، ولی در گیرایی هرچه بیشتر شما تاثیر بسزایی خواهند داشت.

یکی دیگر از عوامل مهم، صبر و تحمل هست. مخصوصا افرادی که وظیفه انتقال مفاهیم را به کودکان دارند باید بسیار صبور باشند. به شخصه در کلاسی برای بررسی نوع تدریس استاد حاضر بودم، شاگردان، کودکان بین 9 تا 12 سال بودند، شاید دانش آموزانی که واقعا در نوع خود از نظر شیطنت و ایجاد سر و صدا بی نظیر بودند. تک تک آنها برای جلب توجه دبیر، به اعمال واقعا شیطنت آمیزی مثل رقص در وسط کلاس! می پرداختند. موردی که در این میان توجه من رو خیلی جلب کرد، صبر و حوصله استاد بود. او با در نظر گرفتن شرایط و جو کلاس، بهترین تدبیر رو برای حفظ آرامش کلاس و در عین حال انتقال دانسته های جدید به دانش آموزان استفاده می کرد. مثلا همین رقص یک دانش آموز فرصت خیلی مناسبی شد تا اونها با کلماتی مثل Dance, pop music و middle of the class آشنا بشند. این چنین آرامش می تونه دست شما رو در فکر کردن اصولی واقعا باز بزاره.

خلاقیت! اصل دیگری هست که گفته می شه واقعا فرق بین کلاس ها از خلاقیتی که یک استاد به خرج می ده ناشی می شه. استاد می تونه برای بهتر تدریس کردن، با توجه به شرایط کلاس، ترفند ها و روش های خاصی رو به کار ببره. یک بازی نشاط آور و هیجان انگیز در 15 دقیقه انتهایی کلاس علاوه بر اینکه خاطره خیلی خوبی در ذهن همه به جای می گذاره، فرصت خیلی مناسبی می شه تا یه استاد بتونه نکات کلیدی و مورد نیاز برای جلسه بعدی رو غیر مستقیم برای دانش آموز مطرح کنه.

بیشتر بخوانید…

ویژگی های یک رزومه خوب چیست؟

نوامبر 16, 2008 20 دیدگاه

شاید در طول دوران زندگی برای هریک از ما پیش بیاد که حداقل یکبار بخوایم برای استخدام در یه محیط کاری رزومه بنویسیم. با توجه به اینکه مخصوصا در کشورهای غربی توجه خاصی به روزمه می شه، لذا هرچه دقیق و هدف دار نوشتن این رزومه می تونه پروسه استخدام شما رو سریعتر و راحتتر پیش ببره. جالب اینجاست که یکی از دوستان یه مدت پیش یه رزومه خیلی کامل و هدف دار به قسمت Google Jobs فرستاد و بعد از مدتی پیگیری بهم اطلاع داد که گوگل ازش دعوت کرده تا در مصاحبه حضوری شرکت کنه. این تاثیر و اهیمت یک رزومه رو برامون بطور کامل مطرح می کنه.

یه روزمه استاندارد پیرو قوانین و دستورالعمل های خاصی هست، ولی در نهایت این شما هستید که تصمیم می گیرید چطور رزومه رو بنویسید، حال آنکه مقید بودن به قوانین می تونه شما رو از بهتر نوشتن محروم کنه. پس نکته اول این هست که واقعا تصمیم بگیرید که چیزی رو در واقعیت وجود داره و باید منتقل بشه رو بنویسید.

