من هم انجیل بخوانم؟

By امیر حمیدی

چند روز پیش که به کتاب فروشی سر زده بودم متوجه عنوان “انجیل برنابا” شدم. از اونجایی که خیلی علاقه داشتم تا انجیل رو هم بخونم و با آموزه های مسیح و رهنمودهاش آشنا بشم، فرصت رو غنیمت شمردم. البته انجیل برنابا جزو هیچکودوم از اناجیل اربعه (یوحنا – متی – مرقس – لوقا ) که دارای  شهرت جهانی هستند نیست. و صد البته گفته می شه این انجیل خیلی زمان بعد از خود مسیح پیدا شده و بنظر می رسه از نظر اعتبار نسبت به اون چهارتای دیگه کمی ضعیف تر باشه ولی بهرحال مفاهیم و پایه های فلسفی که ارائه داده مطابق با اناجیل اربعه هستند.

همین دیروز هم فیلم پادشاه پادشاهان را دیدم که مربوط به زندگی و نبوت عیسی مسیح بود. فیلمی بود که مطمئنا از اناجیل در تولید آن الهام گرفته شده بود و واقعیت ها و حقایق جالبی را در اختیار انسان قرار می داد. همونطور که قبلا هم اشاره کردم، در رمان مرشد و مارگاریتا یک سری حقایق دیگه از عیسی و مخصوصا قضیه تصلیب وجود داشت همچنین اثبات های دن بروان رو هم در کتاب راز داوینچی مورد استفاده قرار می دم و نهایتا  با کنار هم قرار دادن اطلاعات به یکسری تضاد ها و تفاوت های فاحشی می رسم که مغزم رو سردرگم می کنه. نتیجتا با نوشتن این پست  تصمیم دارم تا کمی اطلاعات رو سازماندهی کرده و شاید به یه نتیجه ای برسم. ضمن اینکه چون مطالب رشته وار در ذهنم حفظ نشدن پس با رعایت ترتیب اتفاق این کار رو نمی کنم. امیدوارم برای شما مفید واقع بشه.

اولین و اصلی ترین قضیه خود شخص برنابا هست. خود برنابا در کتاب خودش رو یکی از حواریون می نامه این در حالی است که در فیلم شخصیت برنابا یک شورشی بود که شورش عظیمی رو در شهری که عیسی مسیح در اون بود راه انداخت و نهایتا هم زندانی شد و در انتها چهار زندانی (یکی مسیح بود) باید تصلیب می شدند که به مناسبت عید یکی از آنها باید آزاد می شد و آن یک نفر این برنابا بود که رئیس زندان گفت مسیح باید آزاد می شد که تو به جای او آزاد شدی. با توجه به اینکه در ویکی پدیا هم نام برنابا مستقیما جزو حواریون نیست، شک مطرح شده قدرت پیدا می کند. 

قضیه دوم بحث محاکمه عیسی مسیح هستش، در این مورد هم در کل امر تشابهاتی وجود داره ولی در جزئیات (جزئیات سرنوشت ساز) تفاوت های بارزی هستش. در اینکه محاکمه توسط حاکم رومی پیلاطس انجام گرفته هیچ شکی نیست. در فیلم و انجیل و مرشد و مارگاریتا سه نظریه مختلف مطرح است. در فیلم پیلاطس عاجز از محاکمه عیسی او را نزد هیرودیس پادشاه  (نماینده سزار روم) فرستادند و او دستور به شکنجه و تصلیب عیسی را صادر کرد. برنابا (که به نظرانجیل  در این قسمت دچار تحریفات و تغییرات بسیاری توسط ناشرین این کتاب مواجه شده) طبق نظر موافق قرآن نوشته که یهودای خائن به عیسی، تغییر قیافه پیدا کرده و پیلاطس از محاکمه یهودا عاجر مانده و اورا نظر هیرودیس می فرستد، هیرودیس مجددا او را نزد پیلاطس بازمی گرداند و نهایتا او دستور شکنجه و تصلیب را صادر می کند. البته بحث شلاق زدن و ساختن یک تاج خاردار برای عیسی در فیلم و انجیل مشترک هستند که در فیلم عیسی است و در انجیل یهودای خائن تغییر شکل یافته به عیسی! میخائیل بولگاکف هم در مرشد و مارگاریتا می گوید که پیلاطس (که خود را حواری می نامد) بسیار مشتاق بود که عیسی زنده بماند و از هیچ تلاشی دریغ نکرد اما کاهن اعظم که انتخاب می کرد چه کسی بمناسبت عید تبرئه شود روی اعدام عیسی اصرار کرد و نتیجتا او اعدام شد.

بحث بعدی قضیه زنی است که همراه عیسی مسیح می باشد. (قبل از پرداختن به این موضوع اشاره ای جالب توجه از فیلم رو براتون می گم. در صحنه ای از  فیلم که زنی بدکار از دست مردم فرار می کند و سیل مردم هم سنگ بدست او را دنبال می کنند تا بخاطر گناهش او را سنگسار کنند. این جمعیت زن را در گوشه ای گیر انداخته و آماده می شوند که سنگهای خود را پرتاب کنند. در این لحظه عیسی در جلوی زن قرار می گیرد و از او دفاع می کند، سپس علت را می پرسد. مردم، گناهکار بودن او را علت می دانند. عیسی مسیح پیش می رود جمله ای زیبا را خطاب می کند که ترجمه اش این چنین است : “هرکدام از شما که هیچ گناهی در زندگی خود مرتکب نشده، اولین نفری باشد که سنگ را پرتاب می کند”. مردم با شنیدن این جمله از کار خود پشیمان می شوند و زن را رها می کنند.) به نظر داوینچی این زن بعدها همسر عیسی مسیح می شود و یکی از دلایل اثباتش تابلو شام آخر (اثر خود داوینچی) است که در زیر مشاهده می کنید:

last-supper-21

این تصور در واقع آخرین شامی را که عیسی با حواریون می خورد را نمایش می دهد. (می توانید با واژه کلیدی Last Suppor by da vinci کل عکس را هم پیدا و مشاهده کنید). این صحنه و اتفاق قطعا قبل از تصلیب عیسی اتفاق افتاده چون تمامی منابع از صحت آن نقل می کنند ولی باز در جزیئات آن اختلاف بسیار هست. یکی از نکات جالب تکه تکه کردن نانی توسط عیسی و دادن هر تکه به یک حواری است. سپس جام شرابی که عیسی به هر یک از حواریون برای نوشیدن می دهد. به هر حال علت بحث راجع به این قضیه فردی است که در کنار عیسی نشته است. در واقع در کنار دست راست عیسی در تصویر. بنابه دلایلی که اشاره می کنم داوینچی معتقد است ان فرد یک زن است و ترجیحا همسر عیسی مسیح. چیزی که هم در قرآن، هم در فیلم و هم در انجیل نوع دیگری مطرح شده است (البته جای تامل دارد). اگر دقت کنید، زاویه ای که آن فرد و عیسی مسیح (مرکز تصویر) باهم ساخته اند مانند حرف V لاتین است. این نماد در فرهنگ یونان قدیم بیان گر جام و جام نماد زن است. در اصل تصویر که گمانم در موزه لوور باشه، برجستگی قسمت سینه این فرد دلیل دیگری برای زن بودنش تشخیص داده شده. حال اونکه دلیل دیگر تقارن رنگ و لباس عیسی با این زن هست. قرمز تن پوش عیسی، قرمز ردای زن هست و آبی ردای عیسی، آبی تن پوش زن هست!. این زن به گفته داوینچی همون زنی هست که عیسی اون رو از چنگال مردم نجات داده بود.

از اونجا که بنظر پست طولانی و پیچیده شده سعی می کنم با یکی دوتا مورد دیگه پست رو ببندم تا در آینده اطلاعات تکمیلی رو ارائه بدم. 

نکته جالب توجه دیگه متی (یکی از حواریون هستش) نام اصلی اون متیوس بوده و یکی از اناجیل ارابعه رو هم به نام خودش داره. متی یک باجگیر و مالیات گیر یهودی بوده که در ملاقاتی با عیسی مسیح شغل و پیشه خودش رو ول کرده و با او همراه شده. شبهات زیادی در مورد این شخصیت وجود داره و اصلی ترین این که گفته می شه انجیل متی توسط متیویی دیگر نوشته شده و در واقع این متی، همان نیست و ضمن اینکه در باب فعالیت و خدماتش به عیسی موارد زیادی وجود ندارد. موردی که مد نظر من هست تفاوت شخصیت او در مرشد و مارگاریتا با فیلم هست. در صحنه شام آخر فیلم، بعد از اینکه عیسی مسیح بپایان رسیدن عمر خودش رو مطرح می کنه، متی با ناراحتی بسیار ابراز می کنه که ما بدون تو نمی تونیم و همیشه همراه تو خواهیم بود و … . عیسی با نگاهی به اون می گه که متی، خود تو، تا پایان امشب که من محاکمه می شم، سه بار دوستی و همراهی با من رو رد می کنی. در حالی هست که دقیقا سه بار متی در گفتگو با سربازان در قصر دوستی با عیسی رو دروغ محض می خونه و وقتی عیسی بیرون می آد و چشمم به اون می افته از شرم و خجالت پا به فرار می زاره. در حالی هست که در مرشد و ماراگاریتا متی پس از تحمل سختی های فراوان عیسی رو از بالای چوبه دار پایین می کشه و اون رو دفن می کنه.

مورد آخری که بنظرم رسید بحث بعد از تصلیب و اتفاقات اون هست. در مرشد و مارگاریتا که عیسی توسط متی دفن شد. در فیلم، مریم مقدس، زن بدکار، و چند تا از حواریون اون رو از صلیب پایین کشیدن و در غاری گذاشتند، صبح که زن بدکار بیدار شد، جای عیسی رو خالی پیدا کرد و وقتی دنبالش گشت اون رو در حال بالا رفتن از تپه ای مشاهده کرد، عیسی به اون گفت که من حالا اوج می گیرم تا پیش پدرم برم. در انجیل برنابا، او که اصلا به صلیب کشیده نشده، همان اول اوج گرفته و پیش خدا می رود.

