بی شک بسیاری از شما جزو افرادی هستند که نامی از کتاب یا فیلم “راز” شنیده اند. برای آن دسته که هنوز از نام آن بی خبرند باید بگم که راز یکی از بهترین ایدوئولوژی های قرن است و بی شک تحولات عظیمی را می تواند در سطح جهانی باعث شوند.
من راجع به کتابی که نصفه خوانده ام یا فیلمی که هنوز ندیده ام نمی خواهم مطلب بنویسم، می خواهم هویت رازی را که روندا بایرن نویسنده این کتاب در ذهنش تداعی کرده را در واژگانی شیواتر برای شما مطرح کنم. مطمئن هستم که آشنا شدن با راز همان نقطه مبهمی در ذهن و دل ماست که بی دلیل باعث تشویش روحیه و افکارمان می شود و زمانی که راز را درک کردیم، (دقت کنید که باید درکش کنید نه بدانیدش!) رنگ و روی دنیا عوض خواهد شد و به اینکه چقدر شاد و موفق هستیم غبطه خواهیم خورد.
راز چیزی غیر از “قانون جذب” چیست. در تعریف قانون جذب یا “The Law of the attraction” آمده است: هر امر قابل تصوری را که به زندگی شما وارد می شود خودتان به فضای زندگی خویش جذبش می کنید. آنها به واسطه تصاویر و پنداره هایی که در ذهن خود نگه می دارید به سوی شما جلب می گردند. آن چه می آید همانی است که شما به آن فکر می کنید. شما مدام در حال جذب هرچیزی هستید که فکر مرتبط با آن در ذهنتان جریان دارد.
یا به قول مولفورد : ” هریک از افکار شما بخشی از واقعیت است. یک نیروی واقعی!”.
این در حالی است که اساتید گرانقدری نظیر شکسپیر، بتههون، داوینچی، سقراط، افلاطون، نیوتن، گوته، هوگو و … این قانون را در نقل قول ها و اشارات و آثار خود، بزرگترین و نیرومند ترین قانون کائنات دانسته اند.
بسیاری در واکنش به این راز عظیم آن را تکراری، بیهوده و از متدهای روانشاسی قرن بیست (یا بیست و یک ) می دونند و معتقدند که اینها رو خودمون می دونیم و … . درک و لمس راز (قانون جذب) در همان لحظه تفهیم معجزات را به سوی شما روانه می دارند، چیزهایی که شدیدا به آنها نیاز دارید یا می خواستید به سمت شما می آیند و مشکلات و دردسرهای معمول به نوعی از شما دور می شوند. همه اینها اتفاقاتی است که نه تنها من (نویسنده این بلاگ) بلکه خیلی های دیگه اعتراف به اتفاق افتادنش کردند، خاطرات بد و اتفاقات اخیر و شکست های روحی و روانی رو فرض کنید که با مفاهیم قانون جذب از شما دور می شوند و جالب اینجاست که بهترین جایگزین ها، به جاشون ظاهر می شوند و این یکی از مهمترین عوامل شادی و موفقیت در زندگی است.

راز
پس ما با فکر کردند در واقع عملی شدن آن افکار را به واقعیت تبدیل می کنیم، در واقع هنگامی که فکر می کنیم (همیشه فکر می کنیم! جز موقع خواب) فرکانسهایی را از ذهن خود به دنیای بیرون منتشر می کنیم، این فرکانس ها در نوع خود یکتا می باشند، لذا در عالم هستی به گردش در می آیند و هرچیزی را که مربوط به آنهاست جذب می کنند، و چون به تعبیری هر چیزی نزد اصل و منبع خود بازمی گردد، لذا این فرکانسها (افکار) که حالا مجموع اتفاقات و مجذوبیات آنها به آن اضافه شده به سمت شما برمی گردند، لذا شما آنچیزی را که به آن فکر می کردید دارید. این یک اصل است، به قول معروف دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. این قانون به ما هشدار می ده که همیشه مراقب نوع فکر کردن خودمون باشیم. در ابتدا کمی مشکل بنظر می رسه ولی فکر کنید اگر نوع فکر کردن شما فقط منفی و بدبینانه باشه، چه بلایا و حوادثی می تونه اتفاق بیفته!
آینده، چیزی جز افکار کنونی شما نیست، بدین منظور که هرچیزی که شما هم اکنون فکر می کنید در آینده اتفاق خواهد افتاد، لذا برای داشتن آینده ای بهتر و شادتر، بهتر است از همین حالا تمرکز و جدیت خود را روی افکار مثبت و سازنده استوار سازید تا طبیعتا آینده ای بهتر داشته باشید.
یکی از کاتالیزورهای این افکار در وادی به واقعیت پیوستن، هیجانات و احساسات می باشد. هرچه بیشتر نسبت به نوعی تفکر علاقه و هیجان داشته باشید، وقوع آن را تسهیل می بخشید.
دقت کنید که بین این قانون و تلقین اختلاف ظاهرا کوچک ولی حیاتی وجود دارد. شما در تلقین در یک بازه زمانی در واقع به خود نهیب می زنید که یک نوع خاص تفکر را در ذهن خود تداعی کنید ولی در قانون جذب شیوه حتی فکر کردن شما عوض می شود (بتدریج) و شما یاد می گیرید که راجع به تمامی افکار، قانون جذب رو بکار برده و حتما موفق شوید.
خود را پولدار تصور کنید، خود را یک فرد ارزشمند تصور کنید، خود را یک استاد یا دبیر فرض کنید، خود را یک جراح فرض کنید و … و با قانون جذب وارد عمل شوید، متوجه خواهید شد که زمینه تحصیلی شما در حال هموار شدن هست یا تحریمات مالی علیه شما در حال حل شدن هستند. نتیجتا شما به آن چیزی که می خواهید و واقعا به آن فکر می کنید می رسید.
بزودی بعد از اتمام خواندن کتاب اطلاعات کامل و خلاصه آن را برایتان می نویسم.
پی نوشت (پست های مرتبط)
1- قانون قورباغه
2- قانون دانه
3- من هم انجیل بخوانم؟
4- دو کتابی که حتما بخوانید!
موفق باشید.
ژانویه 19, 2009 در t 8:17 ق.ظ
سلام دوست عزیز
من یک سوأل دارم. اگر طبق گفته این فیلم (یا کتاب)، شما تجسم کنید (یا به قول شما باور و درک کنید) که حتماً جای پارک خودرو در مثلاً فلان مرکز خرید براتون وجود داره، وقتی مراجعه کنید با کمال تعجب خواهیددید اون جای پارک واقعاً اونجاست !
خوب تا اینجای کار مشکلی نیست ولی سوآل من اینه که اگه همه (یا دستکم عده زیادی از کسانی که به اون مرکز خرید مراجعه می کنن) همین ایده رو داشته باشن، تکلیف تعداد جاهای پارک محدود در مرکز خرید چی میشه؟ یعنی جای پارک از آسمون سبز می شه؟
مسئله اینجاست که قانون (یا بهتره بگیم تئوری) جذب می تونه (تکرار می کنم می تونه) تا حدودی و در شرائطی درست باشه و طبعاً افرادی که خودشون رو باور دارن و مثبت فکر می کنن از افرادی که خودشون رو دستکم می گیرن بهره وری بیشتری خواهند داشت اما دلیل اون نه بخاطر قانون جذب، بلکه بخاطر نحوه عملکرد افرادیه که دید مثبت تری دارن.