قبل از شروع به نوشتن، خوب فکر کنید. به تمامی مشاغل پیشین، درجات و رتبه های کاری، مدارک و سوابق تحصیلی و کلیه تجارب کاری مرتبط و غیر مرتبط خود فکر کنید. تک تک آنها می تواند در تصمیم گیری ستاد استخدام تاثیر بسزایی بگذارد.
اگر برایتان مقدور بود حتما چند نمونه از رزومه ها را به دقت بررسی کنید. دقت کنید که هیچگاه نمی شه هیچ دو روزمه ای رو پیدا کرد که عینا شبیه هم باشند، پس شما هم سعی نکنید که از رزومه دیگران کپی کنید. به نظر من اون تلاش و زحمت و خلاقیتی که در نوشتن رزومه خودتون به کار خواهید برد، خودش یکی از عوامل تاثیر گذار هست.
صادق باشید
نوشتن تمامی موارد و تجارب بهتر از مخفی کردن آنهاست.
دروغ نوشتن شاید منجر به تصدیق رزومه و دعوت از شما برای مصاحبه حضوری شود ولی نهایتا در مرحله تسلیم مدارک دروغ شما فاش خواهد شد که این تاثیر بسیار منفی در پروسه خواهد گذاشت.
حرفه ای عمل کنید، برای مثال اگر آدرس ایمیل خود را می نویسید، دقت کنید این آدرس مضحک، بی معنی یا دارای ایرادات عرفی و اخلاقی خاصی نباشد. ممکن است روزمه شما رو افرادی با عقاید خاص یا مخالف عقاید شما بررسی کنند، پس طوری بنویسید که عامه پسند باشد، از کاغذ های رنگی، فونت های کودکانه و پر زرق و برق، لینک به وبلاگ یا وبسایت های خودتان نیز تا حد امکان بپرهیزید.

 

از غلط های املایی و نگارشی بپرهیزید. این غلطها ممکن است این ذهنیت را در ذهن بررسی کننده ایجاد کنند که شما تمایل زیادی به این کار ندارید لذا دقت کافی را نکرده اید.
مشخصات شخصی خود از قبیل قد، وزن و وضعیت چهره جزو مواردی هستند که برای بسیاری از بررسی کننده گان آزار دهنده می باشند، پس تا جایی که ممکن است از نوشتن و ارائه آنها بپرهیزید. (البته اگر شغل شما بیشتر جنبه فیزیکی دارد، و مشخصات جسمانی شما می تواند در این زمینه تاثیر گذار باشد، حتما آنها را بنویسید.)

بیشتر بخوانید…

روش هایی برای مفید خواندن!

نوامبر 14, 2008 14 دیدگاه

مفید خواندن یعنی طوری بخوانید که پیام نویسنده را بدون صرف زمان زیاد، درک کنید. همچنین مفید خواندن، نوعی خواندن است که به شما کمک می کند با استناد به متون و موارد مرتبط بدون زحمت زیاد چیزی را که به دنبالش هستید درک کنید. زمانی که مقاله ای را می خوانید یا کلا منظورتان از خواندن درک عمومی مطلب است دقت کنید که یادداشت برداری از مطالبی که می خوانید رابطه مستقیمی با کیفیت درک مطلب دارد.

آیا تابحال اتفاق افتاده که متنی رو بخونید و بعدش متوجه بشید که اصلا منظور نویسنده رو درک نکردید؟

آیا تابحال شده که یه کوه از کتاب رو برای نوشتن یک مقاله بخونید ولی نهایتا نتونید به چیزی که دنبالش بودید برسید؟

اگر هریک از موارد بالا را تجربه کرده اید، نشانگر این است که شما بصورت مفید متن رو نخوندید. مفید خواندن با تعیین یک استراتژی متناسب با نوع متنی که می خوانید شروع می شود. در تعیین این استراتژی هدف از خواندن  و طبیعت نوشته خود کمک شایانی محسوب می شوند.  اهداف یک مطالعه و کتاب خواندن می تواند شامل یکی از موارد زیر باشد.
جمع آوری اطلاعات برای نوشتن یک مقاله
یادگیری یک موضوع یا درک یک تئوری
 آماده شدن برای یک امتحان
در هریک از موارد فوق، طبیعت کتابی که می خواهید بخوانید به شما کمک خواهد کرد که چطور بخوانید، استراتژی که برای خواندن یک کتاب درسی لازم است، با استراتژی لازم برای خواندن یک رمان متفاوت است. لذا در زیر من استراتژی های لازم برای خواندن دو نوع نوشته را ارائه می کنم. امیدوارم مفید واقع شوند.

