(خواندن این پست رو به همه مدرسین و یا علاقه مندان به این شغل توصیه می کنم.)
عادات وبلاگستانی برخی از ما ها به طرز فجیعی در زندگی روزمره مون تاثیر گذاشته به طوری که امور خاصی رو در ابعاد مختلف در زندگی روزمره مون از زندگی مجازیمون کپی می کنیم و این امر در بسیاری از موارد تجارب شیرین و صد البته مفیدی رو در اختیارمون قرار میده. یکی از عادات و علایق بسیار قابل توجه وبلاگستان تمایل به دریافت کامنت و نظر برای پست ها و نوشته هامون هست. من این عادت رو که قبلا چند بار به نام کامنتیسیسم (علاقه وافر به دریافت کامنت) مطالبی راجع بهش خوندم رو بسط می دم و با تجربه ای که از اون در دنیای واقعی و در آخرین کلاس های ترم تابستان در موسسه فرهنگی هنری گلدیس بدست آوردم مرتبط کرده و نهایتا پستی رو تقدیمتون می کنم.
جلسه آخر کلاس، برای مدرسینی مثل من که معمولا همگام با برنامه ی ترم پیش می رن، جلسه ای خلوت و بی مشغله هست، ولی باور اینکه تک تک لحظه های دانش آموزا باید سرشار باشه از یاد گیری و اندوختن دانش تمام مدت امروز رو که داشتم سه کلاس خودم رو در گلدیس تموم می کردم مشغول تدریس و فعالیت بودم. تا اینکه مجالی پیدا کردم برای اجرا کردن یه طرح نظر سنجی کتبی از دانش آموزا و احساس کردم می تونم فرصت خوبی رو برای دانش آموزا بدم تا هم استراحت کنند، هم اگر احیانا خرده ریزه ای با من دارند در نوشته هاشون حل کنند و هم خودم این نیاز کامنتسیسمم رو به نوعی ارضا کنم. نهایتا به بچه ها اجازه دادم به هر زبانی که دلش می خواد (حتی زبان نقاشی) روی یک برگ کاغذ نقطه نظرات خودشون رو روی یک برگ کاغذ بنویسند و بهم بدند.
لازم به توضیح هست که سطوح کلاسهایی که تدریس می کنم در این روز 105-104 و 103 هست، به عبارتی قسمت های اول، دوم و سوم کتاب Interchange1 ادیشن سوم. و بعبارت دیگر سطوح 4-5 و 6 بزرگسالان. البته رنج سنی کلاسها بسیار متفاوت هست بطوری که در کلاس اولم که 104 هست، دانش آموز 10 ساله تا 21 ساله دارم که تعداد این کلاس 14-15 نفر بود. کلاس 105، 17 نفر بودند که رنج سنی از 14-15 سال تا 26-27 سال بود و کلاس 103 با 13 نفر دانش آموز بازه ی سنی 14-15 سال تا 30 بود، لذا نظرات و کامنت ها بسیار متنوع بود و جذاب. مخصوصا برای من که روحیه ای بسیار کنجکاو راجع به احساسات و افکار دیگران نسبت به خودم دارم، کشف این موضوع و پی بردن به اسرار تفکر زبان آموزان در مورد خودم بسیار جالب بود. سعی می کنم با ارائه گلچینی از این کامنتها بهمراه مستندات مربوطه، تحلیل خودم رو از هم کامنت بصورت جداگانه انجام بدم. البته درک کامل و پی بردن به این کامنت ها نیازمند شناختن تک تک دانش آموزا داره، مسئله ای که من حساسیت بسیاری راجع به آن دارم و با ارائه توضیحات شما رو هم با انواع خلقیات و روحیات آنها آشنا خواهم کرد.
