برای طرح این قانون به عنوان اصل در زندگی به کتاب “دنبال قلبت برو” و مطلبی که راجع به این قانون گذاشته رجوع می کنم:
هدف از طرح این قانون چیست؟ زندگی مرحله به مرحله اتفاق می افتد. مثل این قورباغه ما هم ممکن است گول بخوریم و ناگهان خیلی دیر شده است! ما باید از اتفاقاتی که در اطرافمان رخ می دهد کاملا آگاه باشیم.
سوال! اگر شما فردا صبح با بیست کیلو اضافه وزن ناگهانی از خواب بیدار شوید، نگران می شوید؟
البته! فورا به اورژانس زنگ می زنید و می گویید: چاق شدم!!
اما اگه این اتفاق به آرامی بیفته چی؟ یک کیلو این ماه و یک کیلو ماه دیگر و … .
وقتی شما تو یه روز 10 دلار خرج کنید چه اتفاقی می افته؟ شاید چیز بزرگی نباشه برای یک روز، اما اگه فردا هم همین کار رو بکنید و پس فردا هم همینطور، چطور؟! البته! خیلی زود ورشکست می شید.
برای افرادی که ورشکست می شند، اضافه وزن می آرن، طلاق می گیرند، معمولا یک اتفاق ناگهانی بزرگ نیست – معمولا کمی امروز است و کمی فردا – و ناگهان یه روز… اون اتفاق می افته! و اون دسته افراد به خودشون می گن: چی شد؟
زندگی به تدریج پیش می رود. یک چیز به چیز دیگر اضافه می شود – مثل قطره های آب که صخره ها را سوراخ می کنند. قانون قورباغه به ما می گوید که شاهد چیزهای کوچک هم باشیم. هرروز از خودمان بپرسیم که “کجا میروم؟” آیا نسبت به سال پیش شادتر، قانونمندتر، پولدارتر و بهتر شده ام یا نه؟ اگر جواب منفی است باید روش زندگیمان را تغییر دهیم.
و یک چیز خیلی ترسناک این است که هیچ نقطه ثابتی وجود ندارد، یا پیشرفت می کنیم یا پسرفت!

قانون قورباغه
اگه به زندگی روزمره خودمون و شکست هایی که درش داریم یک با دقت نگاه کنیم خیلی ساده متوجه می شیم که باعث اصلی این شکست ها در اکثر قریب به اتفاق موارد خودمون بودیم و این شکست یکی از اصلی ترین عواملش سهل انگاری و عدم توجه کافی خودمون هست. به عنوان مثال یک امتحان رو تصور کنید، برای دانش جویی که در طول ترم درس رو مرتب خونده و مرور کرده شکست در امتحان معنایی نداره، ولی دانشجویانی که به دام قانون قورباغه افتاندن و در طول ترم به درس توجهی نداشتند شکست خوردن در امتحان یا حداقل نرسیدن به نتیجه مطلوب یه امر بدیهی است. حالا بر اساس اونچه در رجوع به کتاب هم خوندیم می تونیم بفهمیم که زندگی یه خانواده یا پیشرفت و توسعه یه بیزینس و … همش در گرو این قانون می تونه موفق یا ناموفق بشه.
توجه هرچند مختصر ولی اصولی به قضایا و اتفاقات هم امری قابل قبول هست، مصداق این رو کارنامه های ماهانه ای که در دوران مدرسه، بعضی از مسئولین پایه به والدین دانش آموزان ارسال می کردند در نظر بگیرید. این کار شاید تاثیر مستقیمی نداشت ولی والدین رو از وضعیت کلی دانش آموز آگاه می کنند که اگر والدین حواسشون خوب جمع باشه می تونند تدبیر مناسب رو برای مواجهه با شرایط در نظر بگیرند.
البته از این نوع مثالها در زندگی ما خیلی دیده می شه، و همه اونها اومدند که به نوعی ما رو از این خطر آگاه کنند و حالا همه چیز برمی گرده به خود ما که چطور با مشکلات هرچند ریز و کوچک، روبرو بشیم.
موفق باشید.
پی نوشت : تو این پست روش هایی رو برای مقابله با مشکلات مطرح کرده بودم.