بعبارت دیگه این قانون جذب نیست که کار می کنه بلکه عمل ناشی از دیدگاه جدیده که به بار می نشینه نشان به این نشان که صرف دیدگاه مثبت بدون عملکرد، به نتیجه مثبتی منتج نمی شه و قانون جذب جواب نمی ده.
چهت اطلاع شما دوست عزیز باید این رو هم اضافه کنم که بعد از چاپ کتاب و بویژه بعد از تهیه فیلم راز، چالش های زیادی در آراء ایجاد شد و عده زیادی تهیه کنندگان اون فیلم رو به گمراه کردن بینندگان و دادن اطلاعات غلط متهم کردن. در واقع این فیلم و اون کتاب برای هر کسی که کار نکرده باشه، برای تهیه کننده و نویسنده ش کار کرده.
خوشحال می شم نظران شما و دوستان دیگه رو در این باره بخونم.
پاسخ
راجع به سوال اولتون از همون استنباط در فیلم (که همین امروز صبح دیدمش ) استفاده می کنم و می گم که چیزهای خوب که همشون آروزی همه مردم هستند هیچ وقت تموم نمی شند. شما پارکینگ رو مثال زدید، گمون نکنم در آن واحد صدها نفر بخوان با هم تو یه جای پارکینگ پارک کنند و این فقط می تونه طرز فکر و “ایده” چند نفر خاص باشه که طبیعتا بهش می رسند. در فیلم مثال دیگر خوبی هم بود که معلومه شما با دقت بهش توجه نکردید، یکی از مصاحبه کننده ها گفت که ممکن نیست همه با هم آرزوی داشتن خودروی بی ام و بکنند و این تنوع خواسته های بشر رو نشون می ده.
باز هم لازم بذکر می دونم وجود و قدرت قانون جذب یک امر اثبات شده هست (خیلی قبل از کتاب راز که ما رو دوباره به یاد اون انداخت ) و من خودم و چندین تن از دوستانم عملا شاهد بوقوع پیوستن چیزهایی که می خواستیم شدیم. دوستی دارم در کلاس IT که خودش ابراز می کرد، چند سال پیش با اینکه ذره ای پس انداز داشته باشم، به این فکر کردم که سال بعد دقیقا همین روز در خونه خودم باشم. و می گه سال بعد یک هفته به اون روز دقیقا اسباب کشی کردم به خونه خودم، و این در رابطه با همسر و اتومبیل و شرکتی که در اون کار می کنه هم صادقه! (البته این فقط یه نمونه است)
بنظر من که قانون جذب با تمامیت معنا داره و می تونه تاثیر فراوانی رو تو زندگی ما بگذاره.
ژانویه 19, 2009 در t 8:21 ب.ظ
salam man film raz ro didam va khili behem komak kardeh ta betonam dar zendegi movafagh basham
پیش بینی آنلاین مسابقات فوتبال در
http://www.adelaneh.com
ژانویه 20, 2009 در t 12:05 ب.ظ
دوباره سلام
ممنون از پاسختون.
بعد از نوشتن کامنتم فکر کردم درست نیست عاملی رو که به دوستان امیدواری می ده (صرفنظر از درست یا غلط بودنش) زیر سوآل ببرم) اما فکر کنم هدف آدم باید یافتن حقیقت باشه ولو بسیاری از حقایق (یا اونچه که ما اونها رو حقیقت می پنداریم) تلخ باشن.
دوست عزیز مثال پارکینگ فقط نمونه ای بود از مجموعه ای از خواسته های نامحدود بشر که با توجه به منابع محدود، به تضادها و تعارضات منجر می شه که نتایج اون رو هم به شکل جنگ های متعدد شاهدیم.
صرف اینکه همه آدم ها دنبال جای پارک نیستن و یا خودروی بی ام و نمی خوان نافی این اصل اصیل اقتصادی (نامحدود بودن خواسته ها در مقابل محدود بودن منابع) نیست.
از سوی دیگه با شما موافقم که هر کدوم از ما بنوعی این قانون به اصطلاح جذب رو حداقل یکبار در زندگی تجربه کرده ایم.
حتماً تا بحال براتون پیش اومده که وقتی مثلاً خودرویی رو خریداری می کنین، تمام شهر پر میشه از همون خودرو (انگار همه با هم هماهنگ کردن برن همون خودرو رو بخرن!)
در این مورد و موارد مشابه مطالعات جالبی انجام شد که شرحش خیلی خیلی طولانیه اما خلاصه ش اینه که موضوع بسادگی بر می گرده به جابجایی کانون تمرکز فکر ما آدم ها.
بعبارت دیگه، قانون جذب یا هر چیزی که اسمشو بگذاریم نقشی در این مورد یا موارد مشابهب که دوستان تجربه ش کردن موضوعیت نداره بلکه مطالعات آماری دقیق حاکی از تکانش کانون توجه انسان ها بوده.
موضوعات علوم باطنی یا مابعدالطبیعی (اگر عنوان مناسبی رو بکار برده باشم) چیزی نزدیک به 10 سال از عمر من رو صرف خودش کرد و طیف وسیعی از موضوعات مرتبط به اون (از هیپنوتیزم و مانیه تیزم گرفته تا ادارک فوق حسی، خروج روح از بدن، ارتباط با درگذشتگان، جن، تله کینه سیس، مدیتیشن، ان ال پی، و اخیراً هاله درمانی یا همون پرانیک هیلینگ) رو بصورت تقریباً حرفه ای دنبال کرده ام.
نکته مهم اینه که در ورای حقایق ژرفی که در پس این علوم نهفته، لشکری از موضوعات مبهم و فاقد ارزشی از سوی مدعیان متعددی هم مطرح شده (و کماکان خواهد شد) که متآسفانه اذهان مشتاقان این علوم رو متوجه خودش می کنه و در بهترین فرض فقط حاصل تراوشات ذهنی سازندگان اونه (اگر نگوییم با هدف صرفاً مادی).
بهرحال اگه اعتقاد به قانون جذب (که بر خلاف نظر دوست عزیزمون به هیچ وجه امر اثبات شده ای نیست و اگه ایشون مدرکی در مورد اثبات و یا حتی رد اون دارن ممنون می شم بنده رو هم در جریان بگذارن) کمکی به حل مشکلی بکنه خودش خوبه.
دوستان مطمئن باشید اگه قانون جذب امر اثبات شده ای بود، برای نشر اون نیازی به نوشتن کتاب یا ساختن فیلم نبود و مراکز روانشناسی بالینی دنیا برای انتشار این خبر مهیج (که می تونه چاره دردهای بشری باشه) لحظه ای درنگ نمی کردن. لطفاً نفرمایین که قدرت ها مانع نشر اون می شن چون بقول شما با وجود تعدد خواسته های بشری (مثل بی ام و) دیگه جایی برای نگرانی نوع بشر در مورد محدودیت منابع وجود نداشت.
ژانویه 20, 2009 در t 3:32 ب.ظ
آقا این خارجیا چون ایمون درس حسابی ندارن به این چیزا متوسل میشن.