کامنت اول:

کامنت ه.ح - کلاس 104
متن این کامت به این شرح است:
هرکس کلمه ای به من بیاموزد تا آخر مرا بنده ی خود کرده است. (امام علی (ع))
با عرض سلام و و با تشکر فراوان از زحمات دلسوزانه جنابعالی:
بدون تعارف این کلاس از بین پنج کلاسی که بنده تا حال رفته ام، یکی از بهترین کلاسها و بدون اغراق عالی ترین کلاس بنده بوده و رفتار و اخلاق و شیوه تدریس استاد بزرگوار تحسین برانگیز بوده و بینی و بین ا… بنده هیچ مورد خاصی که قابل انتقاد و یا تذکر باشد ندیدم. و از جنابعالی قدردانی نموده و توفیق روز افزون شما را از خداوند منان مسئلت دارم.
نویسنده این کامنت که بزرگسالترین فرد کلاس بود (حتی بزرگتر از خود من) همانطور که از کامنتش معلوم است، روحیه ای آرام و کامل داشت که من همواره این منش او را تحسین می کردم. با اینکه از نظر درسی نقص قابل توجهی نداشت ولی بنظر من بخاطر تفاوت سنی بارزی که بین او و دیگر همکلاسی هایش بود و این حس آبروداری کلاس باعث می شد در مباحث کلاسی کمتر داوطلب صحبت کردن باشد ولی بهرحال شوق و ذوق او برای یادگیری زبان و جدیت او از برگه های آزمون و نمراتش و همچنین مکالمات کار گروهی که دائم ناظر بر آنها بودم مشهود بود.
این کلاس 104 یکی از شادابترین کلاسهایی بود که من داشتم و چون روحیه ی من هم در محیط های شاداب، شاداب هست لذا دانش آموزان این کلاس تقریبا بالاترین آمار رضایت را از من داشتند بطوری که در هیچ یک از کامنت ها صحبتی از انتقاد و یا نقاط ضعف نشده بود مگر دو سه مورد که فورا خود نویسنده کامنت اشاره کرده بود که منبع این ضعف ها یا تایم کلاس یا عوامل دیگر بوده است.
کامنت دوم:

کامنت م.ر.ا
متن کامنت:
از طرف یکی از دانش آموزان آقای حمیدی
با تشکر از زحمات مکرر شما.
تا حالا من و بیشتر دانش آموزان کلاس شما از معلمانی بیشتر خوشمان آمده که در کلاس درس گاهی بحث را عوض کرده و حرفهای خنده آور می زنند که شما این خصوصیت را دارید.
با تشکر از درس دادن های شما.
نویسنده این کامنت، که از نظر درسی در حد متوسط به بالا و در حد قابل قبولی بود، بیشتر توجه اش به کلاس زمانی بود که خنده و سرگرمی چاشنی برنامه تدریس می شد. به شخصه یکی از مهمترین عوامل نشاط را در کلاس مذکور این دانش آموز می دانم که معمولا حرف های سرگرم کننده ای که گاه به گاه در کلاس می زد، جو کلاس را کلا عوض می کرد.
برای بار چندم بعد از خواندن این متن به این نتیجه می رسم که بحث Edutainment که تلفیقی از Education و entertainment است باید و الزاما در کلاس های درس پیاده شود، بنظر حقیر فرق بین یک کلاس پربار و کم بار فقط در همین وجود نشاط و سرگرمی در آن است. یک مدرس خبره حتی با کمترین و خسته کننده ترین محتوای درسی می تواند با ایجاد جوی سازگار و پر انرژی در کلاس بیشترین کارایی را داشته باشد و دانش آموزان در انتهای آن جلسه با مجموعه ای از اطلاعات جدید راهی شوند.
همانطور که مشاهده می کنید در انتهای این کامنت این دانش آموز تصویر گلی رو کشیده و در زیرش اسم من رو نوشته. یکی از عواملی که من واقع عاشق این شغلم هستم این هست که دانش آموزا واقعا از هیچ فرصتی برای ابراز احساساتشون دریغ نمی کنم و این نوع ابراز احساسات صمیمانه و مطمئنا از ته قلب برای بسیار شیرین و دوست داشتنی هست. اینکه قبلا هم گفته بودم یک نگاه تشکر آمیز دانش آموزی به علامت درک مطلب به مراتب بارها برام شیرین تر و دوست داشتنی تر از هر لحظه ای هست که ممکنه شاد باشم.