دسامبر 26, 2008 در t 4:40 ب.ظ
خیلی عالی بود
دسامبر 26, 2008 در t 5:41 ب.ظ
امیدوارم قورباغه ایران زودتر بیرون بجهد…
دسامبر 26, 2008 در t 6:37 ب.ظ
خیلی جالب بود
بسیار متشکرم
دسامبر 26, 2008 در t 6:47 ب.ظ
مثل همييشه عاللللللللللللللللييييييييييييييي بود.فكر كنم اينارو ميدونيم هممون!ولي خوبه كه اين مطالب هرازچندگاهي يادآوري شن و مرور.مرسي خلاصه.راستي مجله موفقيت ميخونين؟امتحانش كنين.حرف ندارههههههه!فلن
دسامبر 26, 2008 در t 6:51 ب.ظ
مرسی من که واقعا چیز یاد گرفتم
دسامبر 26, 2008 در t 8:26 ب.ظ
ممنون،اتفاقاً امروز مجری یک برنامه تلویزیونی داشت در مورد این قانون حرف میزد.
پاسخ
بله، همین حرفهای مجری برنامه باعث شد تا متوجه شم دقیقا داره ترجمه کتاب دنبال قلبت برو رو می خونه که فکر کردم اطلاع رسانی اون در جامعه سایبر هم مفید واقع بشه. از بازدیدتون سپاسگزارم.
دسامبر 26, 2008 در t 8:27 ب.ظ
kheili aAli bood…merCCC
دسامبر 27, 2008 در t 2:51 ق.ظ
عالی و تکان دهنده بود-ممنونم
دسامبر 27, 2008 در t 4:14 ق.ظ
ok
very god
new shop in iran
only 900 toman????????????????????????????????
my sait
http://www.900toman.com
http://www.looki.ir
دسامبر 27, 2008 در t 4:31 ق.ظ
من این رو به اسم قانون غورباقه پخته می شناختم و اکثر مردم حتی اگه اون رو بدونن باز هم درگیرش هستند
دسامبر 27, 2008 در t 6:23 ق.ظ
مرسی از انتخاب موضوع
راستی این کتاب پیرو قلب خود باشید اثر اندرو متیوس هستش که در واقع زیباترین کتابی بود که در زندگیم خوندم . برای همین هم به خیلی ها معرفیش کردم و یه چند تاییش هم به کسانی که احساس کردم احتیاج دارن و کتابخونه ها هدیه کردم
حتما دوستانی که ندیدنش ، گیرش بیارن و یه نیگاهی بهش بندازن
ضرر نمیکنید
موفق باشید
دسامبر 27, 2008 در t 2:51 ب.ظ
سلام
جالب بود . قانون بدردبخوریه.
با تشکر
دسامبر 27, 2008 در t 4:34 ب.ظ
من که میدونم کل این خبر و مطلب رو از مجری برنامه لحظه های خوش کپی زدی! کمس خلاق تر باشید
دسامبر 27, 2008 در t 5:49 ب.ظ
دوست عزیز، از قضا این مطلب رو من دقیقا دو سال پیش در کتاب “دنبال قلبت برو” خونده بودم و مجری برنامه دقیقا از اون کتاب کپی زده بود. حتی اون جاش که یهو گفت “انفجار!” از کلمه “Kaboom” ترجمه شده بود. همین یک هفته پیش دوباره این کتاب رو می خوندم و این مطلب رو یادم افتاد که پریروز وقتی مجری برنامه هم اونو تکرار کرد دیگه واقعا حس کردم که باید راجع بهش بنویسم.
از توجه شما سپاسگذارم.
دسامبر 27, 2008 در t 10:00 ب.ظ
قورباغه ایران متاسفانه دیر جنبیده و این کشور متلاشی خواهد شد و حداقل به پنج کشور تبدیل خواهد گردید دلیلش هم این است که به ملتهای داخل کشور در زمان مناسب توجه لازم را نکرد و اینک دیگر دیر شده است.بسیار دیر
دسامبر 28, 2008 در t 3:39 ق.ظ
من یک قورباغه را میشناسم که بدجور رفته تو لک . شاید لینک اینجا را بهش بدهم کمی قانون مند می شود !!!
دسامبر 28, 2008 در t 6:43 ق.ظ
من همون قورباغهاي هستم كه حسني اين بالا گفته.
اينو از شنيده بودم اما پيادهسازي و توجه بهش تو لحظههاي زندگي و قدمايي كه بر مي داريم سخته. عموما دير مي جهيم از شرايط وخيمي كه براي خودمون درست كرديم اما عموما ديگه نه تا سر حد مرگ!!
اول ممنون از دوست گلم كه شما رو بهم معرفي كرد و بعد ممنون از شما كه حوصله كردين و اينا رو نوشتين.