مهمترین و پیچیده ترین بحث در مورد این قضیه هم قضیه پدر، پسر و روح القدس هست که خیلی دوست دارم حتما در آینده ای نزدیک مورد بحثش قرار بدم.

موفق باشید.

21 نظر to “من هم انجیل بخوانم؟”

  1. بهنام می گوید:

    تصویر بالا مربوط به شام آخر است که داوینچی اون رو روی دیوار کلیسای سانتا چیچیلیا کشیده نه روی بوم نقاشی- و در موزه لوور هم نیست – که الان هم تقریبا تخریب شده و به علت مرمت های بسیار زیاد قابل اعتماد نیست . در ضمن داوینچی در مورد تابلو چنین نظری ندارد و گفته نقل شده توسط شما فقط در فیلم رمز داوینچی بیان شده است . وهیچ مدرکی دال بر اینکه تصویر فرد کنار مسیح مریم مجدلیه باشد نیست و صرفا تخیل نویسنده رمان روز داوینچی است . لطفا در مورد مدارک ارائه شده در پست های خودتان دقت کنید .

    پاسخ
    با سپاس از نظرتون، باید یادآور بشم که من نظریه یا اصلی رو اثبات نکردم، من فقط شکیاتی رو که در ذهنم بوده مطرح کردم، در ضمن مدارکی که در فیلم و کتاب داوینچی ارائه می شه، خودش در حد قابل قبولی، منطقی بنظر می رسند، ضمن اینکه خود بنده با این که حضرت مسیح همسری داشته باشه مخالفم و علتش هم اعتقادات و آیات قرآن هست. به هر حال این امکان وجود داره که هر ایده و کشف بزرگی حاصل تخیل پردازی یک محقق یا نویسینده باشه که همونطور که در متن نوشتم جای تامل داره.
    مجددا از لطف شما سپاسگذارم.

  2. امین می گوید:

    سلام دوست من نوشته های شما واقعا زیبا بود. اگر به دنبال مسیح میگردی برو انجیل اصلی و بخون انجیل برنابا نوشته یک فرد مسلمان بوده!!و برای زیر سوال بردن انجیل! امیدوارم هم شما و هم همه انسانها از حقایق دینی و عقایدشون یه روزی با خبر بشن …
    آمین

  3. حسين می گوید:

    همه جا حرف از اسلامه ما ايرانيا هنوز تو مسيح مونديم!!!!

    پاسخ
    اینکه همه جا بحث از اسلام هست، دلیلی نمی شه که ما خودمون رو از آشنا شدن و چه بسا یافتن حقایق مسیح منع کنیم.
    آقای اسلام شناس! اسلام نیومد که ادیان دیگه رو رد کنه، اومد که اونها رو کامل کنه، پس دانستن مفاهیم و آموزه های مسیح و یهود و … ( اطلاعات واقعی – چیزی که مورد کنکاش قرارش دادم) ما رو به خدا نزدیک تر می کنه. در ضمن دین مسیحیت با حدود 6 میلیارد پیرو، حتما باید مورد توجه ما مسلمونا قرار بگیره که اگر لازم بود بتونیم در دفاع از دین خودمون اطلاعات راجع به مسیحیت و آموزه های اون رو مقایسه و با اسلام تکمیل کنیم.
    موفق باشید.

  4. ali می گوید:

    peyrovan hazrate masih alyhosalam dar jahan hodode 1 milyard mibashad na 6 milyard
    ya hagh

    پاسخ
    چک کردم. 2.1 میلیارد می باشد. از تذکرتان ممنونم.

  5. آرزوhttp://14gole-roz می گوید:

    سلام
    خیلی ممنون از اینکه وقت گذاشتی و این مطالب رو نوشتی منم دوست داشتم اطلاعاتی کسب کنم ممنون خیلی بدردم خورد موفق و پیروز باشی

  6. سروش می گوید:

    دوستان فیض و آرامش خداوند ما عیسی مسیح با شما باشه.
    از شما درخواست میکنم که به این سایت برین: http://www.doustibakhoda.com

    و اگر هم سوالی داشتین در خدمت هستم!
    mail: nejatforyou@gmail.com

    امیدوارم عیسی مسیح شما رو در شناخت حقیقت کمک کنه!!!!

  7. یوتاب می گوید:

    پست فوق العاده ای بود از زحماننون ممنونم .من شخصا از اینکه یه اتفاق چند جور روایت میشه احساس خوبی دارم.با هر کدومش میشه احساسات خاصی رو تجربه کرد.

  8. یک راز را کشف کردم! یک عمر شادم! « روزنوشت های یک دانشجوی زبان و عاشق آی تی می گوید:

    [...] روزنوشت های یک دانشجوی زبان و عاشق آی تی آنجا که من از دنیا نوشتم… « من هم انجیل بخوانم؟ [...]

  9. سید محمد باقر موسوی (وعده خداوند) می گوید:

    سلام دوستان خسته نباشید.
    بسیار لازم و مهم دانستم در این مورد مسئله مهمی رو در مورد این پست یاد اور شوم
    البته از دوستان تقاضا دارم در حد امکان کل هشت مقاله را با دقت بسیار مطالعه فرمایند
    به امید ظهور پربرکت حضرت مهدی(عج) و حضرت مسیح ،پیر عالم
    مقاله مورد نظر شماره 6 :
    http://www.genuineislam.blogfa.com/post-26.aspx

  10. berjis می گوید:

    ما چرا قرآن رو رها کردیم سراغ یه کتابی رفتیم که معلوم نیست چندهزار بار دست توش بردن؟

    پاسخ
    کی می گه ما قرآن رو ول کردیم؟! چون قرآن رو داریم دلیلی نمی شه که کتاب های دیگه رو نخونیم. انسان همیشه باید به دنبال کسب آگاهی باشه، خواه از قرآن خواه از منابع دیگر.

  11. سروش می گوید:

    دوست عزیز شما اول اطمینان به دست بیار که قرآن صد در صد درست و مطالب نوشته شده در اون صحت داره بعد (اون هم با دلیل) بگو که در انجیل چندهزار بار دست بردن….! البته تعصب رو هم باید کنار گذاشت و با چشم باز جستجو کرد.

    مسیح خداوند برکت و فیض به همه شما عطا کنه .
    http://www.doustibakhoda.com
    nejatforyou@gmail.com
    ————————————-
    خداوندی عیسی مسیح

    حواریون متوجه شده بودند که عیسی مسیح به کرات درباره پدر آسمانی یعنی خدا با آنها گفتگو می کند. فیلیپس که یکی از شاگردان او بود به عیسی گفت: ای استاد اگر پدر را به ما نشان دهی، ما را کافی است. عیسی به او گفت: ای فیلیپس این مدت که با شما بوده ام آیا هنوز مرا نشناخته ای.
    کسی که مرا دید، پدر را دیده است. پس چگونه تو می گویی که پدر را به ما نشان ده. حال در این مختصر نوشته می خواهیم به این امر مهم برسیم و بفهمیم که به چه دلیل عالم مسیحیت عیسی مسیح را که از مادری به نام مریم متولد گردیده، خداوند خود می خواند.

    ما در زبان فارسی لغات فراوانی داریم که هر یک دارای چند معنی می باشند که آنها را در مواقع مختلف و مناسب استعمال می کنیم و جای هیچگونه ایراد و اعتراضی قرار نمی گیرند. یعنی ما می توانیم دختر دیگری را که نسبتی با ما ندارد، خواهر خود خطاب نماییم. و یا پسر شخصی دیگر را برادر خود خطاب نماییم و یا زنی سالخورده را مادر بخوانیم و مورد ایراد کسی قرار نمی گیریم. همچنین رئیس اداره و یا صاحب کارخانه ای را که بر ما ریاست دارد می توانیم ارباب بخوانیم.

    از زمانی که انگلیسی ها بر سرزمین هند دست یافتند و خدمات بزرگی برای آنها انجام دادند. به خصوص در قسمت فرهنگ و زبان انگلیسی، مردم کشور هند، انگلیسی ها را صاحب می خوانند. این کلمه صاحب بزرگترین احترامی است که به آنها نشان می دهند. در خیلی از کشورهای دیگر نیز این اصطلاح به جهت اروپاییان هم بکار برده می شود و گناهی هم محسوب نمی گردد. در هندوستان نیز اشخاص ثروتمند و مهم را مهاراجه می خوانند و در انگلستان اشخاص فراوانی را لـُرد خطاب می کنند که اکثر این لغات و کلمات معنی خداوند را می رسانند و اعتراضی هم مطرح نیست. ما وقتی که شخصی را ارباب می خوانیم معنی آن این است که او را خدایان می خوانیم چون که کلمه ارباب از اب که به معنی خداست ریشه گرفته است. کلمه صاحب هم به معنای خداوند است.

    چنانکه شاعر می گوید:
    یکی بر ســر شاخ بـُـن می بـریـد خداونــد بُستان نظـــر کرده دیــــد
    بگفتا که این مـــرد بـــد می کنــد نه بد بر کس بر نفس خود می کند

    هرگاه ما، انسان ها را خدا و خداوند و ارباب و رب خود می خوانیم و هیچگونه ایرادی از گفتارمان گرفته نمی شود، چه ایرادی دارد، اگر مردم عیسی را خداوند مسیحیان بخوانند. در صورتی که عیسی مسیح به نام روح خدا و کلمۀ خدا به جهان معرفی گردیده است. حرف خدا با خود خدا یکی است و روح خدا با خود خدا نیز یکی می باشد. گناه در این است که انسان را خدا بدانیم. اما روح خدا را با خود خدا و کلام خدا را با خود خدا یکی دانستن گناهی محسوب نمی گردد، چون که انبیاء خدا با الهام از خدا حقایق را برای ما بیان داشته اند. حال به مطالبی که در انجیل درباره مقام خداوندی عیسی مسیح شهادت می دهند، رجوع می کنیم تا ببینیم مسیحیان حق دارند عیسی را خداوند خویش بدانند یا خیر.