بیشتر بخوانید…
برای عده ی کثیری از جوونا شامل من، بازگشتن به دوره کودکی و تمایلات اون دوره بسیار مضحک و بی معنی به نظر می رسه. من به شخصه مدت زیادی می شه که تمام دارایی های دوران کودکی ام رو به باد فراموشی سپردم تا شاید کمی فرصت بیشتر برای دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتم رو داشته باشم. یکی از همین تصمیماتم هم عدم برگشتن به گذشته با تماشای کارتون و فیلم های کودکان بوده. به طوری که مدت طولانی می شه که با دیدن هرگونه پخش این برنامه ها، امور دیگری رو ترجیح دادم. کارتونهای معروف خوبی هم بهم پیشنهاد شده بود که به هر حال از تماشاشون سرباز زدم. تا اینکه خیلی اتفاقی چند مدت پیش DVD کارتون UP یا (بالا) بدستم رسید. شروع و اوج و اتمام این فیلم به طرز واقعا جذابی برنامه ریزی شده بود. داستانی داره که به راحتی می تونه هرکسی رو تا انتهاش مجذوب بکنه. لحظه های اوج درام و گاهی اوقات اوج کمدی، با اینکه نوع کارتون انیمیشن هست و در نظر ابتدائی به نظر مناسب برای کودکان و نوجوانان می رسه، ولی در نگاهی موشکافانه تر و جدی تر داستان فیلم می تونه با زندگی تک تک مخاطبان ارتباط برقرار کرده و اون یک اصل مهم راجع به انسان امروز هست و اون فراموش نکردن آرزوها و پایبند بودن به قولها!.

داستان با معرفی پسر بچه ای بسیار منظبت به نام کارل فریدرکسون و دختری بسیار بازیگوش و شیطان با نام الی شروع می شه. در حالی که بیننده در بار اول تماشای فیلم احساس می کنه که این دو شخصیت با هم در دنیای کودکیشان ترکیب خوبی را برای ایجاد انواع دردسر و مشکل می سازند، در کمال ناباوری فیلم حدود 60 سال را بصورت خلاصه به جلو پرش می کند در حالی که در این 60 سال صحنه هایی از ازدواج این دختر و پسر، نقشه های زندگیشان، شغل بادکنک فروشی کارل، عدم بچه دار شدن این زوج، دوران پیری و نهایتا مرگ الی را شامل می شود.
و نهایتا فیلم در اوایل 70 سالگی کارل به صورت طبیعی ادامه داده می شود. ابتدا کارل با کاراکتر 7-8 ساله ی شیطانی به نام راسل که پسری ماجراجوست آشنا می شود، سپس به دلایلی او را مجبور می کنند به خانه سالمندان برود، ولی او که در کودکی به الی قول داده بود تا او را به آبشار بهشت در آمریکای جنوبی ببرد، و حال در فقدان الی تصمیم می گیرد با خانه شان که پر بود از خاطراتشان بالا برود و به آرزوی دیرینشان برسد. او یک شب قبل از مراجعه به خانه سالمندان بادکنک های بیشماری را با گاز هلیوم پر کرده و از دودکش خانه اش بیرون می فرستد و نهایتا صبح روز موعود خانه را از جا بلند کرده و در فراز آسمان به سوی جنوب راهی می شود. ناگهان راسل بازیگوش که در زیر ایوان او پنهان شده بود به او می پیوندد و از اینجا قسمت های هیجانی داستان آغاز می شود.

راسل و کارل
ماجراهای زیادی اتفاق می افتد تا این دو کاراکتر به آمریکای جنوبی می رسند و در اینجاست که چند شخصیت جدید هم معرفی می شوند که هریک به نحوی جالب و دوست داشتنی هستند. و نهایتا شخصیت منفی داستان که یک ماجراجوی پیر دیگر است وارد داستان شده و مشکلات زیادی را برای چهار شخصیت اصلی فیلم که در زیر می بیند ایجاد می کند. پیشنهاد می کنم نوع برخورد کاراکتر ها با این مشکلات و پایان زیبا و آموزنده این انیمیشن رو خودتون تماشا کنید.