دسامبر 28, 2008 در t 6:44 ق.ظ
اااا، چرا اينجوريه؟
آخه من كه عينكي نيستم…!!!!
همينطور سرخپوست!!
دسامبر 28, 2008 در t 6:58 ق.ظ
سپاسگذارم از لطفتون.
امیدوارم زندگی به کامتون شیرین باشه دوست عزیز.
دسامبر 29, 2008 در t 3:08 ب.ظ
عالي بود. از اين گونه مطالب آگاهي دهنده براي من بفرستيد
دسامبر 29, 2008 در t 8:11 ب.ظ
واقعا من این مورد رو تجربه کردم . مثل کنکور خوندن همیشه ما 2 ماه مونده به کنکور اگاه میشیم و به خودمون میایم وبیشتر درس میخونیم که دیگه خیلی دیر شده
دسامبر 31, 2008 در t 5:19 ق.ظ
سلام. آقا من می خوام کنکور زبان شرکت کنم. شما راهنماییم کنید که چی بخونم. البته تا الان کتابهای 504 ، New bridging the Gap و Steps رو خوندم و بعضی از مقالات اینترنتی رو هم با ترجمه می خونم . دیگه به نظر شما چی بخونم؟
دسامبر 31, 2008 در t 7:40 ق.ظ
واقعا معركه بود من اين رو نميدونستم.
حرفهاي قشنگي هم زدي فكر ميكنم خيلي به دردم بخوره.
ممنون
ژانویه 1, 2009 در t 3:59 ق.ظ
بعضی مطالب واقعا ارزش ذخيره کردن دارند مثل اين
ژانویه 1, 2009 در t 7:50 ق.ظ
سلام. من می خوام زبان کنکور بدم. چی بخونم؟ تا الان 504 ، new bridging the gap و steps خوندم . دیگه چی لازمه؟
پاسخ
دوست عزیز، اصلی ترین عامل در موفقیت در کنکور زبان علاقه و استعداد هست. کتابهای مناسبی رو انتخاب کردی مخصوصا Bridging the gap. با اینکه 504 هم حیلی کمکت می کنه. پیشنهاد می کنم زبان عمومی گاج و زبان تخصصی کانون فرهنگی رو هم تستهاش رو بزنی. ضمنا کتابهای سال سه و پیش رو هم با دقت و کامل کامل بخون. انشاءالله که موفق می شی.
ژانویه 1, 2009 در t 5:10 ب.ظ
[...] روزنوشت های یک دانشجوی زبان و عاشق آی تی آنجا که من از دنیا نوشتم… « قانون قورباغه! [...]
ژانویه 1, 2009 در t 5:50 ب.ظ
خیلی عالی بود.
ژانویه 1, 2009 در t 6:51 ب.ظ
علاقه ای که به زبان دارم مثل علاقه ی مجنون به لیلیه! استعدادمم تقریبا خوبه. همیشه با کمترین خوندن توی کلاس بالاترین نمره هارو می گیرم . تست های گاج و کانون هم می زنم. اصلا از کنکور ریاضی بیخیال شدم و برای زبان تلاش می کنم. کتاب زبان تخصصی کانون رو دارم ولی هنوز نمی تونم کار کنم چون کتاب پیش دانشگاهی تموم نشده
پاسخ
با این حساب حتما موفق می شید. ضمن اینکه ادبیات و عربی و دین و زندگی رو فراموش نکنی. مخصوصا عربی
موفق باشی
ژانویه 2, 2009 در t 12:53 ق.ظ
مطالبت منو یاد یه دوستی میندازه که تکیه کلامش شده بود این:
“ازتون میخوام هرچی میدونین برای مدت 30 دقیقه کنار بگذارین تا دوستمون قضیه رو به طور جامع و کامل براتون توضیح بده!”
جالب اینجاست که تمام دوستاش هم تکیه کلامشون همین بود، و همشون هم درباره زمان و قورباغه و ماهی و از این جور چیزها صحبت میکردند.
ببینم، تکیه کلام تو هم همینه؟
پاسخ
چشم ها را باید شست! جوری دیگری باید دید
ژانویه 2, 2009 در t 4:34 ب.ظ
عالي بود ولي من تا خرخره داخلش فرو رفتم يه كم دير ديدمش اي بدبخت اسكندر(-:
ژانویه 20, 2009 در t 5:33 ب.ظ
[...] قانون قورباغه 2- قانون دانه 3- من هم انجیل بخوانم؟ 4- دو کتابی که حتما [...]