    در قدم اول خداوندی عیسی مسیح را در پیش دانی واقعیات مشاهده می نماییم. در انجیل متی 16 : 1 عیسی مسیح به شاگردان خود خبر داده گفت: رفتن من به اورشلیم و زحمت بسیار کشیدن از مشایخ و رؤسای کهنه و کاتبان و کشته شدن و در روز سوم برخاستن ضروریست. که این پیشگویی به موقع تحقق یافته و آنچه که عیسی پیشگویی نمود به انجام رسید. روزی عده ای از شاگردان تمام شب به ماهیگیری مشغول شده بودند و نتوانسته بودند که چیزی بگیرند، صبحدم عیسی به آنها ملحق شده به پطرس گفت: به میانه دریاچه قایق ها را برانید و دام های خود را بیاندازید. پطرس گفت: خداوندا، تمام شب رنج برده چیزی نگرفتیم. لیکن به فرمان تو دام ها را خواهیم انداخت. چون دام ها را انداختند مقداری کثیر از ماهی صید کردند، به طوری که نزدیک بود دام های ایشان از هم گسیخته شود. در حال به رفقای خود که در قایق دیگر بودند اشاره کرده تا آمده ایشان را کمک نمایند. پس از بیرون کشیدن دام ها هر دو قایق را از ماهی پر نمودند.

    پطرس چون این اعجاز را دید بر پاهای عیسی افتاده گفت: خداوندا نزدیک من نیا، زیرا انسانی گناهکارم. متوجه می شویم که قدرت پیش دانی عیسی مسیح بر عمق دریاها هم تسلط دارد و از آینده زندگی خویش و ساعات مرگ و زحمات و قیام از مردگان قبل از واقع شدن مطلع و آگاه می باشد. اگر منصفانه قضاوت کنیم بایستی ما نیز به خداوندی عیسی مسیح اقرار نموده تسلیمش گردیم. عیسی مسیح به سرزمین سامره به اتفاق حواریونش رفته به سر چاه آبی که حضرت یعقوب کنده بود و خود و حیواناتش از آن سیراب می شدند، رسیدند. شاگردان به جهت تهیه غذا به شهر سوفار رفتند. عیسی مسیح نزدیک آن چاه آب نشسته در انتظار بازگشت شاگردانش بود که زنی سامری به جهت کشیدن آب به سر چاه رسید. عیسی از او خواست تا جرعه ای آب به او بنوشاند. آن زن گفت: آقا تو یهودی هستی و من سامری چگونه آب از من می خواهی در صورتی که شما ما را نجس و ناپاک می دانید. عیسی به او گفت: برو شوهرت را به اینجا بیاور. آن زن گفت: آقا من شوهر ندارم. عیسی به او گفت: درست گفتی. زیرا پنج شوهر داشتی و آن هم که داری، شوهر تو نیست. هماندم آن زن کوزه خود را واگذارد و به سوی شهر رفته مردم را به سوی عیسی مسیح دعوت کرد و گفت: بیایید شخصی را ببینید که هر آنچه کرده بودم به من گفت. آیا این مسیح نیست. مردم شهر به سوی آن محل هجوم آورده به مسیح گرویدند. آیا جز خدای خالق این جهان کس دیگری می تواند به گناهان مخفی درون دل انسان پی ببرد. پس لازم است قبول کنیم که مسیحیان در قبول خداوندی عیسی مسیح اشتباه نکرده اند. بلکه به حقیقت شخصیت عیسی مسیح پی برده اند که او را خداوند می خوانند. یوحنا 4 : 3 – 42

    عیسی مسیح نه فقط درباره صلیب و قیام و مطالب ذکر شده در فوق پیش بینی نموده، بلکه در روز قبل از دست گیری نکات فراوانی درباره مرگ خود و اعمال مردم و شاگردانش قبل از وقوع بیان نموده که هر شخص منصفی بایستی با مطالعه آنها به خداوندی عیسی مسیح آگاه گردد. در روز اول عید بزرگ قوم یهود، شاگردان به عیسی گفتند: در کجا می خواهی که ما مراسم عید را مهیا نماییم. عیسی به آنها گفت: به دنبال آن شخص بروید. او بالاخانه ای به شما نشان خواهد داد. در آنجا مراسم عید را مهیا سازید. چنانکه عیسی به شاگردانش گفته بود، یافتند و شام را مهیا نمودند. چون وقت شام فرا رسید، عیسی با دوازده شاگردانش بر گرد سفرۀ شام نشستند. در موقع صرف غذا شاگردان خود را مخاطب ساخته گفت: هر آینه به شما می گویم که امشب یکی از شما مرا به دست دشمنانم تسلیم خواهد نمود و همۀ شما نیز درباره من لغزش خورده مرا تنها خواهید گذاشت و هر یکی به نزد خاصان خود خواهید رفت. شاگردان هر کدام با اصرار تمام وفاداری خود را نسبت به عیسی ابراز داشتند و گفتند هیچ گاه ترا ترک نخواهیم نمود بلکه تا پای جان با تو خواهیم ماند. پطرس اضافه کرده گفت: اگر همه ترا ترک کنند من هیچ گاه ترا ترک نخواهم نمود. عیسی به او گفت: ای پطرس تو امشب قبل از آنکه خروس بانگ بزند، سه بار مرا انکار خواهی نمود. در حقیقت همانطوری که عیسی پیش گویی کرد، همه چیز به درستی انجام شد. مرقس 14 : 12 سرتاسر انجیل نمایانگر علم خداوندی عیسی مسیح می باشد که بسیاری از واقعیات را قبل از وقوع دانسته و برای ایماندارانش بیان داشته است. این خالق و سازنده این جهان است که قادر است اتفاقات آینده زندگی را بداند و قبل از وقت آن را بیان دارد.

    در قدم دوم قدرت خداوندی عیسی مسیح را در شفای امراض مریضان مشاهده
    می کنیم. افسری رومی که جزء بت پرستان محسوب می شد، غلامی داشت که بسیار او را دوست می داشت. اما مریض و مشرف به موت بود. آن افسر نزد عیسی رفته برای نجات غلامش تقاضای شفا نمود. عیسی به او گفت: من آمده او را شفا خواهم داد. آن افسر به عیسی مسیح گفت: خداوندا من لایق آن نیستم که زیر سقف من آیی، فقط سخنی بگو که غلام من شفا خواهد یافت. عیسی چون ایمان او را دید فرمود: ترا بر وفق ایمانت بشود. چون آن افسر روی به منزل رسید، غلام خود را صحت و در کمال سلامتی یافت. لوقا 7 : 2 – 10

    همینطور می خوانیم وقتی که عیسی از ایالت جلیل و سامره می گذشت، ده نفر جزامی از دور او را دیده، ایستادند و فریاد کرده می گفتند: ای عیسی خداوند بر ما ترحم فرما. عیسی مسیح بر آنها رحمت فرموده گفت: بروید و خود را به کاهن نشان دهید. چون می رفتند همگی شفا یافته خود را به کاهن معرفی کردند. کاهن صحت آنها را تأیید کرده، داخل جماعت گردیدند. لوقا 17 : 11 – 19
    این شخص، خداوند این جهان است که چنین قدرتی را دارا می باشد تا جزامیان را که از نظر مردم جزء مردگان محسوب می شوند، صحت و سلامتی عطا نماید و به اجتماع برگرداند. عیسی مسیح چون به کنار دریاچه جلیل رسید، مردی را نزد او آوردند که کـَر بود و لکنت زبان داشت. از او خواهش کردند که دست خود را بر وی نهاده او را شفا بخشد. عیسی مسیح انگشت های خود را بر در گوش های وی گذاشت و زبانش را نیز لمس نمود و سر خود را به سوی آمسان بلند کرده و گفت: افتح، یعنی باز شو. که هماندم گوش های آن مرد باز و لکنت زبانش نیز از میان رفته بود که فورا ً بهبود یافته به شکرگذاری خدا مشغول گردید و دیگران حیرت زده از قدرت خداوند در تعجب فرو رفته او را پرستش نمودند. مرقس 7 : 25 – 31

    در قدم سوم نه فقط قدرت عیسی مسیح را بر پیش دانی واقعیات می بینیم و نه فقط بر شفای کوران و کران می بینیم، بلکه قدرت خداوندی او را نیز بر عالم طبیعت مشاهده می نماییم. چنانکه در انجیل متی 14 : 22 – 33 ذکر شده که شاگردان در میان دریا به سبب باد شدید و مخالف گرفتار گردیدند. در پاس چهارم از شب عیسی بر دریا خرامیده به سوی شاگردانش روان گردید. وقتی که عیسی را دیدند که بر دریا خرامان به طرف آنها می آید، مضطرب شده فکر کردند که روحی را می بینند. فریاد برآوردند. عیسی ایشان را خطاب کرده، گفت: خاطر جمع دارید. من خودم هستم ترسان نباشید. پطرس گفت: خداوندا اگر تو هستی بفرمایید تا به روی آب نزد تو آیم. عیسی گفت: بیا. همان وقت پطرس از کشتی به روی آب فرود آمده، به طرف عیسی روان گردید. لیکن چون طوفان و امواج بسیار شدید بود، ترسان گشته مشرف به غرق شدن گردید. فریاد برآورده، گفت: خداوندا مرا دریاب. که عیسی بی درنگ دست آورده او را از غرق شدن رهانید. چون به کشتی سوار شدند باد و تلاطم دریا آرام گردید و اهل کشتی در حضور او به زانو درآمده به شکرگذاری مشغول گردیدند. بارها کشتی شاگردان دست خوش امواج طوفانی دریا گردید. اما هر بار با نهیب عیسی مسیح امواج و طوفان تبدیل به آرامش می گردید و مردم در حیرت فرو می رفتند که این کیست که باد و طوفان دریا هم از او فرمان برداری می نمایند. خیلی اوقات می گفتند که خدا در بین مردم ساکن شده است. اعمال فوق، اعمال و قدرت خداست که قادر به چنین کراماتی می باشد. پس هرگاه مسیحیان، مسیح را خداوند خود بدانند خطا نرفته اند، بلکه به سوی کعبه صدق و راستی قدم برداشته اند.