راهکارهای (استراتژی های) مطالعه متون آموزشی (آکادمیک):
ساختار و شیوه نگارش متون آموزشی معمولا بصورت رسمی و قانونمند می باشد. ابن متون می تونند شامل کتب معمولی یا جزوات اساتید باشند. برای درک یک مطلب از متون و نوشته های آکادمیک شما باید با استراتژی های مفید  مطالعه این نوع متون آشنا باشید. این استراتژی ها می توانند شامل موارد زیر باشند:
1- خواندن بخش مقدمه کتاب و پیدا کردن نقطه تز (Thesis Point) و بررسی فهرست مطالب
2- بررسی دقیق جملات موضوعی (Topic Sentences). جملاتی که معمولا دیدگاه کلی از نوع مطالب موجود در یک پاراگراف را ارائه می دهند.
حالا اینهایی که در بالا اشاره شد یعنی چه؟
نقطه تز:
بخش مقدمه، جهت ارائه یک دیدگاه کلی از علت پدید آمدن کتاب ارائه می دهد. معمولا به عنوان نتیجه گیری این مقدمه و در پاراگرف آخر این بخش نقطه ای به نام نقطه تز (Thesis Ponit) وجود دارد. در این نقطه نویسنده مستقیما هدفش از نوشتن این کتاب را بیان می کند، پس با مطالعه دقیق این مقدمه می توانید چهارچوب کلی از علت پیدایش کتاب را در ذهن خود تداعی کنید.

جمله موضوعی:
بعد از اینکه چهارچوب در ذهن شما نقش بست، باید تصویر داخل آن نیز در ذهن شما مجسم شود، پس شما باید شروع به خواندن کنید و ببینید که نویسنده چطور از ایده خود دفاع می کند.
بیشتر بخوانید…

چطور موثر باشیم؟!

نوامبر 9, 2008 3 دیدگاه

برای بسیاری از ما تاثیر گذار بودن و داشتن اثر مفید دغدغه ای مهم و اساسی می باشد. خیلی از ماها دوست داریم زمانی که در محلی به عنوان یک فرد از اجتماع آن محل حضور داریم موثر واقع شویم. این تاثیر می تواند کلامی، عملی یا به روشهای دیگر تداعی شود. ولی تلاش بسیاری برای رسیدن به این مرحله ناموفق بوده و در روابط خود دچار مشکلات انبوه می شوند. مجددا عاملی که مرا تشویق به نوشتن این مطلب می کند، یکی از همکلاسهایم هست که چند روزی است درگیر ابراز احساسات خود به دختری جوان می باشد، همچنین دوره ی جدید TTC که در آن شرکت کرده ام، آموزه های بسیاری برای موثر واقع بودن ارائه می دهد، پس باهم می رویم سراغ تحلیل این قضیه و روش های مفید واقع شدن.

اولین چیزی که به ذهنم می رسد، ضرب المثل قدیمی «کم گوی و گزیده گوی» می باشد. معمولا در نگاه اول در برخورد با اشخاص قیافه و ظاهر آنها نقش بسزایی را در تصمیم گیری ما نسبت به هویت آن فرد ایفا می کند. با اینکه قضاوت از روی ظاهر در اکثر جوامع و بین مردم زیاد پسندیده نیست ولی همه ما، ناخوداگاه به این امر مبادرت می ورزیم، پس باید این را در نظر داشته باشیم که خودمان نیز روزی مورد قضاوت از روی ظاهر قرار خواهیم گرفت. بعد از شکل گیری هویت در ذهن ما، منتظریم تا کلام و صدای فرد را بشنویم تا تصمیم خود را قاطع تر کنیم. در این مرحله است که یک فرد هرچقدر مفید و اثرگذار صحبت کند، شکل شخصیتی او که در ذهن طرف مقابل نقش بسته وجه بهتری پیدا خواهد کرد. یک سخن تاثیر گذار و مفید الزاما بلند و خسته کننده نیست. این که یک مفهوم در قالب یک جمله با درستی منتقل شود خیلی زیباتر از آن است که سعی کنیم در قالب جملات و سخنرانی طولانی یک مطلب را منتقل کنیم. البته مقتضیات زمان و مکان را هم باید در نظر داشت ولی در کل هرچه کمتر صحبت کنیم، هویتی سنگین و صد البته موثر از خود در ذهن دیگران تداعی خواهیم کرد. با بلند و طولانی شدن کلام علاوه بر اینکه اثر بخشی آن کوتاه می شود، آثار خستگی و گیجی را در شنونده پدید می آورد. پس شرط اول برای موثر واقع شدن دقت در کلام و خطاب هست.