تو توکل کن مطمئن باش خدا همه چی رو روبه راه میکنه
ژانویه 20, 2009 در t 3:49 ب.ظ
man razo az shabake 4 ir didam bahal bod,kheyli tasir dasht rom!
ژانویه 20, 2009 در t 8:01 ب.ظ
هرچند حرف های دوستمون farahvar منطقی هستش اما منم واقعا تاثیر عینیش رو خیلی دیدم!
ژانویه 20, 2009 در t 8:20 ب.ظ
از مقاله خوبت ممنونم این قانون درسته و وجود داره و بر فرض اون دوست مون اگه هم هدف راز درست باشه چه ایرادی اگه مفیده از اون توی زندگی مون استفاده کنیم
اما یه پیشنهاد دارم برای دوستان برای استفاده وکار کشیدن از ضمیر ناخوداگاه :
شاید شما با دیدن این فیلم بگیدمن وقت این تمریناتو ندارم یا ساعات کاریم زیاده و یا ….
من راه حل ساده اما کاربردی به شما معرفی می کنم که می تونید با حداقل زمان حداکثر تاثیر رو رو خودتون و افکار تون بزارین
برای اینکار 10 عدد از مهم ترین ایده ها آرزو ها را دارید مانند خرید خونه سفر ازدواج حساب بانکی و … هر چیزی که به اون علاقه مندید رو روی کاغذ بنویسد بعد به هرکدام از آنها یک تاریخ دقیق بدید مانند “من تا تاریخ شهریور 1390 یک خونه به ارزش *** در فلان مکان می خرم” تمام ده هدف را در ده جمله ویرایش کنید یعنی هر هدف یک جمله کامل مانند جمله فوق.
حال شما نیاز به یک موبایل یا ام پی تری پلیر دارید با صدایی آرام و شمرده تمام این ده جمله را به صورت شمرده و با کیفیت در موبایل یا ام پی تری پلیر تان ضبط نمایید می توانید با صدای خودتان یا با صدای کسی که دوستش دارید این کار را انجام دهید
این جملات را می توانید در طول روز و مواقع استراحت گوش نمایید اما پیشنهاد من گوش دادن این جملات را با هدفون و با صدای ملایم یک ربع قبل از خواب و یک ربع دقیقا بعد از بیدار شدن در صبح انجام دهید
علت اینست که در هنگام خواب هرچه ضمیر آگاه شما به خواب می رود ضمیر ناخوداگاه شما هوشیار می شود و هر فکری را تجسم کنید یا هر جمله را تصور کنید د رباور شما هک خواهد شد این یکربع قبل از خواب و بعد از بیدار شدن به نوعی مانند حالت خود هپنوتیزم است بهتر است برای هر هدفتان یک تصویر ذهنی هم درست کنید
برای اطلاعات بیشتر با ایمیل bazar2iran@yahoo.com مکاتبه کنید
100bazar.com
ژانویه 20, 2009 در t 9:15 ب.ظ
khub shod ye nafaram didam ke mesle mane
ژانویه 20, 2009 در t 9:46 ب.ظ
من این فیلم روپارسال دیدم …جالب بود قبولش دارم وبه این موضوع ایمان دارم اما حد واندازه داره مثلا یک کارمند 60 ساله بازنشسته نمیتونه تصورکنه که وزیر اقتصاد خواهد شد یا نمیشه فکرکرد فردا صبح 7میلیارد پول به دستت خواهد رسید و برسه ! و…
اما در جواب دوستمون پرشیا نمیشه گفت این افکار رد قدرت خداست(استغفرالله) اکه روشن فکر و واقع بین باشی میتونی قدرت ولطف خدا رودر این موارد وبسیاری دیگر دید ..غربی شرقی هم نداره ..
اما بدونید افکار مثبت نتیجه مثبت میده و بلعکس باید این رو پذیرفت ونتیجه را نه به این زودی و نه به ان دیری دید ..بدون زحمت هم گنج موثر نمیشه @@@
tankS
ژانویه 21, 2009 در t 5:37 ق.ظ
سلام
من هم با جناب farvahar موافقم.
نمی دونم، شاید این کتاب ها رو هم مطالعه کرده باشید اما در عین حال پیشنهاد می کنم که
این چند تا رو هم بخونید:
- تفکر زائد
- انسان در اسارت فکر
- رابطه
- با پیر بلخ
از آقای محمد جعفر مصفا
بهتره که از کتاب تفکر زائد شروع بشه، چراکه بعضی مفاهیم پایه ای از اینجا آغاز میشه.
موفق باشید
ژانویه 21, 2009 در t 5:50 ق.ظ
سلام
پست شما و کامنتهای دوستان بسیار جالب بود و منو مصصم به به کار گیری این راز کرد .
اما من حدود 1 سال پیش توسط یکی از دوستانم به قدرت فکر پی بردم و هر روز سعی میکنم اونو به کار ببرم . خوب البته به طور کلی در زبان و آدم خوش بین و مثبتی هستم , بر خلاف افکارم که همیشه به خودم میگم “نمیشه” .
من متاهل هستم و همسرم تا حدودی منفی بین !
حالا تکلیف چیه ؟ وقتی من هر روز منتظر خبر های خوب و زندگی بهتر هستم و اونو برای همسرم تکرار میکنم ولی اون همیشه میگه نه نمیشه !
ضمنا من زیاد راجب مباحث علمی این قضیه اطلاعات ندارم . اما به طور قطع میدونم انسان میتونه با افکارش آینده رو بسازه . در مورد خودم چند نمونه هست که میگم .
اول اینکه من هر وقت توی ظهن باشه که وای نکه الان ماشینم خراب بشه , دقیقا ماشین موتور میسوزونه . و این تا پارسال که من ماشینو عوض کردم 3 بار در طول 6 ماه اتفاق افتاد .
چندین بار هم از تصادف ترسیدم و کردم !
هر وقت تو ظهنم به یاد کسی بیوفتم , امکان نداره نبینمش حتی اگه 10 سال پیش دیده بودمش .
در مورد خرید ماشینو خونه و بقیه هم که همه اتفاق افتاد . اما نه اینکه فقط فکر باشه . بلکه فکر همراه با 10 تا دفتر چه قسط !!!
ممنون.
ژانویه 21, 2009 در t 5:52 ق.ظ
سلام
با اين همه تفاسير يك سوال اساسي مي ماند:
ز كجا آمدم و، آمدنم بهر چه بود
ژانویه 21, 2009 در t 5:54 ق.ظ
سلام.
قصد دخالت تو بحثتون رو نداشتم. اما یه جای نظر این دوستمون به نظر اشتباه اومد.
________
دوستان مطمئن باشید اگه قانون جذب امر اثبات شده ای بود، برای نشر اون نیازی به نوشتن کتاب یا ساختن فیلم نبود و مراکز روانشناسی بالینی دنیا برای انتشار این خبر مهیج (که می تونه چاره دردهای بشری باشه) لحظه ای درنگ نمی کردن. لطفاً نفرمایین که قدرت ها مانع نشر اون می شن چون بقول شما با وجود تعدد خواسته های بشری (مثل بی ام و) دیگه جایی برای نگرانی نوع بشر در مورد محدودیت منابع وجود نداشت.