    در قدم چهارم قدرت خداوندی عیسی مسیح را بر عامل ارواح هم می بینیم. روزی عیسی مسیح به نواحی صور و صیدون رفت. زنی کنعانی که اهل آنجا بود، نزد عیسی آمده با صدای رسا به عیسی گفت: ای آقا فرزند من سخت گرفتار روحی پلید شده است. محتاج رحمت تومی باشیم. وی زنی بت پرست بود. عیسی گفت: نان فرزندان را گرفتن و به سگان دادن جایز نیست. آن زن گفت: ای آقا سگان هم از خرده نان های سفره فرزندان نیز بهره مند می گردند. عیسی به آن زن گفت: ای زن ایمان تو عظیم است. برو که آرزویت برآورده گردید. که در همان لحظه دخترش شفا یافت. دوستان عزیز این خداوند جهان است که چنین بر پیش دانی وقایع و بر شفای کوران و کران و عالم طبیعت و ارواج پلید قدرت دارد و نه انسان فانی. متی 15 : 21 – 28

    در قدم پنجم نیز قدرت خداوندی عیسی مسیح را در آمرزش گناهان مشاهده می نماییم. رؤسای دینی قوم یهود که همیشه در صدد ایرادگیری از اعمال عیسی بودند، زنی را آورده در میان جماعت برپا داشته گفتند: ای استاد این زن را در حین عمل زنا گرفته، نزد تو آورده ایم. موسی در تورات به ما دستور داده است که چنین زنان باید سنگسار گردند. می خواهیم بدانیم که رأی و نظر تو چه می باشد؟ عیسی مسیح به ایشان گفت: هر کدام از شما که گناهی مرتکب نشده باشد، اولین سنگ را بر او بیاندازد. چون مدعیان آن زن گفتار حکمت آمیز عیسی را شنیدند، از ضمیر خود ملزم شده از مشایخ قوم شروع کرده تا به آخر یکی بعد از دیگری بیرون رفتند. چون عیسی غیر آن زن کسی را در آنجا ندید، به آن زن گفت: مدعیان تو کجا رفتند. آیا کسی به تو فتوا نداد. آن زن گفت: خیر آقا. عیسی به او گفت: من هم بر تو فتوا نمی دهم. برو و دیگر گناه نکن. نظر مردم دیندار دنیا بر طبق احکام موسی این است که همه گناهکاران بایستی کشته و یا سنگسار گردند. اگر معتقد به این فرمان باشیم، لازم است که همه مردم کشته شوند. زیرا در کتاب زبور می گوید: همه گناه کرده و از جلال خدا قاصر می باشند. زبور 53 : 2 . اما مشاهده می شود که چگونه عیسی مسیح گناهکاران را می آمرزد و گناهکاران را به توبه و بازگشت به سوی پاکی و تقدس می کشاند و به نجات می رساند. یوحنا 8 – 11

    روزی چهار نفر، مرد مفلوجی را که سال ها در بستر به سر می برد و قدرت راه رفتن نداشت، برداشته به حضور عیسی بردند که شفا یافته به زندگیش ادامه بدهد. ولی به واسطه ازدحام مردم آنها نتوانستند آن مفلوج را به حضور عیسی برسانند. مجبور شدند که قسمتی از سُفال های گوشه پشت بام منزلی را که عیسی در آنجا مشغول تعلیم بود، بردارند و شخص مریض را با ریسمان به حضور عیسی بگذارند. چون عیسی ایمان آنها را دید، به مریض گفت: ای فرزند، گناهان تو بخشیده شد. اما علمای دینی قوم یهود از گفته عیسی که فرمود گناهان تو بخشیده شد، ایراد گرفته، گفتند: این شخص کفر می گوید. غیر از خدا چه کسی می تواند گناه را ببخشد. عیسی مسیح به آنها فرمود: کدام آسان تر است. گفتن اینکه گناهان تو آمرزیده شد، یا اینکه بستر خود را برداشته روانه شو. تا بدانید که من قدرت آمرزش گناهان را بر روی زمین دارم. به مریض مفلوج گفت، برخاسته بستر خود را برداشته بخرام که فورا ً آن مریض برخاسته بستر خود را برداشته به منزل خود رفت.

    دوستان عزیز مشاهده می شود که رؤسای دینی قوم یهود، ناخودآگاه اقرار نمودند که به غیر از خود خدای این جهان کسی دیگر قادر به بخشش گناهان نمی باشد. فقط عیسی است که دارای این چنین قدرتی است که گناهان را بیامرزد. از زن زناکار تا مفلوج ناتوان. متی 9 : 1 – 8

    در قدم ششم قدرت خداوندی عیسی مسیح را بر عالم اموات را نیز مشاهده می نماییم. عیسی مسیح به اتفاق شاگردانش به شهر نایین رفتند. همین که به دروازه شهر نایین رسیدند با تشییع جنازه ای روبرو شدند که پسر یگانه بیوه زنی بود. بسیاری از مردم شهر همراه او به جهت تدفین پسرش آمده بودند. وقتی که آن مادر را دید، دلش به حال وی بسوخت. عیسی جلو رفته تابوت را لمس کرد و آن را بر زمین نهادند. عیسی مسیح فرمود: ای جوان به تو می گویم برخیز. هماندم میت در داخل تابوت نشسته و شروع به صحبت نمود. عیسی او را به مادرش سپرد. حاضرین خدا را ستایش کرده، گفتند: پیامبری بزرگ در میان ما ظهور کرده است. همچنین می گفتند: خدا آمده است تا قوم خود را رستگار سازد. بلی خداوند قادر به زنده کردن مردگان نیز می باشد. لوقا 7 : 11 – 17

    عیسی مسیح با خانواده شخصی به نام ایلعازر و خواهران او به نام های مرتا و مریم دوست بود. ایلعازر مریض شد، مرتا و مریم به عیسی پیغام دادند که ایلعازر مریض است. عیسی جواب داده گفت: مترسید زیرا که این بیماری منجر به مرگ او نخواهد شد بلکه وسیله ای برای جلال یافتن خداست. عیسی به شاگردانش گفت: به یهودیه برویم. گفتند: استاد هنوز چند روز از واقعه ای که یهودی ها می خواستند ترا سنگسار کنند نگذشته است. آیا باز می خواهی که به یهودیه بروی؟ عیسی گفت: دوست ما ایلعازر خوابیده است، می خواهیم برویم او را بیدار کنیم. شاگردان گفتند: اگر او خوابیده است، حتما ً خوب خواهد شد. عیسی از مرگ ایلعازر سخن می گفت، اما شاگردانش تصور می کردند مقصود او از خواب معمولی است. آنگاه عیسی واضحا ً به آنها گفت: ایلعازر مرده است. هنگامی که عیسی به آنجا رسید، چهار روز بود که او را دفن کرده بودند. در آن وقت بسیاری از یهودیان نزد مرتا و مریم آمده بودند که به خاطر مرگ برادرشان آنها را تسلی دهند. همین که مرتا شنید عیسی در راه است، به استقبال او رفت. مرتا به عیسی گفت: خداوندا اگر تو اینجا می بودی، برادرم نمی مرد. با وجود این می دانم که الآن هم هر چه بخواهی به تو عطا خواهد شد. عیسی گفت: برادرت زنده خواهد شد. مرتا گفت: می دانم که در روز قیامت زنده خواهد شد.

    عیسی گفت: من قیامت و حیات هستم، کسی که به من ایمان آورد، اگر مرده باشد زنده گردد و اگر زنده باشد و ایمان آورد، هرگز نخواهد مرد. یهودیانی که برای تسلی مرتا و مریم آمده بودند، به خاطر ایلعازر دلتنگ شده، می گریستند. عیسی نیز متأثر گشته، گفت: او را کجا گذارده اید. او را به نزدیک قبر بردند که ایلعازر در آنجا دفن شده بود. عیسی گفت: سنگ را از در قبر بردارید. مریم گفت: خداوند الآن چهار روز است که فوت شده و تا به حال متعفن گردیده است. عیسی گفت: آیا به شما نگفتم اگر ایمان آورید جلال خدا را خواهید دید. آنگاه عیسی سر خود را به سوی آسمان بلند کرده، گفت: خداوندا ترا شکر می کنم که سخن مرا شنیده ای. من می دانستم که تو همیشه سخن مرا می شنوی. به خاطر کسانی که اینجا ایستاده اند، این را گفتم تا آنها ایمان آورند که تو مرا فرستاده ای. پس از آن عیسی با صدای بلند گفت: ایلعازر بیرون بیا. آن مرده در حالی که دست ها و پاهایش با کفن پیچیده شده بود و صورتش نیز بسته بود بیرون آمد که عیسی دستور داده ، گفت: او را باز کنید و بگذارید برود. آنگاه بسیاری از یهودیان که این امر بزرگ را دیده بودند به او ایمان آوردند و خدا را ستایش کردند. یوحنا 11 : 1 – 46

    عیسی مسیح با زنده نمودن مردۀ چهار روزه، خداوندی خود را بر عالم انسانی ثابت ساخته است. زیرا زنده نمودن و حیات بخشی به مرده چهار روزه کار انسان نیست بلکه در قدرت خالق این جهان است. پس لازم است که ما هر امری را منصفانه قضاوت نماییم. آن وجودی که از آینده مطلع و وقایع را قبل از وقوع بداند و حتی نحوۀ مرگ خود بر صلیب را بارها پیشگویی نماید و انسان را از امراض گوناگون شفا بخشد و بر عالم طبیعت قدرت داشته طوفان و امواج مخوف دریا را ساکت گرداند. از عمق دریا اطلاع داشته باشد و بر عالم ارواح مسلط باشد و اسیران ارواح خبیث را آزاد سازد و گناه های مخرب انسان را بیامرزد و بر عالم اموات قدرت داشته مردگان را پس از چهار روز از عمق گور، زنده نموده و حیات بخشد. چنین وجود آسمانی را به چه نامی و یا مقامی جز خداوند بایستی بخوانیم. مسیحیان مقام خداوندی را از خود به عیسی نداده اند، بلکه انجیل و تورات و رسولانی که سال ها با او زندگی کردند و اعمال و رفتار او را دیدند و به کلمات ملکوتی او گوش دادند و به محبت بدون تبعیض او نسبت به گناهکاران پی بردند، او را خداوند خود خوانده اند. حتی شعرا و عرفا او را شکر کرده و مقامی بالاتر و والاتر از مقام انسانی به او نسبت داده اند. عیسی مسیح اعمالی که انجام داده، عالم انسانی را به آن واداشته که او را خداوند و حیات بخش بدانند و بخوانند. خود نیز ادعا کرده و به شاگردی که به او می گوید، اگر پدر را به ما نشان دهی ما را کافی است، جواب می دهد که ای توما این مدت که با شما بوده ام مرا نشناخته اید. هر که مرا دید، خدا را دیده است. شاعر عالی مقام مولوی سخن عیسی را تأیید کرده، می گوید:

    چون مرا دیــدی خـــدا را دیــــده ای گرد کعبــــه صدق بر گردیــــده ای
    عمل مــن طاعـت و حمــد خـــداست تا نپنداری کـــه حـق از من جداست
    چشم نیکو باز کــــن در مـــن نگــــر تا ببینی نــــــور حــــق انـــــدر بشر
    چون ولی حق، خــــوی حق گـــرفت نــــــور گشت، تابش مطلق گــرفت
    شکر یــزدان را و عیســی را که مــا گشته ایم این دیـن حــق را رهنمــــا

    ایضا ً مولوی می گوید:
    تو مبین ز افسون عیسی حرف و صوت
    آن ببین کـــز وی گریزان گشت مــوت
    تــــو مبیـــن ز افسونش آن لهجات پست
    آن ببین کــــه مـرده بر جست و نشست

    شاعر عالی قدر فردوسی طوسی نیز حیات بخشی عیسی را تأیید کرده، می فرماید:
    چو عیسی، من این مردگان را تمام یکایک همــــه زنــده کردم بـه نام

    مسیحیان خدای خالق خود را عملا ً در عیسی مسیح دیده اند. از این جهت خدای واحی و خیالی را پرستش نمی کنند، بلکه خدای تجسم یافته در عیسی مسیح را عبادت می کنند. چنانکه در انجیل یوحنا 1 : 1 می فرماید: در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد پر از فیض و راستی. صفی علی شاه درباره وجود خالق چنین می فرماید:

    پیش از آن یعنی که باشد هیچ شیء بــــودِ اندر بودِ خود موجــود، وی
    بــود و غیــــر او بـــــودی نبـــــود هـم نخواهد بود، بودی در وجـــود
    همچنان بـــــوده و خواهــد بود باز نیست با بودش وجـودی ز امتیـــاز
    هست هستی هــا همــه از هست او و از مـی توحیــــد او ســرمست او

  12. پانته آ می گوید:

    خوشحالم که دلتون مشتاق دانستن حقیقت است اما لطفا اول خوب انجیل ها را بخوان یا به فیلم ها به دقت بیشتری گوش کن چون حتی اسامی به هین مهمی را قاطی کردی با هم پس چطور تصمیم می گیری؟!!!!!!!!خیلی دقت کن………..تا لا اقل خودت سر درگم نمانی.به نظر میرسه بیشتر صحبت هایی که می شنوی روی ذهنتان اثر گذاشته تا آنچه خوندی.یکی از زیبایی های انجیل آن است که ادعایش این نیست که خدا شخصا آن را به زمین فرستاده بلکه آزادانه می گوید که 4 انجیل شرح حال عیسی با 4 منظر متفاوت1)متی که خود مسیحیان را شکنجه میداد اما پس از ظاهر شدن عیسی از 12 نفر شد2)مرقس که از زبان پطرس( یکی از12)می نویسد3)لوقا4)یوحنا هر کدام از جهاتی ارزشمند است چرا که مثلا یکی تاریخ نگار بوده پس ذکر زمانها سندیت بیشتری دارد یا دیگری پزشک بوده و اعلام معجزات و مرده زنده کردنها سندیت داردو………..
    امیدوارم جدا از تمام حرف های گوشه کنار فرصتی بیابی که خوب و با دل و جان واقعا دقت کنی که حقیقت کجاست.او که هنوز پس از 2000 سال تنها آوردن نامش شیاطین را چنان عصبانی می کند که ایمان آورندگانش را به دار آویزند….

  13. پانته آ می گوید:

    شریعت باعث غضب است زیا که جایی که شریعت نیست تجاوز هم نیست از زمان حضور مسیح تنها ایمان قلبی لازم شد تا فیض خدا به کمال رسد تا وعده نجات انسانها نه فقط مختص اهل شریعت شود بلکه همه بندگان
    اینها رو از نامه پولس به رومیان که در قسمتهای بعدی کتاب مقدس بعد از اناجیل است نوشتم
    موفق باشید

  14. امیر می گوید:

    خدا شفا دهد
    آن کسی که ادعای خداوندی عیسی (ع) رو داری، برو تمام ادیان رو بخون تا معجزاتی مثل این ها رو ببینی، مگه ابراهیم (ع)، موسی (ع)، صالح (ع) و . . . معجزه نداشتن، مگه دها نفر در تاریخ از غیب اطلاع ندادن؟
    اینها نشانۀ خداوندی نیست، اصلا عقلانی هست همه گناه کنند و خدا بهانه ای برا بخشش نداشته باشه جز شکنجۀ پسرش؟ عقلانی ترین و منطقی ترین بهانه برا بخشش توبه است، همون طور که تو اسلام اومده، کسی که توبه کنه یعنی به اشتباهش پی برده و وقتی صاحب اختیار رئوف باشه می گه اقرار به اشتباه چون ناشی از هدایتِ، برا بخشش کافیِ، ولی توی مسیحیت هرکس هر غلطی می کنه و هیچ نیازی به توبه نیست، هیچ نیازی به پشیمانی نیست، نیازی به جبران حق مردم هم نیست، حالا خوبه مثل قدیم دیگه بهشت نمی فروشن.

    شما اومدین به کتاب هایی که حداقل 60 سال بعد از حضرت مسیح (ع) نوشته شده اعتماد می کنید، اونم توسط افرادی که اعتمادی هم به اونا نیست. یادتون هفته پیش نهار چی خوردید؟ نهار سیزده به در 5 سال پیش چی؟ افرادی که 60 سال بعد برداشتشون رو از مسیح(ع) با تمام فراموشی نوشتن، چه قدر قابل اعتمادن؟ تا اونجا که من اطلاع دارم نوشته ای هم از زمان حیات مسیح (ع) نبوده که از روش نوشته باشن. شما اول برادریتو ثابت کن، بعد از انجیل هایی که نیاز به اثبات دارند شاهد بیار.

    عقل می گه اگه در بارۀ یک چیز، چند روایت باشه نهایتا یکی صحیحه، شاید هم همشون غلط باشن.

    اگه قرار باشه بدون تعصب نگاه کنیم، یعنی منطقی باشیم، منطق می گه فقط از خدا بر می آید که مرده را زنده کند (منطق دینی)، حالا با منطق ارسطویی به این قضیه که فرض کردیم دین درست می گه نگاه کنیم، این جمله فقط نشان دهندۀ این است که جز با خواست خدا این اتفاق نمی افتد، ولی اینکه مسیح خداست از این جمله بیرون نمی اید، چون ممکن است خدا خواسته با دادن این امکان به یک انسان عادی که پیامبر است، مردم گمراه را به سمت هدایت راهنمایی کند، این یک مثال نقض است، به این معنی که چون این حالت امکان وقوع دارد، پس لزوما مسیح خدا نیست.

  15. سروش می گوید:

    با درود به شما دوست عزیز…
    امیدوارم مسیح خداوند قلب تو رو لمس کنه و فیض او همراهت باشد.
    دوست من وقتی که من اولین بار در مورد عیسی مسیح خداوند شنیدم بسیار عصبانی و خمشگین شدم و عکس العملی که داشتم چندین برابر بدتر از شما بود. ولی بعداز مدتی هاین نتیجه رسیدم که نه منطق می تونه جواب من رو بده و نه احساسات من و فقط از خداوند با تمام قلب خواستم که بهمن نشان بده راه اصلی و واقعیت رو در مورد خدا و عیسی مسیح …و در اون لحظه بود که مسیح خداوند قلب من رو لمس کرد وگناهان من رو بخشید و از اون لحظه ارتباط من با خدا آغاز شد.شما هم میتونین از مسح خداوند درخواست کنی که به ما نشان بده و قلبتون رو لمس کنه چون او با مرگش بر روی صلیب محبتش رو به شما نشون داده و می خواد ارتباط با شما داشته باشد. ا دقت مطالعه کن؟

    عیسی مسیح کیست؟
    آنانی که به وجود خدا شک دارند بیشتر از افرادی هستند که وجود و ماهیت عیسی مسیح را زیر سؤال می نهند. این یک حقیقت پذیرفته شدۀ عمومی است که عیسی مسیح مردی بود که 2000 سال پیش در سرزمین اسرائیل زندگی می کرد. بحث واقعی زمانی آغاز می شود که صحبت از هویت مسیح به پیش آید. تقریباً در همۀ مذاهب اصلی دنیا عیسی مسیح به عنوان یک نبی، یک معلم خوب، و یا یک شخص با خصائل خداگونه مُعرّفی شده است. مشکل اینجاست که کتابمقدس تعلیم می دهد که عیسی مسیح شخصیتی والاتر از همۀ اینها می باشد.