در مجامع عمومی، بخصوص مهمانی ها و جلساتی که افرادی به تازگی بایکدیگر ملاقات می کنند، حرکت نیز نقش مهمی ایفا می کند. معمولا افرادی، حرکات افراد دیگر را چه عمدا و چه سهوا زیر نظر دارند، پس باید برای اینکه تصویر صحیح و شخصیتی سنگین از خود ارائه دهیم، مراقب حرکات خود باشیم. تکان دادن دست و پا و کلا حرکات بدن باید متناسب و درخور باشند، محدوده خود را باید شناسایی کنیم و در آن محدوده میدان حرکات خود را بگسترانیم، از حرکات و حالات چهره بصورت متناسب استفاده کنیم و سعی کنیم چه عمدا و چه سهوا هیچ حرکت ناشایستی مثل علامات خاص با معانی مخالف عرف را  با دست یا چهره بروز ندهیم. همانطور که اشاره کردم ممکن است هر لحظه تحت نظر باشیم و این می تواند چهره ما را نزد دیگران مخدوش کند. پس در بعد حرکات جسمانی، حرکتهایی مقبول می باشند که سنجیده و آرام باشند، متاسب با کلام و کلا نشانگر شخصیت فرد باشند. نشان دادن این خصوصیت می تواند گام موثری در موثر بودن شما تلقی شود.

همانطور که در ابتدا گفتم، ظاهر شما یکی از دخیل ترین عوامل در موثر بودن شما می باشد، پس سعی کنید همواره ظاهری آراسته و درخور جمعی که درآن حضور دارید داشته باشید. تنوع لباس، رنگ مناسب، استفاده از پاپیون یا کراوات برای آقایان (با در نظر داشتن شرایط و ضوابط)، موهای مرتب و شانه زده و صداها عامل دیگر که باید به دقت بررسی شوند و مجموع آنها می تواند شخصیتی موثر و در واقع تداعی کننده این جمله در شما باشند که «Let the appearance to speak» به این معنی که طوری باشید که ظاهرتان همه چیز را درباره شما بیان کند.