________
گالیله به هزار نوع گفت زمین به دور خورشید می گرده و بر خورد مردم زمان خودش رو دید و منجر به مرگش شد.
حالا بعد از این همه سال بیان اشتباه گالیله رو تکرار کنن؟
معلومه هیچ وقت نمیان همچین چیزی رو به این واضحی که شما مد نظر دارید بیان کنن.
چون یه عده که برای باور نداشتن 1000 ها دلیل دارن ( همون مخالفتتون برای پارکینگ) از این طرح استقبال نم یکنن و اون بنده خدا هم گالیله ی زمان حال میشه.
بازم ببخشید تو بحثتون دخالت کردم.
ژانویه 21, 2009 در t 7:36 ق.ظ
دوست عزيز
واقعيت هايي در جهان خارج وجود دارند كه ما بر حسب قدرت درك ، علم و دانش روز قادر به فهم و شناخت درست از آن خواهيم بود. مثالي كه مولوي شاعر فارسي گو در قضيه آوردن يك فيل شبانه به روستايي و نظر روستائيان از فيل در يك اطاق تاريك مويد اين مطلب است. هر روستايي بر اساس آنچه لمس كرده بود ميگفت فيا يك لوله دراز است يا ستون بزرگي است يا بادبزن بزرگي . يا .. هر كس برداشتي از درك خود را گفت ولي واقعيت جامع تر از ان برداشت بود. بهر حال ما هم درك كاملي از دنياي افرنيش نداريم . هر كس بنا به درك خود و دوران خود اين پازل را سر هم ميكند . من مطالب كتاب و موضوع انرا رد نمي كنم بلكه بسيار هم قابل پذيرش مي دانم در قران هم اشاراتي به اين امر شده كه ((اگر تقوا پبشه كنيد راه نجاتي از جايي كه فكرش را نميكنيد فراهم ميشود.)) ساير اديان هم همينطور . من نظر شما را به يك كتاب به نام (( جهان هولگرافيك از مايكل تالبوت با ترجمه داريوش مهرجويي از انتشارات هرمس )) جلب ميكنم. دنياي ديگري را براي شما معرفي ميكند. البته باز هم تاكيد ميكنم (( هر كسي از ظن خود شد يار من )) . موفق باشيد
ژانویه 21, 2009 در t 7:37 ق.ظ
برخلاف نظرات مخالف وجود پست، این (راز) چیزی هست که همه ما در طول زندگی باهاش سر و کار داریم و نادیده گرفتن اون به نوعی کلاه سر خودمون گذاشتن هست. چه بهتر حالا که فرصت خوبی برای موفقیت و بدست آوردن شادی پیدا کردیم، ازش استفاده کنیم!
ژانویه 21, 2009 در t 7:38 ق.ظ
سلام
من می گم همیشه همه قانونها درست از آب درنمی یاد مخصوصآدرخصوص این جورمسائل چون شرایط جرای آن قانون برای افرادمختلف متفاوت می باشد ونتیجه اینکه اگراین قانون (جذب) درست باشه مطمنآقوانین موازی دیگری درکنارآن وجوددارد تابه نتیجه برسد .امیدوارم توضیحم قابل درک باشه.
ژانویه 21, 2009 در t 9:25 ق.ظ
سلام دوستان
خوشحالم که این بحث به درازا کشیده و متأسفم که منظورم رو نتونستم درست عنوان کنم.
قانون جذب (که البته بهتره اون رو تئوری جذب بنامیم) چیز جدیدی نیست و اگه کمی در اشعار فارسی بگردین نمونه های زیادی رو در تأییدش می بینین. از طرف دیگه هم اشخاص زیادی (مثل دکتر امیل کوئه) همون رو به شکل های مختلفی بیان کردن.
موضوع اینه که خواستن همواره و در همه شرائط به توانستم نمی انجامه و برای تحققش شروطی باید وجود داشته باشه. مثلاً اگه من شب و روز تجسم کنم که قدم 2 متر شده این اتفاق نمی افته.
می دونم الآن همه فکر می کنن که خب این که معلومه اما کمی صبر کنید. تا اینجا قبول کردیم که برای تحقق یک واقعه، اون اتفاق باید عقلانی باشه. حالا سوأل اینه که کی گفته این فکر عقلانی نیست که مثلاً قد من 2 متر بشه؟ wexample به مورد خوبی اشاره کردن در زمان گالیله همه فکر می کردن زمین ثابته و خورشید و بقیه اجرام دورش می گردن.
پس سوأل اساسی اینه که چه کسی درمورد امکان پذیر بودن یک ایده مشروعیت داره؟ مطمئناً گالیله برای اثبات ادعای خودش (مبنی بر گردش زمین به دور خورشید یا کروی بودن زمین) به تجربیات خودش یا کتاب یا فیلم و نظایر اون استناد نکرد اما اکثریت قریب به اتفاق دوستان من دارن تجربیات خودشون رو دستمایه تأیید اون چیزی می کنن که اسمش رو قانون (و نه حتی تئوری) می گذارن.
در چند پست قبلی درمورد آزمایشات جالبی که درمورد وقوع اتفاقات عجیب در زندگی انجام شده یه چیزایی نوشتم. و اینکه این تجربیات لزوماً موید قانون جذب نیستن بلکه ناشی از تبلور اندیشه آدمی از حوزه ناخودآگاه به حوزه آگاهی هستن.
در پاسخ به شهرام نیکی عزیز هم باید اضافه کنم که اگه این به اصطلاح قانون براتون کار کنه به خودی خود چیز بدی نیست اما بدیش اینه که این قانون (که من اسمشو تجربه هشیاری می گذارم) بعد از مدتی دیگه کار نمی کنه (خودتون امتحان کنین)،و اونوقت شما رو نسبت به علوم باطنی و اقیانوسی از معرفت های اون بدبین و بی ایمان می کنه (تقریباً شبیه بلایی که بر سر هاله درمانی اومد که با سوء عملکرد یه عده از خدا بیخبر، کلیت این علم زیر سوأل رفت).
مخلص کلام اینکه توصیه من به دوستان مطالعه بیشتر و درست تر، خودداری از جوگیری (و ناامیدی های بعدی اون)، و باز نگه داشتن ذهن های کنجکاوشونه (جلوگیری از تداخل و تعارض پیش فرض ها و مسلم دونستن هر چیزی).
موفق باشین
ژانویه 21, 2009 در t 12:18 ب.ظ
مطلب خوبی رو نوشتید.
در پاسخ به دوستم farvahar :
ببینید هیچ وقت هیچ چیز برای هیچ کس تمام شدنی نیست. این یه چیزیه که من توی زندگیم تجربه کردم. حالا شما از چیزای خوب بگیر تا چیزای بد. ببینید مثلا تصور کنید درب یه معدن زلا رو باز گذاشتن و همه می تونن هجوم بیارن بیان بردارن هر چقدر که دلشون خواست. پس باید بگیم که چون فلز طلا نامحدوده دیگه به من یکی نمیرسه. نه این به تلاش شما در راه هدفتون بستگی داره . من همون اول تصمیم میگیرم که به اندازه ی تو تا جیب شلوارم بردارم. خب تلاش می کنم، و در راه هدفم می کوشم. و وقتی هدفم برام روشن باشه، بسیار راحت از لابلای جمعیت مقداری که می خواستم رو بر میدارم. ولی اگر همون اول با خودم می گفتم “ای بابا به ما یکی نمی رسه…” خب 100% نمی رسید ! این قانون جذبه .