    سی. اس. لوئیس، نویسندۀ برجستۀ مسیحی، در کتاب خود به نام “مسیحیت مطلق” می نویسد: “تلاش من آن است که به مردم یاد دهم از بکارگیری الفاظ و عبارات احمقانه در مورد عیسی مسیح اجتناب کنند. هرگز نباید بگوئیم “من حاضرم عیسی مسیح را به عنوان یک معلم اخلاق برجسته بپذیرم ولی ادعایش را مبنی بر اینکه او خداست ردّ می کنم.” اگر عیسی مسیح چیزی بیش از یک انسان صِرف نبود؛ و در عین حال، چنین تعلیم والائی از زبانش جاری شد، از نقطه نظر اخلاقی لیاقت نمی داشت حتی یک معلم خوب خوانده شود. تحت این شرایط او یا می بایستی یک دیوانۀ جنونی باشد و یا شیطان مُجسّم. شما باید تصمیم خود را بگیرید. این انسان حقیقی یا باید پسر خدا باشد (چنانکه هست) و یا اینکه آدمی دیوانه (و شاید بدتر). شما می توانید به پیغام او بی توجه باشید، بر صورت او آب دهان انداخته، او را بخاطر پلید بودنش به قتل رسانید. و یا اینکه به پایهای او افتاده، اقرار کنید که او خدا و خداوند شماست. پس بیائید این ادعای احمقانه را که مسیح فقط یک انسان ساده بوده است کنار بگذاریم و درک کنیم که تعلیم کتابمقدس در مورد شخصیت و ماهیت عیسی مسیح این است که او خداست و نه چیزی کمتر.”

    بنابراین، عیسی مسیح چه ادعائی در مورد خود داشت؟ تعلیم کتابمقدس در بارۀ شخصیت او چیست؟ ابتدا بهتر است به کلمات خود عیسی مسیح در انجیل یوحنا 30:10 توجه کنیم: “من و پدر یک هستیم.” در اولین نگاه بنظر نمی رسد که در این آیه عیسی مسیح ادعا کرده باشد که او خداست. ولی عکس العمل یهودیان نسبت به کلام او ثابت می کند که او چنین ادعائی نموده بود. “یهودیان در جواب گفتند، “بسبب عمل نیک تو را سنگسار نمی کنیم بلکه بسبب کفر زیرا تو انسان هستی و خود را خدا می خوانی.” (یوحنا 33:10) یهودیان به خوبی فهمیده بودند که وقتی عیسی مسیح مدعی شد که او و پدر یک هستند، او در واقع ادعای الوهیت می کرد. جالب است که در آیات بعدی هیچگاه عیسی مسیح به آنان نگفت “من خدا نیستم!” پس برداشت یهودیان اشتباه نبوده است. با گفتن “من و پدر یک هستیم” عیسی مسیح ادعا کرد که خداست. این ادعا در یوحنا 58:8 نیز دیده می شود: “عیسی بدیشان گفت: “آمین آمین بشما می گویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم.” و یهودیان مجدداً قصد سنگسار کردن او کردند. (یوحنا 59:8) “من هستم،” عبارتی که عیسی مسیح در مورد خود بکار گرفت، یکی از نام های خدا در عهد عتیق است (خروج 14:3). تنها دلیل یهودیان برای سنگسار کردن عیسی این بود که آنان او را بخاطر ادعای الوهیت کافر می شمردند.

    یوحنا 1:1 می گوید: “… و کلمه خدا بود…” و در یوحنا 14:1 می خوانیم: “و کلمه جسم گردید….” این آیات به وضوح تعلیم می دهند که عیسی خدا در جسم است. توما، یکی از شاگردان مسیح، اینچنین اعتراف کرد: “… ای خداوند من، و ای خدای من” (یوحنا 28:20). و مجدداً عیسی را می بینیم که سعی نکرد کلام او را اصلاح کند. پولس رسول در رسالۀ خود به تیطس 13:2 عیسی مسیح را اینچنین معرفی می کند: “… خدا و نجات دهندۀ خود، عیسی مسیح….” پطرس رسول نیز همین حقیقت را اقرار می کند: “… خدای ما و عسی مسیح نجات دهنده …” (دوم پطرس 1:1) خدای پدر نیز بر الوهیت کامل عیسی مسیح شهادت می دهد: “… ای خدا تخت تو تا ابدالآباد و عصای ملکوت تو عصای راستی است.” پیشگوئی های عهد عتیق بر خدا بودن عیسی مسیح شهادت می دهند: “زیرا که برای ما ولدی زائیده و پسری به ما بخشیده شد، و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب، مُشیر، خدای قدیر، و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.”

    بر طبق بحث منطقی سی. اس. لوئیس ما نمی توانیم به عیسی مسیح فقط به عنوان یک معلم خوب ایمان داشته باشیم. عیسی مسیح بطور واضح و غیر قابل انکار ادعا کرد که خداست. اگر او خدا نباشد، پس یک دروغگوست؛ و واضح است که یک انسان دروغگو نمی تواند یک نبی، یک معلم خوب، و یا شخصی با خصائل خداگونه باشد. به منظور رد نمودن الوهیت عیسی مسیح، بسیاری ازدانشمندان معاصرتلاش کرده اند ثابت کنند که ادعاهای ثبت شدۀ عیسی مسیح در اناجیل کلام واقعی او نمی باشند. آیا استحقاق آن را داریم که مطالب مرقوم در کتابمقدس را زیر سؤال نهیم؟! آیا می توانیم قسمتی از کلام را بپذیریم و قسمتی دیگر را نقض کنیم؟! حاشا. و چگونه ممکن است یک محقق 2000 سال پس از مسیح بدنیا آید و مدعی باشد کلام و ماهیت عیسی مسیح را بهتر و عمیق تر از کسانی می شناسد که با او زیستند، او را خدمت نمودند، و تحت تعلیم او قرار گرفتند؟!! (یوحنا 26:14)

    چرا بحث در مورد الوهیت عیسی مسیح اینقدر مهم است؟ چه فرقی میکند که مسیح خدا باشد و یا نباشد؟ مُهم تربن دلیل خدا بودن عیسی این است که اگر او خدا نباشد، مرگ او به عنوان یک انسان مَحض نمی تواند برای پرداخت جریمۀ گناهان همۀ جهان بسنده و کافی باشد (اول یوحنا 2:2). تنها خدا قادر بود اینچنین جریمۀ سنگینی را پرداخت نماید. عیسی مسیح باید خدا باشد تا بتواند دِین سنگین گناه ما را اَدا کند، و در ضمن باید انسان باشد تا بتواند بمیرد. نجات فقط از طریق ایمان به عیسی مسیح مُیَسّر است. الوهیت عیسی مسیح دلیلی است بر اینکه چرا او تنها طریق نجات است. چون او حقیقتاً خداست ادعا نمود: “من راه و راستی و حیات هستم. هیچکس جز بوسیلۀ من نزدپدر نمی آید.” (یوحنا 6:14)

    مسیحیت چیست و مسیحیان به چه چیزی ایمان دارند؟
    جواب: در اول قرنتیان 1:15-4 اینچنین می خوانیم: “الآن ای برادران شما را از انجیلی که به شما بشارت دادم اعلام می نمایم که آن را هم پذیرفتید و در آن هم قائم می باشید. و بوسیلۀ آن نیز نجات می یابید به شرطی که آن کلامی را که به شما بشارت دادم محکم نگاه دارید والا عبث ایمان آوردید. زیرا که اول به شما سپردم آنچه نیز یافتم که مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مُرد.”

    اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است. آنچه که مسیحیت را در مقایسه با سایر ادیان منحصر به فرد می کند این است که مسیحیت بیش از آنکه در رابطه با مراسم مذهبی باشد در مورد یک رابطه و مشارکت شخصی است. شخص مسیحی به جای آنکه خود را مجبور به اطاعت ازامر و نهی های مذهبی نماید، این هدف را دنبال می کند که رابطه ای بسیار نزدیک با خدای پدر داشته باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار مسیح و عملکرد روح القدس در زندگی مؤمنین است.

    مسیحیان بر این عقیده اند که کتابمقدس کلام الهام شدۀ الهی و فاقد هر گونه اشتباه می باشد. به همین دلیل آنها ایمان دارند که تعلیم کتابمقدس در هر زمینه ای صحیح ترین، بانفوذترین، و مقتدرانه ترین نظر است. (دوم تیموتاؤس 16:3؛ دوم پطرس 20:1-21) مسیحیان به یک خدای واحد ایمان دارند که سه شخصیت است: پدر، پسر، و روح اقدس.

    مسیحیان ایمان دارند که هدف خاص خدا از آفرینش انسان این بوده است که انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه تمام بشریت را از خدا جدا ساخت (رومیان 12:5؛ 23:3). مسیحیت تعلیم می دهد که عیسی مسیح خدای کامل و انسان بی نقصی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد (فیلیپیان 6:2-11) و بر صلیب جان داد. مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح پس از مرگ مدفون شد، روز سوم از مردگان برخاست، و الآن بدست راست خدای پدر نشسته است تا برای ایمانداران شفاعت کند (عبرانیان 25:7). پیغام مسیحیت اعلام این حقیقت است که مرگ مسیح بر روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناه تمام بشر کافی و بسنده بوده است؛ و این همان عاملی است که رابطۀ گسیختۀ بین خدا و انسان را بازسازی می کند. (عبرانیان 11:9-14؛ 10:10؛ رومیان 23:6؛ 8:5)

    انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، احتیاج دارد به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به کمال رسانید ایمان آورد. اگر شخصی ایمان داشته باشد که مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان او را پرداخت نموده از مردگان قیام کرد، آن شخص نجات یافته است. هیچکس قادر نیست نجات را برای خود تحصیل کند. در واقع هیچکس نمی تواند آنقدر نیکو و بیگناه باشد که قادر باشد خدا را خشنود سازد زیرا همۀ ما گناهکار هستیم. (اشعیا 6:64-7؛ 6:53) علاوه بر این، چون مسیح تمام آنچه برای نجات ما لازم بود به تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی بر آن افزود. به همین دلیل هنگامی که بر روی صلیب جان خود را فدا می ساخت فرمود: “تمام شد” (یوحنا 30:19).