بیشتر بخوانید…

نحوه انتخاب یک دیکشنری مناسب

نوامبر 5, 2008 8 دیدگاه

امروزه، برای اکثر افرادی که به هر نحوی با متون انگلیسی یا غیر زبان مادری خود درگیر هستند، داشتند یک دیکشنری بزرگترین مزیت و کمک تلقی می شود. یک دیکشنری خوب، با در بر داشتن مفاهیم و تعاریف عام و خاص یکسری کلمات و اصطلاحات و جملات می تواند کمک شایانی را به افرادی که قصد درک مفهوم و مطلب نوشته ای را دارند، به حساب می آید. اما شاید برای اکثر ما انتخاب یه دیکشنری خوب و موثر کار کمی مشکلی باشه. حال آنکه در کلاس و آموزشگاهها شاهد دبیران و دوستانی هستیم که هریک به سلیقه خود یک دیکشنرای را معرفی می کنند. اما واقعا معیار گزینش یک دیکشنری خوب چیست؟ آیا اصلا فرقی می کند که دیکشنری مارکش چه باشد؟ همه دیکشنری ها معنی کلمات را نوشته اند، پس لزوم نشان دادن حساسیت در این زمینه چیست؟
نکته ای که بسیاری از ما به آن در هنگام خرید یک دیکشنری توجه نداریم میزان کارایی و گیرایی آن است. ممکن است دیکشنری را تهیه کنید و بتدریج یک دیدگاه کلی از «مشکل» بودن این دیکشنری در ذهنتان نقش ببندد، و علت آنکه عموما مفاهیم و معانی کلمات و اصطلاحات کمی پیچیده و مشکل مطرح شده اند. لذا برای شما سخت است که بتوانید به راحتی لغت مورد نظر خود را درک کنید. پس یکی از اساسی ترین معیارهای گزینش یک دیکشنری خوب سادگی و گیرایی محتوای آن است. به وفور برای خود من پیش آمده که هنگام جستجوی معنی یک لغت مجبور شده ام به دنبال سه یا چهار کلمه ای که جدیدا در توضیح آن کلمه اصلی دیده ام، بگردم. البته شاید از منظری این مفید بنظر بیاید، ولی وقتی هدف صرفه جویی در زمان است، این اصلا خوشایند نیست. هنگام خرید دیکشنری عجله نکنید، صفحه ای را باز کنید و چند معنی اول آن را با توضیحاتش بخوانید، ببینید آیا واقعا سطح دانش زبان شما را پوشش می دهد یا نه؟ البته این کار را در چندین صفحه امتحان کنید و ببینید که نتیجه کلی رضایت بخش باشد.
عموما در رده دیکشنری های کتابی، سه نوع مطرح وجود دارد: جیبی، معمولی، قطور. طبیعتا در انتخاب دیکشنری مناسب به کارکرد آن دقت کنید. هرگز یک دیکشنری جیبی برای کارهای بزرگ ترجمه ای مناسب نخواهد بود، حال آنکه حمل یک دیکشنری قطور در سفر و میتینگ های معمولی کمی مضحک به نظر می رسد، پس با توجه به کار و موقعیت دیکشنری خود را انتخاب کنید، می توانید در انتخاب خود از موارد زیر کمک بگیرید.
چنانچه فردی هستید که دائما در حال رفت آمد می باشید، و برای شما یافتن سریع لغات کلمات از جهت آنکه باید سریعا آنها را به کار ببرید حساس می باشد، حتما از دیکشنری های جیبی استفاده کنید، انواع دیکشنری های جیبی Oxford، Longman و Merriam Webester گزینه های مناسبی بشمار می آیند.
چنانچه زبان آموز هستید، یعنی در دانشگاه یا آموزشگاه زبان می خوانید، یا به هر دلیلی در کلاس از دیکشنری استفاده می کنید دیکشنری های معمولی برای شما مناسب می باشند. American Word Power، Longman و Oxford Dictionary جزو مناسب ترین و پرکاربردی ترین دیکشنری های معمولی می باشند.
حال اگر شما از دیکشنری برای ترجمه متون یا پیدا کردن مفاهیم پیچیده استفاده می کنید، انواع جیبی و معمولی آن شاید کارساز نباشند، لذا دیکشنری های قطور می توانند مناسب باشند. در انتخاب یک دیکشنری قطور حتما به کیفیت جلد و صفحات توجه کنید. دو دیکشنری قطور Oxford Advanced و Longam Advanced جزو بهترین دیکشنری های پیشرفته و قطور می باشند. (لازم به کر است این دیکشنری ها به تجربه و اکثریت نظر اساتید و دوستان انتخاب شده اند، حتما دیکشنری های مفید و جالب بیشتری هم می توانید تهیه کنید.)

شما باید قبل از خرید دیکشنری زبان های مبدا و مقصد آن را بدانید. دانشجویان و دانش آموزان انگلیسی هرگز از دیکشنری های غیر از انگلیسی-انگلیسی استفاده نکنند. حتی مشاهده شده که برخی دیکشنری ها دارای زیر نویس فارسی برای کلمات هستند که باز هم تا جایی که ممکن است از آنها استفاده نکنید. دیکشنری های انگلیسی به فارسی زمانی به درد می خورند که هدف شما یادگیری انگلیسی نیست و از آن فقط برای رفع نیازهای ضروری استفاده می کنید.

بیشتر بخوانید…

بیایید نگذاریم وبلاگستانمان را ببندند!

