از زمانی که مشغول به تدریس زبان هستم یک سوال معمولا توسط همه دانش آموزا به صورت مشترک پرسیده می شه و این که «آقا ترم آخر تافل می گیریم؟» و یا سوالات مشابه آن. از اونجایی که تافل برای ما فقط یک اسم خاص هست بسیاری از این موضوع که تافل یک تست بین المللی هست بی اطلاع هستند. من در این پست قصد دارم اطلاعات دقیقی از امتحان تافل، نحوه برگزاری و روش های ایجاد آمادگی برای اون رو براتون توضیح بدم.
سوال اول و اساسی این است که: تافل چست؟
TOEFL به عبارتی امتحان زبان انگلیسی برای افراد غیر انگلیسی زبان است. امتحانی هست که شما در هر برهه و هر سن و بدون نیاز به مدرک و پیش نیاز خاص می توانید تو اون شرکت کنید.
مدرک تافل کجا به دردمون میخوره؟ بیش از 300 دانشگاه معتبر جهانی برای ثبت نام و پذیرش دانشجو از شما مدرک تافل می خواند.
مدت اعتبار مدرک تافل چه مدت هست؟ معمولا عموم مدارک بین المللی بخاطر تغییرات اساسی دو سال معتبر هستند که امتحان TOEFL هم از این قائده مثتثنا نیست.
باید در کدام سطح و level باشم که بتوانم تافل بدهم؟ هیچ محدودیتی نیست و شما هرگاه بخواهید می توانید در این امتحان شرکت کنید.
چند نوع تافل داریم؟ دو نوع رایج تافل وجود دارند که یکی pBT و دیگری iBT نام دارند. در نوع اول سوالات بصورت کتبی و برروی کاغذ پاسخ داده می شوند ولی در نوع دوم سوال و جواب از طریق کامپیوتر و در مرکز آزمون بصورت اینترنتی برگزار می شود.
نمرات تافل از چند است؟ بسته به نوع تافل در pBT از 600 و در iBT از 120 امتیاز محسوب می شوند.
چند جلسه می شه که بعنوان instructor در یک دوره تافل iBT به تعدادی زبان آموز مهارتهای مورد نیاز برای شرکت و موفقیت در امتحان تافل تدریس می کنم. اساسی ترین موضوع این کلاس و اینکه هدفشون چیه بر می گیرده به منبع اطلاعاتی که از اون انتخاب می شه. از اونجایی که سیستم آموزشگاهی که درش تدریس می کنم از کتاب Longman استفاده می کنه و من هم تجربه خوبی با این کتاب داشتم لذا بی مهابا با همین کتاب شروع کردیم. البته کتاب لغت Essential words for TOEFL هم هست که بنا به نیاز مطالعه می کنیم.
تافل iBT برخلاف تافل سنتی pBT مهارت های چهارگانه رو به صورت کاملا دقیق مورد سنجش قرار می ده. Listening, Speaking, Writting و Reading. هر یک از این مهارت ها هم بصورت جالبی با مهارت های دیگر آمیخته شده که بطور مثال در بخش Speaking شما بعد از اینکه متنی رو می خونید و به یک lecture گوش می دید راجع به ارتباط این دو باید صحبت بکنید و این جذابیت و در عین حال پیچیدگی این نوع امتحان رو دو چندان می کنه.

بخاطر یه کار فوری این پست رو با پست بعدی می بندم. فعلا این باشه مقدمه
گمونم این فیلم Seven Pounds یک بار با تغییرات اساسی تو تلوزیون ایران پخش شد. اون روزی که دی وی دی این فیلم رو گرفتم یه سری از تیکه هاش رو نگاه کردم و احساس کردم که یه فیلم درام و خسته کننده هست، ولی احتمال می دادم که آخراش یه جورایی این همه یکنواختی رو جبران می کنه لذا نشستم به تماشاش.
در طول تماشای دقایق اولیه تا اواسط فیلم خیلی بعید هست که مخاطب بتونه موضوع رو حدس بزنه، ولی از نوع رفتارهای بازیگر اصلی (ویل اسمیث) می شه نتیجه گیری کرد که در انتها اتفاق عیجبی خواهد افتاد.
داستان فیلم زندگی هفت فرد رو از طریق همین فرد واسط که ویل اسمیث باشه به نوعی به هم مرتبط می سازه و اینکه چطور اینها انتخاب می شن و چه بلایی سرشون می آد واقعا تو داستان خیلی پر محتوایی گنجانده شده.