    به همان گونه که هیچکس قادر نیست بواسطۀ اعمالش خود را نجات دهد، هیچ عملی نیز قادر نیست شخص نجات یافته را از نجاتی که با ایمان دریافت کرده است محروم کند. باید همیشه به یاد داشت که عمل نجات، کار به کمال رسیده ای است که با مرگ مسیح بر روی صلیب فراهم شد. پس، در عمل نجات، فاعل مسیح است. و شخص نجات یافته مفعول است، یعنی دریافت کنندۀ این نجات عظیم است. یوحنا 27:10-29 می گوید: ” گوسفندان من آواز مرا می شنوند و من آنها را می شناسم و مرا متابعت می کنند. و من به آنها حیات جاودانی می دهم و تا به ابد هلاک نخواهند شد و هیچکس آنها را از دست من نخواهد گرفت. پدری که به من داد از همه بزرگتر است و کسی نمی تواند از دست پدر من بگیرد.”

    شاید عده ای به غلط تصور کنند: “یک بار و برای همیشه نجات یافته ام … حال می توانم هر طوری که بخواهم زندگی کنم … و هیچ چیز نمی تواند نجات را از من بگیرد.” ولی باید به یاد داشت که هنگامی که شخص نجات می یابد از فرمانبرداری از طبیعت کهنه و گناه آلود خویش آزاد میشود. او در واقع شخص آزاد شده ای است که مشتاقانه می خواهد در رابطۀ نزدیک و صمیمی با خدا رشد کند. تا زمانی که ایماندار بر روی زمین زندگی می کند و در بند این نفس گناه آلود است همواره وسوسه می شود تا گناه کند. در رابطۀ بین انسان و خدا، گناه همواره به صورت یک دیوار جدائی عمل می کند. اگر فردی در گناه زندگی کند و به آن ادامه دهد، از رابطه ای که خدا مایل است با او داشته باشد لذت نخواهد برد. تنها طریق پیروزی بر وسوسه و گناه این است که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از کتابمقدس بسپارند و هر روزه تحت کنترل روح القدس زیست کنند. زندگی تحت کنترل روح القدس یعنی سرسپردگی و پیروی از رهبری و نفوذ روح القدس در زندگی روزمرۀ خود.

    در حالی که بسیاری از مذاهب پیروان خود را به اطاعت از یک سری قوانین ترغیب می کنند، مسیحیت یعنی ایجاد یک رابطۀ شخصی و زنده با خدا. مسیحیت یعنی ایمان به شخص عیسی مسیح که بر روی صلیب مُرد، جریمۀ گناهان را پرداخت نمود، و روز سوم از مُردگان برخاست. با مرگ مسیح بر روی صلیب دِین گناهان شما پرداخت شده است، و حالا شما می توانید با خدا مشارکت داشته باشید. در مسیحیت شما قادر هستید که بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کرده، در دوستی و اطاعت از خدا بسر بَرید. این مفهوم واقعی مسیحیت است که کتابمقدس تعلیم می دهد.

    و در آخر ممکنه این سوال رو بکنی که من یک مسلمان هستم. چرا باید به فکر مسیحی شدن باشم؟
    به احتمال قوی جالب ترین جنبۀ ارتباط اسلام و مسیحیت آن چیزی است که قرآن در بارۀ عیسی مسیح می گوید. مطابق قرآن، الله عیسی را فرستاد و او را با روح القدس حمایت نمود (سوره 87:2)، الله عیسی را متعالی ساخت (سوره 253:2)، عیسی پاک و بدون گناه بود (سوره 46:3 ؛ 85:6 ؛ 19:19)، عیسی از مردگان برخیزانیده شد (سوره 33:19-34)، الله به عیسی فرمود تا مذهبی تأسیس نماید (سوره 13:42)، و اینکه عیسی به بهشت بُرده شد (سوره 157:4-158). در نتیجه، مسلمانان مؤمن باید با تعالیم عیسی مسیح آشنائی داشته و او را متابعت کنند (سوره 48:3-49 ؛ 46:5).

    تعایم عیسی مسیح توسط شاگردانش در اناجیل به جزئیات به رشتۀ تحریر درآمده اند. قرآن، در سوره 111:5 می گوید که شاگردان تحت الهام روح القدس به عیسی و پیغام او ایمان آوردند. سوره 6:61 و 14 عیسی و شاگردانش را به عنوان معاونین الله معرفی می کند. بنابراین، شاگردان عیسی به عنوان معاونین الله کلام مسیح را به دقت تمام به رشتۀ تحریر درآوردند. قرآن به مسلمانان تعلیم می دهد که تورات و اناجیل را احترام نموده پیروی کنند (سوره 44:5-48). اگر عیسی مسیح پاک و بی گناه بود، پس همۀ تعالیم او حقیقت دارد. و اگر شاگردان مسیح معاونین الله بودند، پس آنچه را از مسیح و تعالیمش به رشتۀ تحریر درآورده اند دقیق و صحیح می باشد.

    الله، از طریق محمّد، مسلمانان را در قرآن تعلیم می دهد تا انجیل را بخوانند. الله اینچنین تعلیمی نمی داد اگر اناجیل تحریف شده بودند. با توجه به مندرجات در قرآن نسخه های موجود از انجیل در زمان محمّد صحّت داشته و مورد تأئید الله بوده اند. امروزه هزاران نسخه از اناجیل یافت شده اند که قدمت تعدادی از آنان به 450 سال پیش از زمان محمّد می رسد. مقایسۀ نسخه های بدست آمده از انجیل که قدمت آنها به قبل از محمّد، زمان محمّد، و بعد از محمّد می رسد نشان می دهد که همه (بدون استثناء) دقیقاً با یکدیگر مطابقت دارند. پس هیچ دلیل قانع کننده ای مبنی بر تحریف اناجیل وجود ندارد. بنابراین میتوان اطمینان داشت که همۀ تعالیم مسیح حقیقت است، همۀ آنها بدقت در اناجیل ثبت شده اند، و الله اناجیل را حفاظت کرده است.

    در بارۀ مسیح چه چیزهائی در اناجیل مرقوم است؟ در یوحنا 6:14 عیسی اعلام نمود: “من راه و راستی و حیات هستم. هیچکس جز بوسیلۀ من نزد پدر نمی آید.” عیسی مسیح تعلیم داد که او تنها راه رسیدن به خداست. در متی 19:20 او فرمود که مصلوب شده، به قتل خواهد رسید، و روز سوم از مُردگان قیام خواهد کرد. این وقایع چنانکه مسیح فرموده بود رُخ داد و در اناجیل ثبت شد (متی باب های 27 و 28؛ مرقس باب های 15 و 16؛ لوقا باب های 23 و 24؛ یوحنا باب های 19-21). چرا عیسی، این پیغمبر بزرگ خدا، می بایستی اجازه دهد او را به قتل رسانند؟ چرا اصلاً لازم بود الله اجازه دهد این اتفاق بیفتد؟ عیسی گفت: “کسی مُحبتِ بزرگتر از این ندارد که جان خود را بجهت دوستان خود بدهد.” (یوحنا 13:15) یوحنا 16:3 خاطر نشان می سازد که خدا آنقدر ما را دوست داشت که عیسی را فرستاد تا به جهت ما جان خود را فدا کند.

    چرا ما احتیاج داریم عیسی مسیح جان خود را به جهت ما بدهد؟ تفاوت اصلی اسلام و مسیحیت در همین نکته است. اسلام تعلیم می دهد که الله ما را بر اساس سنگینی وزنۀ اعمال خوب و بدمان داوری خواهد کرد. ولی تعلیم مسیحیت این است که هیچکس قادر نیست آنقدر اعمال نیکو انجام دهد که بر اعمال بدش سبقت جسته او را به بهشت ببرد. حتی اگر انسان (به فرض محال) اعمال بدش را تحت پوشش اعمال نیکش قرار دهد، خدا همچنان قدوس، پاک، و عاری از گناه است به طوری که حتی یک گناه را تحمل نخواهد کرد. یعنی حتی یک گناه کافی است که آن خدای قدوس ما را از رسیدن به بهشت باز دارد. الله، اگر کامل و مقدس است، نمی تواند متحمل حتی یک ناپاکی در بهشت شود. بنظر می رسد که این حقیقت هیچ امیدی برای ما بجا نمی گذارد جز سپری کردن ابدیت در جهنم! قدوسیت الله ایجاب می کند که گناه را برای تمام ابدیت محکوم و داوری نماید. به همین دلیل لازم بود عیسی مسیح قربانی گناه ما بشود.

    مطابق قرآن، عیسی مسیح عاری از گناه بود. چگونه ممکن است که یک انسان در همۀ طول عمرش مرتکب حتی یک گناه نشود؟ در واقع، این غیر ممکن است. پس مسیح چگونه بی گناه بود؟ عیسی مسیح وجودی بیش از یک انسان بود. خود عیسی مسیح ادعا نمود که خداست (یوحنا 30:10). عیسی مسیح ادعا نمود که همان خدای تورات (عهد عتیق) است (یوجنا 58:8). اناجیل بطور واضح تعلیم می دهند که عیسی مسیح خدای مجسّم است؛ یعنی خدا در قالب جسم (یوحنا 1:1 ، 14). خدا می دانست که همۀ ما گناه کرده ایم و نمی توانیم وارد بهشت شویم. خدا می دانست که تنها را ه برای آمرزش گناهان ما این بود که جریمۀ گناهان ما پرداخت شود. و خدا می دانست که تنها او قادر بود این قیمت گزاف را بپردازد. به همین خاطر خدا انسان شد (عیسی مسیح)، بی گناه زیست نمود (سوره 46:3؛ 85:6؛ 19:19)، پیغامی عاری از خطا تعلیم داد، و برای ما مُرد تا جریمۀ گناهان ما را ادا کند. خدا به این عمل مبادرت ورزید چون ما را دوست داشت و می خواست ما ابدیت را در بهشت با او صرف کنیم.