نوامبر 4, 2008 ۱ دیدگاه

عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان عزیز:

یه چند روزی هست که زمزمه هایی خفیف درباره کم شدن سرعت Loading وبلاگ های وردپرس و داشبورداشون به گوش می رسه. البته این خبر رو از دو سه تا منبع موثق شنیدم، با اینکه داشبورد من سرعتش مثل همیشه هست و تغییری نکرده ولی به هرحال اولین ذهنیتی که در انسان بعد از شنیدن این خبر تداعی میشه، احتمال بسته شدن وردپرس یا همون مسدود شدن اون هست. لذا گفتم یک پستی رو بنویسم و با مخاطبان عزیزم که احتمالا در وردپرس هم وبلاگ دارند و خودشون یه پا پروفشنال هستند، یه چیزهایی رو به اشتراک بزارم و کلا در این رابطه با هم تبادل بحث کنیم.

 تو این که وردپرس یکی از بزرگترین و فعالترین مراکز وبلاگستان فارسی و نشر محتوای فارسی (البته محتوای مفید و دست اول) به حساب می آد شکی نیست و به جرات می تونم بگم که دید خیلی از کاربران نسبت به وردپرس یک دید سطح بالاست، لذا انتظارات هم طبیعتا از این مرکز بالا می ره و کل اعضای این مجموعه باید دست در دست هم اصول و مواردی رو برای هرچه گیرا تر کردن این محیط رعایت کنند.

ده ها وبلاگ پرمحتوا، زیبا و مفید در وردپرس هستند، وردپرسی که به قول یکی از دوستان مهد شکوفا شدن استعداد خیلی از بلاگرهای بزرگ ایرانی هست، متاسفانه امروز شاهد این قضیه هستیم که یکسری مباحث کلیشه ای و در حد خود بی محتوا و ناهنجار گونه درش مطرح می شن. گاها این مباحث به حدی بیخ پیدا می کنند که تبدیل به موضوع روز تو وبلاگستان می شن، البته این اصلا بد نیست و کلا یکی از ویژگی های وبلاگستان هست، ولی وقتی وجه زیبایی خودش رو از دست می ده که یکسری افراد به مقاصد سودجویانه (البته اکثر غیر مالی) شروع به فحاشی و ارائه جعلیات و در برخی موارد گرایش به سمت موارد کاملا غیر قانونی و غیر اخلاقی پیدا می کنند. همین موارد باعث می شه که دست اندرکاران قضیه مسدود سازی هم الارقم وجود مستندات و گزارشات مبنی بر قدرت وبلاگستان در وردپرس اقدام به مسدود کردن اون می کنند.

من فعالیت و مطلب هیچ وبلاگی رو مستقیما مورد قضاوت قرار نمی دم ولی شاید یکی از اصول و پایه ای ترین شرایط به قول معروف «انسان زیستن» قبول و درک یک مسئله هست. مسئله ای که امروز بصورت یک مورد نهان ولی بسیار خطرناک گریبانگیر جامعه ایران هست، و شاهد سرایت اون به سمت وبلاگستان و در نتیجه تحقق اون مثل قدیمی که «به خاطر یه چوب خشک، همه چوب های تازه هم آتیش می گیرن و می سوزن». این مسئله که من اسمش رو «بیماری توهین» می زارم، امروز با ابرچسب های گنده ای به نام آزادی بیان و آزادی وبلاگستان داره مثل یه زهر لاعلاج تو رگ های وبلاگستان پیش می ره و تمام اعضای سالم رو هم به خودش آلوده می کنه. اعضایی هم که مقاومت نشون می دن، طبیعتا توسط همین زهر که پادزهری براش نیست به نوعی آسیب می بینن. (تصور کنید همین قضیه مسدود شدن رو!).

و اما در باب این بیماری توهین سخن یکی از اساتید دنیا دیده سالها پیش بس که » توهین یعنی کم آوردن منطق! «. تمام پست ها و تصاویر و کست ها و ویدئوهای توهین آمیزی که هریک یا فردی را، یا موضوعی را و … را مورد تهاجم قرار می دهند علنا اعتراف غیر مکتوب نویسنده شان است مبنی بر اینکه «من منطقم دیگه قدرتش رو نداره» .