بن (تیم) و امیلی
داستان فیلم به این شرح هست که ویل اسمیث که تیم نام داره، با معشوقه خودش تو جاده در حال سفر بوده. بر اثر سهل انگاری اون در رانندگی نه تنها معشوقه اش بلکه 6 نفر دیگه هم در یک اتومبیل دیگه جان خودشونو از دست می دن، و این بعد از کلی ناراحتی روحی و روانی در تیم باعث انگیزه ای می شه که زندگی هفت نفر رو به سمت خوب تغییر بده. اون به تدریج با این هفت نفر که یکیش برادر خودش هست ارتباط برقرار کرده و اونها رو قانع می کنه که باید از کمک اون برخوردار باشند. کلیه و خونه خودش رو در هنگامی که زنده هست، و چشم و قلب و کلیه دیگرش رو بعد از مرگ به این هفت نفر اهدا می کنه تا زندگی اونها برای همیشه عوض بشه. صحنه خود کشی بن (تیم) اوج درام این فیلم هست. اون برای اینکه اعضای بدنش قابل انتقال بمونن، وانی رو پر از یخ می کنه و به سختی وارد اون می شه و یک عروس دریایی رو که سالهاست با خودش داشت رو درون اون وان رها می کنه و همونطور که می دونید عروس دریایی یکی از مرگبار ترین آبزیان هستند، لذا فورا جان اون رو می گیره و بن می می ره و به آرزوش می رسه.
قبل از اقدام به خود کشی بن با مرکز پلیس تماس می گیره و مکالمه ای جالب بینشون رخ می ده:
911 Operator: 911 emergency…
Ben Thomas: I need an ambulance.
911 Operator: I have you at 9212 West Third Street in Los Angeles.
Ben Thomas: That’s room number 2.
911 Operator: What’s the emergency?
Ben Thomas: There’s been a suicide.
911 Operator: Who’s the victim?
Ben Thomas: I am.
اپراتور پلیس: اورژانس 911؟
بن: من به یه آمبولانس احتیاج دارم.
اپراتور: من شما رو روی شماره 9212 خیابان سوم غربی تو لس آنجلس دارم
بن: شماره اتاق 2 هست.
اپراتور: موقعیت اورژانسی چی هست؟
بن: یه خودکشی اتفاق افتاده.
اپراتور: قربانی کی هست؟
بن: من هستم!
بیشتر بخوانید…
در ادامه مطالب ارسالیم در رابطه با اصطلاحات و مکالمات کوچه بازاری انگلیسی یک قسمت دیگه شامل ده تا اصطلاح داغ و مصطلح رو آماده کردم تا بتونید ازشون استفاده کنید. امیدوارم براتون جالب باشند:
1) موقعیتهایی پیش می آد که شما حداکثر تلاش خودتون رو انجام دادید و نتونستید به نتیجه ای برسید لذا از اون موقعیتی که درش بودید بشدت سقوط کردید و الان هم در لبه تیغ هستید و هیچ راه پس و پیشی براتون نیست و هر آن احتمال سقوط وجود داره. تو این شرایط که دیگه شما به آخر خط رسیدید از اصطلاح To be on end of one’s rope استفاده می کنیم.
2) تو یک مجلس دوستانه راجع بحث خیلی مهمی دارید صحبت می کنید، اهمیت موضوع از دیدگاه شما بسیار بالاست و بی توجهی و خواب آلودگی یکی از دوستانتون واقعا براتون آزار دهنده است. ناگهان سرش داد می کشید که Hey David, Get up and Smell the coffee که بعبارتی یعنی حواستو جمع کن.
3) این اصطلاح در زبان خودمون هم تا حدودی رایج هست. در حال پرسیدن سوال از یک کودک هستید و اون فقط بر و بر شما رو نگاه می کنه بدون اینکه جواب بدید، و نهایتا بهش می گید: ?Cat got your tongue – یعنی گربه زبونتو برده؟.