شخصیت های اصلی از چپ : کارل - داگ- راسل - نوک دراز (کوین)
تماشا کنید و لذت ببرید!
پی نوشت : سیستم مکالمه آنلاین انگلیسی ( حتما بخوانید )
بعد از بررسی های فراوانی که بعمل آوردم متوجه شدم یک محل خاص برای افرادی که تمایل دارند در نت سازمان یافته مکالمه انگلیسی بکنند وجود نداره. با توجه به نتایج جستجویی که با مکالمه آنلاین انگلیسی به وبلاگ من ختم شده بود، و طرحی که از مدتها پیش در ذهنم داشتم نشستم و اصولی سایتی رو با همین منظور تدوین کردم. البته کار گرافیکش تموم شده و برنامه نویسی و چند تا کار خرده اش مونده که به زودی انجام می دم و به امید خدا تا پایان شهریور ماه برای بهره برداری ازش آماده می شم. در همین راستا چند تا برنامه دیگه هم دارم امیدوارم با پیروزی این طرح کم کم در وبلاگستان عملیشون کنم تا بتونم کار مفیدی در این زمینه انجام داده باشم.
ضمن اینکه از دوستان علاقه مند در زمینه مکالمه زبان انگلیسی که زبانشون هم خوب هست دعوت می کنم تا اگر تمایل دارند در یکسری کارهای مقدماتی ( کاملا غیر مالی ) کمک دست من باشند.
این پروژه بخاطر اینکه تقریبا می شه گفت مورد مشابهی نداره در صورت بهره برداری از پتانسیلهای مربوطش می تونه بسیار موفق باشه، لذا تمام دوستانی که بنظرشون می تونند کمکی در این زمینه در راستای بهبود این پروژه بکنند دعوت می کنم که با من تماس بگیرند.
نکته شایان ذکر دیگه این هست که پروژه یک اساسنامه عملیاتی کوتاه داره که من اون رو در یک بند بشرح زیر خلاصه می کنم:
این وبسایت محلی است برای گرد هم آوردن افراد با سلیقه ها و ایده های مختلف برای بحث و بررسی موضوعات به زبان انگلیسی.
البته هدف اصلی از این سایت تمرین و بکارگیری زبان انگلیسی هست که همه دوست دارند اگر اون رو بلدند انجام بدند. ضمن اینکه تمامی افراد با تمامی سطوح زبان می تونند از این طرح استفاده کنند.
استفاده از سیستم بسیار آسان هست و در پست های بعدی به اطلاع دوستان خواهد رسید. فقط یک سیستم ثبت نام برای ارسال دعوتنامه ها و اطلاعیه ها و آمار داره که کار کردن با اون رو واقعا راحت و دلپذیر می کنه.
تصویر زیر هم اسکرین شاتی ابتدائی از صفحه اول سایت هست که بعد از چند روز بصورت آزمایشی راه اندازی می شه:

اسکرین شات ابتدائی
در انتها هم از کلیه خوانندگان این وبلاگ تقاضا دارم در قسمت نظرات، ایده های خود و اینکه آیا از این سرویس استفاده می کنند یا نه رو با ارائه دلایل برام بنویسند.
قبلا از همکاری صمیمانه شما سپاسگذارم.