    همۀ اینها چه مفهومی برای شما دارند؟ عیسی قربانی کامل گناهان ما است. خدا بخشش و نجات را به ما هدیه می دهد اگر ما به سادگی آن را بپذیریم (یوحنا 12:1) و ایمان آوریم که عیسی همان نجات دهنده ای است که به مانند یک دوست جان خود را برای ما فدا کرد. اگر شما به عیسی مسیح به عنوان نجات دهندۀ خویش اعتماد کنید، او شما را اطمینان خواهد بخشید که برای تمام ابدیت دارای حیات جاودانی در بهشت هستید. خدا گناهان شما را خواهد بخشید، باطن شما را پاک خواهد کرد، روح شما را تازه خواهد ساخت، به شما حیات پرثمر در این جهان، و حیات جاودان در جهان آینده خواهد بخشید. چگونه می توان چنین هدیۀ باارزشی را رد کرد؟ چگونه می توان به خدائی که ما را محبت نمود و جان خود را در راه ما فدا نمود پُشت کرد؟

    اگر شما مطمئن نیستید به چه چیزی ایمان دارید، شما را دعوت می کنیم که در دعا به خدا بگوئید: “خدایا، مرا کمک کن تا حقیقت را بیابم. مرا یاری فرما تا تعلیم و اعتقادات غلط را تشخیص دهم. مرا کمک کن تا راه صحیح نجات را بشناسم.” خدا همواره چنین دعائی را جواب می دهد.

    اگر شما مایلید که عیسی مسیح را به عنوان نجات دهندۀ شخصی خود بپذیرید، به سادگی با او صحبت کنید. در سکوت و یا با صدای بلند به او بگوئید که شما می خواهید هدیۀ نجات در مسیح را از او بپذیرید. اگر می خواهید دعا کنید، میتوانید بگوئید: “خدایا، برای محبتی که نسبت به من داری ممنونم. متشکرم که جان خود را برای من قربانی کردی. برای نجاتی که برای من تدارک دیدی ممنونم. هدیۀ نجات در عیسی مسیح را با ایمان می پذیرم و به او به عنوان نجات دهنده ام اعتماد می کنم. تو را دوست دارم و خود را به تو تسلیم می کنم.”

  16. بهزاد می گوید:

    2000www.farsinet.com/indexr.html

    درست ترین مذهب کدام است؟این روزها جذابیت ساندویچ فروشی ها این است که غذای مشتری را طوری مهیّا کنند که دقیقاً مطابق جزئیات، و حاوی مخلفاتی باشد که او انتخاب کرده باشد. برخی از قهوه فروشی ها افتخار می کنند که قهوۀ خود را با صدها نوع مزه و طعم درست می کنند. حتی در خرید خانه و یا اتومبیل، امروزه، عامل تعئین کننده سلیقۀ شخصی مردم است. مسلم است که زمانه عوض شده است. آنچه امروز همه جا حاکم است “اختیار و قدرت انتخاب” است. بر اساس علائق و سلیقۀ شخصی، ظاهراً می توانید به همه چیز برسید.

    ولی در مورد مذهب چگونه است؟ چه مذهبی را مناسب خود می دانید؟ آیا بدنبال مذهبی هستید که آزار دهندۀ وجدانتان نباشد؟ آیا بدنبال مذهبی هستید که مسئولیتی بر گردن شما ننهد، و صرفاً فاقد امر و نهی های خشک باشد؟! چنانکه پیش گفتیم، خیلی چیزها را می توان بر اساس سلیقۀ شخصی انتخاب کرد. آیا مذهب نیز مانند غذا و بستنی و قهوه، چیزی است که شما بتوانید مطابق سلیقۀ شخصی خود انتخاب کنید؟

    امروز خیلی ها را می شنویم که ادعا می کنند که مُعرّف بهترین مذهب هستند. چرا باید عیسی مسیح را برتر از محمّد، کونفوسیوس، بودا، چارلز راسل، و یا ژوزف اسمیت دانست؟ مگر راه همۀ آنها به بهشت ختم نمی شود؟ مگر، در نهایت، همه ادیان یکی نیستند؟ خیـــــــــر. واقعیت این است که همۀ مذاهب انسان را به بهشت نمی رسانند.

    عیسی مسیح تنها شخصی است که ثابت نمود با اقتدار الهی سخن گفت؛ چرا که او تنها شخصی بوده است که، با قیام خود از مُردگان، بر مَرگ غلبه یافت. محمّد، کونفوسیوس و سایرین مُردند و تا به امروز در قبور خود باقی مانده اند. اما عیسی مسیح، سه روز پس از مرگ ظالمانه بر روی صلیب رومی، با اقتدار خویش از مردگان برخاست و با پای خود از قبر بیرون آمد. شایسته است به شخصی توجه کنیم که بر مرگ غلبه یافته است. شایسته است تعلیم شخصی را پیروی کنیم که قدرت پیروزی بر موت را دارد.

    شواهد قیام مسیح غیر قابل شمارش و بسیار اعجاب انگیز می باشند. اول آنکه، بیش از پانصد نفر مسیح قیام کرده را به چشم خود دیدند. نمیتوان به آسانی این رقم را انکار کرد و یا نادیده گرفت. قبر خالی، شاهد دیگری برای اثبات قیام مسیح است. برای تکذیب شایعۀ زنده شدن مسیح، دشمنان عیسی می توانستند جسد متعفّن او را به همه نشان دهند. ولی حقیقت امر این بود که قبر خالی بود و جسدی وجود نداشت. ولی آیا این احتمال وجود نداشت که شاگردان عیسی جسد او را دزدیده باشند؟ به ندرت! برای پیشگیری از وقوع چنین واقعه ای بود که گروهی مسلح از سربازان رومی به نگاهبانی قبر مسیح مأمور شدند. و نباید از نظر دور داشت که نزدیکترین پیروان عیسی، به دلیل ترس، گریخته و خود را پنهان کرده بودند. کاملاً غیر ممکن است که تعدادی ماهیگییر ترسو اقدام به رویاروئی با سربازان آموزش دیده و جنگجوی رومی نمایند. قیام مسیح واقعیتی ساده و غیر قابل انکار است.

    باید این حقیقت را تکرار کنیم که شایسته است تعلیم شخصی را پیروی کنیم که قدرت پیروزی بر مُوت را دارد. مسیح قدرت خود را بر مَرگ به اثبات رسانید. بنابراین، استحقاق دارد که به آنچه او ادعا نمود گوش دهیم. عیسی مسیح مدّعی شد که راه نجات انسان است (یوحنا 6:14). او یکی از راههای متعدد نمی باشد؛ او تنها راه نجات بشر است.

    همین عیسی ادعا نمود: ” بیائید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران، و من شما را آرامی خواهم بخشید” (متی 28:11). دنیائی که ما در آن زندگی می کنیم دنیائی است پر از دشواری ها و سختی ها. اکثر ما از ناملایمات زندگی مجروح، خسته، بی قرار، و مملو از ترس هستیم. با این وصف، به دنبال چه چیزی هستید؟ آیا طالب مذهب هستید و یا چیزی را می طلبید که روح شما را احیا نماید؟ آیا شما در طلب نجات دهندۀ زنده هستید یا یک پیامبر مُرده؟ آیا می خواهید رابطه ای زنده و پر مفهوم را تجربه کنید، یا هنوز به دنبال اجرای آداب و سنن مذهبی خشک و توخالی هستید؟ عیسی یکی از راههای موجود نمی باشد؛ او تنها راه موجود است.

    اگر شما به دنبال آمرزش هستید، عیسی مسیح “مذهب حقیقی” و صحیح ترین راه است (اعمال 43:10). اگر شما مشتاق هستید تا یک رابطۀ عمیق و با مفهوم با خدا داشته باشید، عیسی مسیح “مذهب حقیقی” و صحیح ترین راه است (یوحنا 10:10 ). اگر جویای زندگی ابدی در بهشت هستید، عیسی مسیح “مذهب حقیقی” و صحیح ترین راه است (یوحنا 16:3). ایمان خود را بر او بنهید، به او اعتماد کنید، و بدانید که او قادر است گناهان شما را ببخشد. این قدمی است که از برداشتن آن هیچگاه پشیمان نخواهید شد.

    اگر شما مایلید که “رابطۀ صحیحی” با خدا داشته باشید، میتوانید از این نمونۀ دعا استفاده کنید. ولی این حقیقت را همیشه بیاد داشته باشید که گفتن و یا تکرار این دعا (و یا هر دعای دیگر) باعث نجات شما نمیشود. نجات واقعی تنها با اعتماد قلبی به عیسی مسیح که بر صلیب گناهان ما را آمرزید دریافت میشود. این دعا راه ساده ای است برای ابراز ایمان و قدردانی شما از خدائی که راه نجات را برای شما تدارک دید. “خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که محض فیض عجیب خود گناهانم را بخشیده و به من حیات جاودانی داده ای. آمین.”

  17. azra می گوید:

    من یک خانم مسلمان هستم ولی بی نهایت به حضرت موسی علاقه شدیدی دارم از شما عاجزانه می خواهم دعا کنید پسرم برکردد خواهش می کنم بگویید چکنم

  18. azra می گوید:

    چطوری بفهمم جواب مرا می دهید

  19. tedi می گوید:

    دوستان چرا بعضی ها خدای رو که بر زمین اومد می خاهند انکارکنند؟!؟ ای کاش تمامی ما مثل بهزاد محبت مسیح را می دانستیم….1 خدا هست و 1 راه برای رسیدن به او وجود دارد! مردم!!!!بکوبید که در به رویتان باز خاهد شد!بجوید که خاهید یافت!بخاهید که به شما داده خواهد شد!!!به دنبال مسیح باشید!!!هر سوالی دارید که باعس شکتون میشه که مسیح فرزند خدا است جواب آن را پیدا کنید و متمئن شین!!!که مسیح برای گناهان ما بر صلیب شد!!

  20. tedi می گوید:

    تنها کسانی نزد پدر خاهند توانست رفت که مسیح را خداوند بدانند!!!

  21. tedi می گوید:

    در نظر اولی که دادم شاید بعضی ها متوجه نشن این قسمتو که نوشتم: هر سوالی دارید که باعس شکتون میشه که مسیح فرزند خدا است جواب آن را پیدا کنید و متمئن شین!!به عبارت دیگر هم میشه گفت که برین به دنبال مسیح باشید!!سوالای بسیاری به ذهنتون میاد که باعث گمراه شدن میشه!!برین به دنبال جوابای حقیقی که شما هم محبت مسیح را خاهید یافت!!

يك پاسخ برايش بگذاريد