یه مثال ساده هم می زنم: البته این مثال اصلا به این معنی نیست که من طرفدار قشر یا افراد خاصی هستم. تصور کنید در این روز انتخابات آمریکا، عده ای طرفدار اوباما و عده ای طرفدار مک کین هستند. زننده ترین کاری که یک طرفدار بلاگر اوباما می تواند انجام دهد این است که بیاید و به وسیله یک پست یا تصویر یا هرچه، چهره و شان سیاسی مک کین را به باد تمسخر بگیرد. (به اون توهین کند.) همانطور که هیچکدام از ما نمی توانیم متحمل یک توهین یا بهتان باشیم، باید این بعد را از دید دیگران نیز مورد سنجش قرار دهیم. البته معنی حرف من این نیست که بیایید و انتقاد را و بررسی ضعف ها و اشکالات وارد بر یک فرد یا دولت یا حکومت را متوقف کنید، ولی تاکید من بر این است که با دید منطقی قضایا را مورد کنکاش قرار دهید. البته منطقی که پیرو هنجار های خاص باشد.

بیشتر بخوانید…

رادیو وبلاگستان تقدیم می کند!

نوامبر 4, 2008 2 دیدگاه

دوستان عزیز، طرح رادیو وبلاگستان که از طرح های زیبا و بیاد ماندنی دوست عزیزم صابر بستانی (وبلاگچی) است، به تازگی به صورت رسمی راه اندازی شده که به نظر پروژه ای غنی و صد البته مستعد می باشد. من هم به نوبه خودم و با توجه به مسئولیتی که در وبلاگستان فارسی در جهت نشر محتوا داریم عضو این رادیو شده ام و پادکست های خودم رو در فواصل زمانی گوناگون در این رادیو عرضه خواهم کرد.

در قسمت «درباره» رادیو وبلاگستان داریم:

رادیو وبلاگستان پویشی برای رساتر کردن صدای وبلاگستان فارسی است.رادیو وبلاگستان به هیچ ارگان یا گروه یا حزب خاصی وابسته نیست و تنها ویژه ی وبلاگ نویس های فارسی زبان وبلاگستان است.رادیو وبلاگستان برای انتشار محتوای صوتی در وبلاگستان فارسی راهندازی شده است.تمام وبلاگ نویس های فارسی زبان , در هر سرویس وبلاگنویسی که فعالیت میکنند بدون کارت دعوت عضو رادیو وبلاگستان هستند.شما کجا وبلاگ دارید؟ پرشین بلاگ , بلاگفا , بلاگ اسکای , میهن بلاگ , بلاگر , آفتابلاگ, وردپرس , انزلی بلاگ و … در هرجای این گیتی مجازی که باشید عضوی از رادیو وبلاگستان هستید و با پر کردن فرم عضویت بلافاصله امکان ارسال پادکست های خود را دارید.

به عنوان اولین پادکست، یک معارفه و سلام کلی و بعد چند اصطلاح اورجینال آمریکایی را در کست خود اجرا کردم. که می توانید با مراجعه به اینجا آن را بشنوید..

پی نوشت : تو رادیو می تونید من رو با نام «امیر حمیدی» پیبدا کنید.

آداب ارسال ایمیل (چگونه یک ایمیل باحال بنویسیم؟)

نوامبر 2, 2008 8 دیدگاه

از اونجایی که ارسال ایمیل پرکاربرد ترین فعالیت در اینترنت هست، لذا اینکه چطور یک ایمیل را صحیح بنویسم و یا تاثیر گذار، ترفند ها و روشهای خاص خودش رو می طلبه. نوشتن نامه معمولی کمی با ایمیل متفاوت هست، لذا باید استاندارد ها و نکات خاصی رو رعایت کنید. مجموع تجارب، مطالعه سه سایت و یک کتاب که اسمش یادم نیست رو بطور خلاصه برای شما اینجا قرار می دم. امیدوارم که روزی به دردتون بخوره.