من همیشه قبل از مشخص کردن هر نوع از اهدافم با خودم اینو میگم (استاد حورایی) : هم اکنون توانگری الهی به لطف بی پایان الهی از راههای بسیار رضایتبخش و هماهنگ در زندگیم تجلی می یابد. ( یعنی همه چیز و همه کس توانگرم میسازد) مثلا گیریم که توی اون معدن من هیچی گیرم نیومد ولی در راه هدفم هنوز تلاش میکنم چون دیر نشده، یه دفعه یه بنده خدایی رد میشه جیباش پر از طلایه، منم دارم رو زمین رو میگردم، پاشو میذاره رو یه سنگ کوچولو و رد میشه. بعد من نگاه میکنم میبینم زیر اون سنگ کوچولویه به اندازه ی دو تا جیب طلا وجود داره!!! در واقع من دوجیب طلا رو جذب کردم!
قانون جذب کاملا در زندگی من و همه آدمها جاریه ولی ما درکش نمی کنیم.
ببخشید سرتونو درد اوردم.
آقای حمیدی لطفا به سایت من سری بزنید و قانون کارما رو یه مطالعه ای بکنید.
با احترام
م.پورعلی
ژانویه 21, 2009 در t 2:41 ب.ظ
سلام دوستان خوبم
من بادیدن این فیلم واستعانت ازخداوند توانسته ام درمدت کوتاهی 20درصدازسلامتم رابدست بیاورم
باورآن سخت است
ولی اگردوست داشتید دراهواز میتوانیدمراببینید
ژانویه 21, 2009 در t 6:17 ب.ظ
با سلام.
آیا شما انسان گرسنهای را سراغ دارین که هر روز و هر شب به فکر غذاهای خوی و لذیذ نباشه!!! پس چرا همشون غذای خوب بدست نمی آورند. البته همه میدانیم که داشتن غذای مناسب و البته بصورت مداوم آرزو و خواست فکری, قلبی و روانی هر انسان گرسنه ای در جهان است. صد البته همه میدانیم که داشتن غذای خوب و مناسب یعنی داشتن کار و درآمد مناسب است که در واقعیت برای همه وجود ندارد.
یک مثال دیگر،شما فرمودید که در یک زمان عده محدودی اتومبیل ب م و بخواهند؛ با شما موافقم ولی حتما” شما هم با من موافق هستید که چیزی در حدود 98 درصد از تهرانیها آرزوی قلبی و فکری دارند که صاحب خانه شوند و برای رسیدن به این هدف فعالیت میکنند ولی چیزی حاصل نمیشود.
یا کدام پشت کنکوری است که نخواهد وارد دانشگاه شود. میتوان با قاطعیت گفت 90 درصد آنها میخواهند وارد دانشگاه شوند آن هم در یک رشته خوب. هر ساله چیزی در حدود یک و نیم میلیون نفر در کنکور سراسری شرکت میکنند، ولی تنها برای دویست هزار نفر از آنها ظرفیت وجود دارد، که از این تعداد ظرفیت موجود تنها پنجاه هزارتای آنها رشته های خوب هستند. پس تکلیف خواسته و آرزوی قلبی بقیه چه میشود!!!!!
جواب کاملا” معلوم است: این قضیه کتاب سیکرت چیز جدیدی نیست در واقع همان مثال معروف که باید آن را اصلاح کرد و گفت کوشش، سعی و زحمت بسیار بعد از خواستن و جذب کردن باید کشید تا بتوان به موفقعیت رسید و تازه حتی در اینصورت نیز هیچ تضمینی برای موفقعیت وجود ندارد، چون همیشه رقبای بسیاری وجود دارنند.
شما در مثالهای خود اشاره به چیزهایی مانند اتومبیل و جای پارک دارید، در حالی که میتوان از مثالهای واقعا” مهمتری استفاده کرد. مثلا” همین مشکل گرسنگی در نقاط مختلف جهان.
این کتاب و دهها کتاب مانند آن بیشتر مورد توجه جوانان کشورهای غربی قرار میگیرد چون آنها مشکل غذا و یا بهتر بگوییم مشکلهای اولیه و اساسی چندانی ندارند و حال ابن کتاب به آنها میگوید که راه میانبری برای رسیدن به آرزوها وجود دارد ( البته با این مشکلات جدید اقتصادی جهانی کم کم آنها نیز ماموزند که برای زندگی باید زحمت بسیار کشید)
در هر حال قابل ذکر است که معروفیت و محبوبیت یک کتاب در دوران کنونی غرب کاملا” به حجم تبلیعات موجود در مورد آن بستگی دارد. و صد البته حدف فقط کسب درآمد بیشتر اسب و بس.
موفق و آزاد اندیش باشید همیشه.
ژانویه 21, 2009 در t 9:15 ب.ظ
دوستان من هم این فیلم رو چند ماه پیش دیدم البته نه یک بار میخاستم دقیق بدونم چی میگن چون تعریفشو زیاد شنیده بودم.
یکی از مهمترین متدی که برای استفاده از این روش نیازه احساس هیجان داشتن نسبت به اون فکری هست که روش تمرکز کردید یعنی وقتی دارید فکر میکنید که مثلا من باید در فلان تاریخ ماشین بخرم نسبت به اون فکر هیجان داشته باشید و احساساتی بشید و حتی فکر کنید که تو ماشین نشستید و دارید رانندگی میکنید ( شاید خنده دار باشه ولی واقعیت داره ) این چیزیه که تو فیلم هم روش تاکید زیادی شده و مطمئن باشید که 100% جواب میده چیزی که برای خود من 2 ماه بعد از نگاه کردن به اون فیلم پیش اومد.
میخاستم کاری رو شروع کنم و در حال مطالعه روی اون کار بودم و هفته ای 2 , 3 بار هم این فیلم رو نگاه میکردم و طبق گفته هاشون پیش میرفتم و احساس میکردم که موفق میشم و همون طوری که گفتم موفق شدم با اینکه سرمایه کمی برای شروع داشتم ولی با تکیه و تمرکز بر افکارم که هدف فقط رسیدن به اونها بود در نهایت چیزی رو که میخاستم بدست اوردم و هنوز هم دارم پیش میرم.
فقط یک نکته ای که هست سعی کنید بر افکارتون تسلط داشته باشید و افکار بد رو به ذهنتون راه ندید ( اینطور نباشه که زور بزنید ) همونطور که تو فیلم میگه افکار مثبت قویتر از افکار منفی هستن و یه فکر مثبت فکر منفی رو از بین میبره.
در جواب ویگن عزیز که گفته:
1.آیا شما انسان گرسنهای را سراغ دارین که هر روز و هر شب به فکر غذاهای خوی و لذیذ نباشه!!! پس چرا همشون غذای خوب بدست نمی آورند. البته همه میدانیم که داشتن غذای مناسب و البته بصورت مداوم آرزو و خواست فکری, قلبی و روانی هر انسان گرسنه ای در جهان است.