گربه زبونتو برده؟؟
* دقت داشته باشید که همونطور که در پست های قبلیم اشاره کردم این اصطلاحات زمانی شیرین هستند که به نوع اصلی تلفظ بشند پس تلفظ صحیح جمله فوق رو این بدونید: Cat ga’chu tongue
4) باز این اصطلاح هم در فرهنگ ما رایج هست. وقتی یکی از رفقا رو می بینید که کمی مزاجش سازگار نیست و هی نق می زنه و کلا امروز قاط زده بهش می گید انگار صبح از رو دنده چپ بلند شدی/ یا چیزی شبیه این! که معادلش به انگلیسی آمریکایی می شه:
Get up on the wrong side of the bed
5) پرونده های پلیس قضایی پر هست از جانیان و افراد مشکوکی که هنوز اسمشون ناشناس هست. اوایل پلیس و حالا عموم مردم انگلیسی زبان برای صحبت کردن راجع به این فرد از عنوان John Doe استفاده می کنند. البته این لفظ بقدری رشد کرده که الان معادل فلانی تو زبان ما شده.
6) تو یک مجلس همه شیک و مرتب و رسمی لباس پوشیدند. یکی از افراد در حالی که روحیه ای کاملا متفاوت داره با لباس کاملا غیر رسمی وارد می شه و تعجب همه رو جلب می کنه. البته نه به عمد، بلکه روحیه و طبیعت این فرد این هست. برای اینکه شدت تفاوت رو با بقیه نشون بدید می تونید از He is horse of a different color استفاده کنید.
بیشتر بخوانید…
با سلام
چند ماه پیش با استناد به مباحث استادی ارجمند و چند کتاب و ارسال پستی با مضمون پیشگویی مایا در سال 2012 و رابطه آن با اتمام جهان شبهات و نظریه ای را البته نه برای اولین بار مطرح کردم. این پست به حدی جنجالی و بحث برانگیز شده که علاوه بر اینکه در مدت خیلی کوتاهی راه خودش رو در صدر لیست جستجوها باز کرد سوالات و شبهات متعدد دیگری رو در ذهن خوانندگان هم ایجاد کرد. سیل عظیم سوالات و نظریات بی پایه اساس و عموما تشویش ساز باعث شد که بعنوان حسن ختام این موضوع پستی را ارسال کنم تا ابعاد مختلف بحث رو تا جایی که ممکن ببندیم تا ذهنهای درگیر موضوع تا حد زیادی آروم بگیرند.
اولین و اساسی ترین بحث سر راه این پیشگویی (انحصارا پیشگویی مایا فعلا) این هست که منبع تولید این خبر اصلا معلوم نیست کجاست. یعنی گفته می شه چون مایا ها تقویمشون تا 2012 هست پس 2012 هم پایان دنیاست. طبق کتاب ارابه خدایان تمام اسناد مکتوب مایا توسط اسپانیولی ها از بین رفته و این یعنی عدم صحت کافی مطالب پیشگویی.
تعدد در یک زمینه شک رو چندین برابر می کنه. خود بنده تابحال در حدود 5 نوع پیشگویی مختلف راجع به 2012 شنیدم و این یعنی یک نظریه ثابت و استواری وجود نداره.
خود من در اثبات بیانات قوم مایا انجام محاسبات و منطق های ریاضی رو که احتمالا توانایی اون توسط مایا ها در اختیار انسان قرار داده شده رو استفاده کردم. اگر اینطور هست چرا دیگه اون موجودات خودشون نمی آن و اگر انسان رو دوست داشتند راه حل مناسب دیگری برای فرار از مهلکه در اختیارش نمی زارند. و این قضیه بدون وجود موجودات فضایی کاملا منتفی هست که چرا که ممکن نیست سواد منطقی و ریاضی قوم مایا بیشتر از دانشمندان امروزی ما و ابرکامپیوترهامون باشه.
مستحکم ترین و بی شک جالب ترین دلیل برای رد انقراض بشر و از بین رفتن زمین در این تاریخ قرآن هست. که می تونید با مراجعه به پست مذکور و حستجو در کامنت ها اثبات های آیه ای اون رو هم مشاهده کنید.
از اونجایی که هر لحظه می شه یک نظریه بی پایه و اساسی رو در ذهن مردم به تدابیر گوناگون رواج داد و اونها رو از زندگی نا امید کرد من ترجیح می دم صراحتا اعلام کنم که ما انسانها با تلاش و کوشش و شناخت خودمون سه سال بعد نه تنها پایان دنیا رو شاهد نخواهیم بود بلکه عصر زیبایی از جاودانگی و تداعی آرمانهای آزادی و ارتقاء سطح بشری را تجربه خواهیم کرد.
به امید آن روز!
2012 پایان نیست. این را ناسا می گویید نه من!