قضیه ای که برای همه نوشتن ها و کلا برای همه چیز در زندگی صادق است، «علت» نام دارد. علت نوشتن خود را بدانید. یعنی چرا می نویسید؟ اگر بتوانید به دو سوال زیر پاسخ قانع کننده دهید، می توانید آغازی مناسب برای نوشتن یک ایمیل مناسب داشته باشید.
1- چرا می نویسم؟
2- دقیقا نتیجه این ایمیل چه باید باشد؟
روزانه صدها ایمیل به اینور اونور ارسال می شن، ولی ایمیل هایی که واقعا خوانده می شن، شامل مواردی هستند که روشون وقت گذاشته شده و بهشون ارزش داده می شه. اگر می خواهید ایمیلیتون خونده بشه، روش وقت بگذارید و خودتون براش ارزش قائل باشید.

موضوع ایمیل یکی از حساس ترین قسمت های آن است. در انتخاب عنوان از بیان نتیجه ایمیل نهراسید. یا حتی از پرسیدن سوال نهایی خود. همانطور که قطعا خودتون هم می دونین موضوعاتی مثل «خیلی مهم، حتما بخونید!» یا «سوالات من» یا «        «!(یعنی بدون موضوع) عمدتا توسط کاربران ترتیب اثر داده نمی شن. یک نمونه از یک عنوان مناسب می تونه عبارت باشه از «قرارمون ساعت 10 شد، من کفش اضافی بیارم؟» یا «می تونی درایو C من رو فرمت کنی؟». گیرنده ایمیل به محض دیدن این عنوان به این فکر خواهد کرد که آیا می تونه درایو C شما رو فرمت کنه یا نه؟. نه اینکه حالا بشینه فکر کنه که آیا این ایمیل ارزش خونده شدن رو داره؟

گزیده گوی باشید! یعنی سعی کنید تمام متن خود رو در یک صفحه طوری که تمام کنید که دیگر اسکرول نشود. خلاصه مطلب و چیزی را که می خواهید بیان کنید. در نوشتن اصولی مثل فاصله بین پاراگراف ها، Bold یا italic کردن کلمات، علامت های نگارشی مثل ویرگول، علامت تعجب و علامت سوال را هرگز فراموش نکنید.

تا جایی که امکان دارد، در بار اول از ارسال attachment یا ضمیمه ایمیل خودداری کنید. با یک نامه حرفه ای از رضایت گیرنده مبنی بر دریافت فایل اطمینان حاصل کنید و در ایمیل بعدی فایل خود را بفرستید.

در ایمیل هایی که برای بار اول به کسی ارسال می کنند خود را کاملا معرفی کنید. یکی از کلیدهای دریافت پاسخ شایسته همین معرفی اصولی و صحیح خود است.

مهربان باشید! قبل از کلیک کردن دکمه ارسال، به محتوای ایمیل خود نگاه کنید، اگر متنی خشن و جنجالی بود، ایمیل را در Draft ذخیره کنید و مدتی از پای کامپیوتر بلند شوید، یک چایی داغ بنوشید تا کمی خونسردی خودتون رو بازیابی کنید، بعدش برگردید سراغ نامه و اون رو اصلاح کنید. یک زبان نرم و با ادب همواره تاثیر بهتر و عمیق تری خواهد داشت. به این فکر کنید که ممکن است گیرنده تا آخر ترم با شما همکلاس بمونه، یا کماکان همکار شما تو بخش باشه. لذا کاری نکنید که این ایمیل از شما تصویری خشن و ناهنجار را در ذهن گیرنده تداعی کنه.

با ایمیل حرفه ای برخورد کنید. طوری ایمیل را بنویسید که به نظر نیاید یک کودک پشت کامپیوتر نشسته، غلط های املایی و نگارشی، جملات ناتمام، از دست رفتن زنجیره کلام و … از مواردی هستند که نوشته شما را بی اثر می کنند. پس چند دقیقه روی ایمیل وقت بزارید تا بتونه تاثیر خودش رو بگذاره.

بیشتر بخوانید…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 26 مشترک دیگر بپیوندید