2.یک مثال دیگر،شما فرمودید که در یک زمان عده محدودی اتومبیل ب م و بخواهند؛ با شما موافقم ولی حتما” شما هم با من موافق هستید که چیزی در حدود 98 درصد از تهرانیها آرزوی قلبی و فکری دارند که صاحب خانه شوند و برای رسیدن به این هدف فعالیت میکنند ولی چیزی حاصل نمیشود.
3.یا کدام پشت کنکوری است که نخواهد وارد دانشگاه شود. میتوان با قاطعیت گفت 90 درصد آنها میخواهند وارد دانشگاه شوند آن هم در یک رشته خوب. هر ساله چیزی در حدود یک و نیم میلیون نفر در کنکور سراسری شرکت میکنند، ولی تنها برای دویست هزار نفر از آنها ظرفیت وجود دارد، که از این تعداد ظرفیت موجود تنها پنجاه هزارتای آنها رشته های خوب هستند. پس تکلیف خواسته و آرزوی قلبی بقیه چه میشود!!!!!
ج1) دوست عزیز هر فکری که روش تمرکز و هیجان نباشه محقق نخواهد شد. اونا گرسنه هستن و دارن به غذا فکر میکنن هیچ تمرکز و هیجانی هم در کار نیست این نیازه طبیعی انسان و تمام موجودات هستش و ربطی به قضیه راز نداره. من و شما هم هر روز به غذا فکر میکنیم و اخرش هم غذا میخوریم.
ج2) برای رسیدن به این هدف دارن فعالیت میکنن ولی فکرشون رو روش متمرکز نمیکنن یعنی نمیتونن روش تمرکز کنن که دلائل مختلفی داره و خودتون هم حتما میدونید.
و اگر تمرکز و هیجان نباشه اون فکر جذب نمیشه.
ج3) جواب اینو خودتون گفتید. خوب ظرفیت تکمیل میشه نمیشه که بیش از ظرفیت بردارن اونهم چند صد هزار نفر.
دوستان نظر هر کسی محترمه و نمیشه نظر کسی رو مردود دونست ولی این راز واقعیت داره و برای رسیدن به اون باید روی افکارمون با هیجان و احساس تمرکز کنیم.
موفق باشید.
ژانویه 21, 2009 در t 11:49 ب.ظ
من حرف های راز رو قبول دارم و برام سابت شده هستش ………
ژانویه 22, 2009 در t 12:26 ق.ظ
خدمت اون دسته از دوستانی که قدرت این قانون رو ضعیف میدونن و واسش مثال نقض میارند بگم که این قانون همیشه پایدار هست مثل سایر قوانین طبیعت. نکته مهم اینه که آدم واقعا باید به پیش شرط های هر قانونی درست عمل کنه تا اون قانون براش عملی بشه دلیل این که خیلی ها میخوان دانشگاه برند ولی پشت کنکور میمونند یا اینکه خیلی ها دوست دارند خونه داشته باشند ولی هنوز خونه دار نشدن واسه اینه که درست به این قانون عمل نمیکنند اینا آدمهایی هستند که افکارشون مدام مثبت منفی میشه و بالا پایین میره و این باعث میشه که نتیجه لازم رو نبینند. ولی اگه واقعا درست به این قانون عمل کنند و به برآورده شدن اون آرزو و خواستشونو ایمان داشته باشند و در واقع اون آرزوشونو طوری بهش فکر کنند که انگار واقعا اتفاق افتاده اونوقت هستش که این قانون به عهد خودش عمل میکنه و شما رو به خواستتون میرسونه. عمل کردن به این قانون کار راحتی نیست و سختی های خودشو داره چرا که شما باید دائما افکارتون همیشه مثبت باشه و همیشه سعی کنید از نظر روحی و احساسی خودتون رو تو شرایط مناسب بزارید و به چیزایی فکر کنید که به شما احساس خوبی میده . این قانون خودش داره میگه واسه چیزی که میخوایند باید خودتونم قدم بردارید و تلاش کنید ولی داره میگه تلاش کردنتون با لذت همراه باشه یعنی این که شما دائما باید به نتیجه نهایی فکر کنید و سعی کنید از کاری که میکنید لذت ببرید و از فکر کردن به مصائب راه و طولانی بودنش پرهیز کنید این باعث میشه که احساس خوبی به کارتون داشته باشید و خیلی سریع پیشرفت کنید واسه همینم هست که اونایی که تو اون زمینه ای که بهش واقعا علاقه دارند کار میکنند به موفقیت های چشمگیر میرسند…
خلاصه خواستم بگم که قوانین طبیعت همیشه پابرجا و دقیق هستند و همیشه نتیجه میدهند وقتی که شرایط اتفاق افتادنشون فراهم بشه و همه چی در جهان طبق اصول و قاعده هست
به قول یه دانشمندی “خداوند جهان را به زبان ریاضی خلق کرد”
ژانویه 22, 2009 در t 8:32 ق.ظ
سلام
در پاسخ به دوست عزیزم بومرنگ باید عرض کنم ارزش یک قانون به عمومیت و شمول اون در همه شرائطه وگرنه دیگه اسم اون رو نمیشه قانون گذاشت.
در مثال معدن طلا اگر همه افرادی که برای برداشتن طلااز معدن هجوم می یارن با اعتقاد به قانون جذب خواستار سهمی هر چه بیشتر از طلاهای موجود در معدن باشن (که بر اساس سرشت انسانی کاملاً بدیهیه و بر همین اساس آرزوهای انسان پایان نداره)، با توجه به محدودیت مقدار طلای معدن، امکان نداره قانون جذب بتونه تضمین کننده این باشه که حتماً طلای کافی به تک تم مومنان به این قانون برسه.
مطلبی رو که شما فرمودید مبنی بر اینکه نباید بخاطر احتمال عدم تعلق طلا، دست از تلاش برداشت و اینکه ممکنه کسی طلای خودش رو با شما قسمت کنه و یا بصورت اتفاقی عاملی بشه برای کشف یک رگه معدن طلای دیگه کاملاً درسته ولی موضوعی کاملاً متفاوته.
بعبارت دیگه ما فقط داریم در مورد یک معدن طلا با مقدار مشخص و محدود طلا صحبت می کنیم که در اینصورت این قانون عمل نخواهد کرد و اطلاق قانون اساساً بی معناست.
دوستان هیچ کس نافی علوم باطنی و حتی تأثیر مثبی که اعتقاد به یک موضوع (ولو موهوم) روی آدم می گذاره نیست. همه عرض بنده اینه که باورها به بار می نشینن اگر و فقط اگر اقدامی براشون انجام بدیم بعبارت دیگه پندار نیک مقدم بر و شرط لازم برای گفتار و مهم تر از اون کردار نیکه اما بدون کردار نیک، هیچ پندار نیکی بصرف نیک بودن ببار نمی نشینه.
این مطلب در نگرش سیستمی systems approach در علوم مدیریت نوین به زیبایی و به تفصیل بحث شده که گمان کنم از حوصله این مقال خارجه فقط اینو بگم که روانشناسی کلاسیک با popular و آموزه های اون (مثل فیلم و کتاب راز یا بنیان و نظایر اونها) به هیچ وجه موافق نیست که من علتش رو تا حدودی تو کامنت های قبلیم تبیین کردم و خطرات اونو که می تونه بسیار بسیار مهلک باشه تا حدودی برشمردم (کافیه یک فردی که در stage اول اسکیزوفرنی است که معمولاً تشخیصش حتی برای یک روانپزشک حاذق هم دشواره چه برسه به خودش در دام ایمان به این به اصطلاح قوانین و مکاتب عرفان نوظهور آمریکای لاتین یا هند یا چین یا حتی ایران بیافته که می تونه براحتی از stage اول به stageهای بعدی این بیماری شیفت کنه).
خلاصه دردسرتون ندم آگاه و هشیار و پرسشگر باقی بمونین و موفق باشین.
ژانویه 22, 2009 در t 10:25 ق.ظ
معمولا ایرانی ها زیاد به بهداشت روانی اهمین تمی دهند
ژانویه 22, 2009 در t 3:10 ب.ظ
قانون جذب، فکر کردن در مورد یک چیز خواص و تا اعماق در افکار فرو رفتن در انتها منتهی میشه به یک چیز . اونم چیزی نیست جز خداوند.
خود من 3 سال پیش در بد وضعیتی به سر میبردم.اونم چیزی نبود چز افکار منفی که قبل از آن داشتم.افکار منفی من چیزی نبود جز ناشکری در برابر انواع نعمتهای خداوند. که به من و خانواده ام داده بود. ما وضع مالیمون بسیار خوب بود . حتی به جرات میتونم بگم که جزو 100 نفر مرفه ایران بودیم. افکار منفی و ناشکری خود من به جایی رسید که یک بار پیش خودم گفتم فقر چجوریه ، این همه آدم فقیر میگن وجود داره همه اش الکی. پیش خودم گفتم یعنی میشه ما هم فقیر بشیم… برام مثل یه جوک بود پیش خودم خندیدم تو دلم گفتم عمرا ولی در حقیقت به 2 سال نکشید که آنچنان زمین خوردیم که هیچ کس نمیتونست تصورش را بکنه.حتی تا پای افسردگی هم رفتم . تا اینکه به خودم اومدم . 4 سال این جریان ادامه داشت تا اینکه افکار مثبت من شروع به قوت گرفتن کرد . هر روز به فکر خالق خود بودم و از امکاناتی که در سطح خیلی معمولی بود داشتم خدا رو شاکر بودم.تا اینکه خدا روی خوش به ما نشان داد و همون اتفاقاتی که دقیقا در بوجود آمدن حوادث بد برای ما یکی پس از دیگری بوجود آمده بود ، ایندفعه برعکس اتفاق افتاد و همه چیز رو به خوبی خوشی و روال عادی بازگشت.
در اصل این یگانه عالم هستی (خداوند) است که نقش اصلی را در سرنوشت ما به عهده دارد.
ژانویه 22, 2009 در t 4:10 ب.ظ
اسم كتاب و نويسنده و مترجم و … رو ذكر كنيد بد نيستااااااا…
ژانویه 24, 2009 در t 7:51 ق.ظ
سلام
از نوشته ی خوبتون ممنون.
من تعریف فیلم و کتاب راز رو زیاد شنیدم. متسفانه دسترسی ندارم برای تهیش . وقتشم ندارم !
خیلی می خوام بیشتر درموردش بدونم . پی بی صبرانه منتظر خلاصه ی شما از این کتاب هستم . ممنونم.
ژانویه 24, 2009 در t 6:06 ب.ظ
نظرات دوستان در اینجا اغلب مخالف نظریه جذب هست
و همه میگن که مگه میشه که کسی آرزوی چیزای خوب را نداشته باشه و طبق همین اصل – چون چیزای خوب محدود هستن پس به همه نمیرسه و در نتیجه قانون جذب مذخرفه
خوب من میخوام یک دید دیگر را در شما ایجاد کنم
تا حالا شده که با ذره بین یک تکه کاغذ را آتیش زده باشید ؟
این یک قانونه که عدسی محدب نور را متمرکز میکنه و نور متمرکز شده با گرمایش باعث آتش گرفتن کاغذ میشه
تقریبا هممون این قانون را میدانیم و اکثرمون هم آن را به چشم دیدیم !
من با یک ذره بین بزرگ و نو ، همیشه میشد تو زنگ تفریحهای دوران دبستان سرگرم باشم !
اما اینکه خورشید یکسان میتابید دلیلی نبود که کسی هم که ذره بینش خاکیه یا خش خورده است به همون زودی من – که عدسی ذره بینم بزرگ تر بود – نتیجه بگیره !
علاوه بر قانون جذب – راز شامل مساله دیگه ای هم هست که خیلی ها سعی میکنن از چشم شما دور نگه دارن ! مساله ای به اسم کارما
هر کار خوب – هر نیت خوب برای کسی – هر کمک بدون چشمداشت – هر لبخند و کلا هرچیزه خوب دیگری که میشه ما انجام بدیم – کارما (انرژی خوب – ثواب) ای به بزرگی و خوبی عملمون داره !
مثل بزرگتر کردن و جلا دادن عدسی یا متمرکز کردن نور با استفاده از چند عدسی روی یک تیکه کاغذ !
نباید انتظار داشت که همه از همه چیز سهم یکسانی داشته باشند .
به شما هم توصیه میکنم عوض این حرفها ، به فکر بزرگتر کردن عدسیتون باشین !
موفق باشید و جذاب
ژانویه 25, 2009 در t 1:33 ب.ظ
خب مثل اینکه داستان داره کم کم جدی میشه !
فکر کنم در بیان اندیشه هام اصلاً استعدادی ندارم ! اساساً عمده دوستانی که در نقد عرایض من مطلب می نویسن خواسته یا ناخواسته دارن بنیادی ترین باورهای من رو چندین و چند بار تأیید می کنن !
بنای اندیشه ایرانیان بر پندار نیک استواره و مهم تر از همه اینکه پندار نیک شرط لازم و در واقع پیش شرط گفتار و نهایتاً کردار نیک برشمرده شده.
این یعنی برای درک قانون جذب یا کارما یا دارما نیازی نیست راه دور و درازی تا هند و چین بریم بلکه کافیه اندیشه های کهن خودمون رو (که در جای جای اشعار ادیبان این مرز و بوم هم تکرار شده) بازشناسی کنیم.
اما و اما دوستان عزیز بازهم تکرار می کنم اصلاً و ابداً با مفهوم بنیادی این قانون جذب مخالف نیستم و اون رو نه تنها چیز مزخرفی نمی دونم بلکه بشرط درک درست و اصولی، یکی از پایه های رشد و موفقیت می دونم.
جالبه که وقتی ما به کارما اشاره می کنیم، بر لزوم عمل (باز هم تکرار می کنم عمل یا کنش) و نقش اون در عکس العمل (یا واکنش) قائلیم اما نمی فهمم چرا هرچقدر تکرار می کنم که قانون جذب فقط و فقط و فقط درصورت کنش و عمل درسته که کار می کنه و بدون اون، فقط تکانش کانون تمرکز ذهن سیاله آدمه، کمتر کسی توجه می کنه !
به گمانم اندیشه ثنویت (دوگانکی – خیر و شر) آنچنان در اذهان ما ایرانی ها ریشه دوانده که هر کس به بخشی از اندیشه های ما نقدی رو وارد می کنه، به یکباره تمامیت اندیشه مونو در معرض انتقاد (و حتی نه نقد) دیده و بنای تعامل آراء مون رو بر این اساس استوار می کنیم !
برای روشن شدن مطلب لازمه از دوست عزیزم امیر رضا نویدی مجد بپرسم اگه خدا توفیق داد و همه عدسی شون اندازه شما شد، آیا باز هم جای پارک واسه همه گیر میاد یا نه ؟
ژانویه 25, 2009 در t 6:33 ب.ظ
من تقریبا نصف نظرات رو خوندم و به نظرم نظر کسی که خودشو farvahar معرفی کرده از همه درست تره و فکر می کنم صرفا این قانون چیری بیشتر از بستن یک کش دور دست هنگام امتحان یا سخنرانی و …. نیست.خوبه که نویسنده این مطلب طالع نحس یا جن گیر یا راز داوینچی رو این قدر جدی نگرفته ( هر چند که قبلن یادمه راز داوینچی رو هم جدی گرفته بود). یه مادر بچه خودش رو به خاطر دیدن فیلم طالع نحس می کشه و …
فوریه 1, 2009 در t 7:19 ب.ظ
همی نظرات رو خوندم و اینکه خیلی جالب بود و راغب شدم که این فیلم و رفرنس های داده شده رو مطالعه کنم البته خوب از تئوری جذب استفاده میکنیم به امید اینکه بشه..
از همه ی دوستان هم تشکر میکنم واقعا commentهای جالب و مفیدی بودش…
پایدار باشید و سلامت…خدا رو هم فراموش نکنید…
SafiLO
فوریه 13, 2009 در t 6:12 ق.ظ
ba salaam be dostane aziz:
man matalebe zyadi dar morede in film va ketab shenidam, ama hanoz movafagh nashodam onharo bebinam, lotfan esme film va sitiro ke mishe in filmo download kard baramon bezarid.
kheili motshakeram,
مارس 25, 2009 در t 7:57 ب.ظ
با سلام به خداوند وشما که فرمان خدا را می برید خداوند با فکر کردن جهان وهمه چیز را خلق کرد
مارس 25, 2009 در t 7:59 ب.ظ
من با فکر کردن درست و تمرکز به واقعیت رسیدم اما در همه کار وتمرکز من فقط خدا بود وحمایت او
مارس 25, 2009 در t 8:04 ب.ظ
بنام خدا تا دیگران را درک نکنی نیروجذب بطرف تو نمی آید
مارس 25, 2009 در t 8:06 ب.ظ
من با قدرت روح بالا به همه چیز رسیدم حتی در کارهایم وشغلم در گیاهان دارویی خیلی موفق شدم
مارس 25, 2009 در t 8:07 ب.ظ
شماره تماس من 09173014043
ژوئن 21, 2009 در t 11:33 ق.ظ
سلام مدت زیادی هست که من از این قانون خبر دارم اما درست حسابی ازش استفاده نکردم و ای کاش…بی خیال مهم نیست مهم اینه که من و همه ی ادما می تونیم زندگیمو نو تغییر بدیم هر وقت که بخوایم تنها نکته ای که باقی می مونه اینه که خدا بزرگه بیایم گذشته رو فراموش کنیم و زندگیمو نو تغییر بدیم و از خدا کمک بخوایم و هر روز که تغییر کنیم اون روز تا ابد جاودان پس forever today
جولای 18, 2009 در t 10:26 ب.ظ
دوستان سلام-همه نظرات رو خوندم-بحثی که جناب fahavar پیش کشیدن تا حدی قابل قبول ولی تا حد زیادی هم گمراه کننده است.عزیزان ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این قانون در اکثر موارد کار میکند خود جناب fahavar هم این رو خوب میدونند.با اینکه ایشون میگن کلاس ان ال پی رو گذروندن ولی ظاهرا نمیدونند که تلقین (چه ذهنی و چه کلامی)از اصول اساسی ان ال پی هست در بیشتر بخشهای راز از اون استفاده میشه.این چند جمله خلاصه همه بحثها و راه گشای همه ابهامات است ضمنا من با نظر ارمان موافقم فقط لطف کنید و این مطلب رو تا اخر بخونید مطمئنا به نفعتونه: 1-هیچ کاری و خواسته ای فقط و فقط با فکر کردن به سرانجام نمیرسد.در قسمتی از فیلم که شخصی با فروختن سنگهای شکرگذاری به پول کلانی میرسد ناشی از فکر و اقدام است. 2-بله درست است که هر فکری فرکانس خاص خودش را دارد ولی قرار نیست که ما به هرانچه که فکرش را بکنیم دست یابیم.هرچند اگر در مورد خواسته ای فکر کنیم و بدنبال ان اقدامی جهت رسیدن به ان انجام دهیم مطمئنا به نتیجه خواهیم رسید- (خدا گر زحکمت ببندد دری -زرحمت گشاید در بهتری,نه در دیگری 3-ما قانون جاذبه را قبول داریم ,هرچند در بعضی جاها کار نکنه,درسته؟مثلا چون در کره مریخ جاذبه وجود ندارد دلیل بر این نیست مه این قانون کار نمیکنه.پس در دنیایی که ما زندگی میکنیم چون جاذبه کار میکنه ,ما هم قبولش کردیم. 4-هر کاری با فکر شروع میشود,بلافاصله جهان هستی به ان فکر پاسخ میدهد(هرچه فکر همراه با احساسات بیشتر باشد بهتر است)و امکانات و وسایل انجام انرا به سوی ما روانه میکند.همراه با چگونگی رسیدن به ان خواسته.حالا ار ما توانستیم از ان امکانات استفاده کنیم میتوانیم به خواسته خود برسیم واگر نه,جای هیچ گله ای وجود ندارد 5-هر خواسته ای علاوه بر اینکه باید در موردش فکر و اقدام کرد اگر به نتیجه نرسید مطمئن باشید که به مصلحت شما نیست دقت کنید گفتم پس از اینکه فکر و اقدامی لایق ان خواسته انجام دادید-در مورد جای پارک که مثال عمومی شده,اینو خدمت شما عرض کنم که هر کسی که فکر هم فرکانس با جای پارک کرد لزوما به اون نمیرسه به 2علت.اول ممکنه شخصی که صاحب اون جای پارک شده فرکانس فکرش قویتر از شما بوده.دوما شاید به صلاح شما نبود.دقت کنید که بحث مصلحت بعد از اینکه شما خواسته تون رو مشخص کردید و برای رسیدن به اون زحمت کشیدین.پیش میاد 6- منابع تکمیلی:سمینار راز دکتر ازمندیان–سمینار چرا چشمها را باید شست از دکتر معظمی- کتاب راز شاد زسیتن و اخرین راز شاد زیستن
جولای 24, 2009 در t 4:48 ب.ظ
man ham ketabe sho khoondam ham filmesho be hameye afradi ke payame mano mikhoonan tosiye mikonam az RAZ nagzaran.