همواره یکی از بزرگترین دغدغه های زبان آموزان تو سطح ها و دوره های مختلف این هست که نمی تونند به اندازه کافی دایره لغت و گرامر خودشون رو در صحبت کردن مصرف کنند. این یکی از شاید بزرگترین مسائلی باشه که اکثر ما با اون مواجه هستیم و اصلی ترین علت اون بر میگرده به یادگیری سنتی لغات و اصطلاحات و شیوه صحبت کردن که به نوعی ما رو فقط با خود شیء آشنا می کنه و نوع مصزف اون رو به هیچ وجه به ما نمی آموزه. فرض کنید شما معنی کلمه ای مثل Education رو که یک اسم به معنای تحصیلات هست رو یاد می گیرید. و با فرض اینکه شما واقعا در تشخیص اسم بودن این خبره هستید واقعا زمانی خواهد رسید که از خودتون بپرسید خوب حالا من با این کلمه چی کار کنم؟ چون موقع یاد گرفتن اون صرفا یک معنی فارسی برای اون نوشتید یا اون رو حفظ کردید. لذا بکارگیری اون واقعا براتون دشوار خواهد شد. حال آنکه اگر یادگیری بصورت کامل و عملی انجام می شد، شما می تونستید بحث های آکادمیک زیادی رو به راحتی هندل کنید. به هر حال توصیه های زیر برای اون عده از علاقه مندان به یادگیری زبان ارائه می شه که دوست دارند با حداکثر استفاده از اطلاعات و دایره دانسته هاشون به صحبت کردن و ابراز نظر با زبان انگلیسی بپردازند:
1- کلمات و اصطلاحات رو با دقت و اصولی یاد بگیرید: بخش اول این توصیه به اونهایی هست که در کلاس های زبان شرکت می کنند. معمولا موقع یاد گرفتن کلمه جدید سعی کنید مثال مربوطه رو هم یادداشت کنید و در اولین فرصت که یک Pair Work یا پرسیدن سوال از مدرس باشه سعی کنید اون رو به صحیح ترین شکل به کار ببرید تا اون ساختار جمله ای به همراه آهنگش در ذهنتون نهادینه بشه. سعی کنید هرگز معنی فارسی کلمه رو یادداشت نکنید چون علاوه بر اینکه در مصارف بعدی واقعا دست و پای شما رو می بنده ( به خاطر محدودیت های زبان فارسی در مقایسه با انگلیسی )، ناخودآگاه شما رو از تفکر و تعمق در کلمات و اصطلاحات و کاربرد اونها دور می کنه.
بخش دوم هم برای افرادی که زبان انگلیسی رو بصورت Self-Study یاد می گیرند. برای این دسته از افراد انتخاب یک کتاب خود لغت بهترین راهکار می تونه باشه. این کتاب که حتما باید ذات خصوصیت بخش اول که همون توضیح انگلیسی و جامع لغات هست رو در بر داشته باشه. کتاب های متعددی در این زمینه وجود دارند که می شه به سری What’s in word – Vocabulary in Use – Vocabulary organizer اشاره کرد.
2- مواردی که یاد گرفتید رو به کار ببرید حتی Just for fun: شاید بطور متوسط روزانه 10 الی 20 لغت یا اصطلاح جدید یاد بگیرید. مغز انسان سیستم بسیار عجیبیه و پیچیدگی های خودش رو داره، مخصوصا این مغز در مورد ورودی های جدید بسیار حساس هست، عوامل زیادی ورودی ها و ماندگاری اونها رو تحت الشعاع قرار می دند. شوق و علاقه و استعداد در درجه اول یادگیری و تثبیت یک لغت و اصطلاح رو تا حد قابل توجهی تضمین می کنند، ولی چنانچه یادگیری شما خالی از عناصر فوق هست، باید مغزتون رو به این ورودی جدید عادت بدید تا باهاش خو بگیره. این عادت دادن شامل بکارگیری این لغات و اصطلاحات در بازه های زمانی مختلف حتی بی هدف می باشد. پس سعی کنید در فواصی زمانی رندوم دانسته هاتون رو به کار بگیرید و نگذارید در recycle bin مغزتون انباشته بشند.
3- تنوع لغات و نوع لغت رو حتما در نظر داشته باشید: یک کلمه ممکنه در آن واحد معانی متفاوتی داشته باشه، یا بلعکس ممکنه چند کلمه در آن واحد معنای واحدی هم داشته باشند، یا ممکنه دو کلمه معنای مشابه ولی کمی متفاوت داشته باشند، و یا ممکن هست کلمه ای نقش فعل، اسم، یا صفت رو بازی کنه که در همه شرایط فوق شما باید آگاه باشید که در هریک از آنها مصرف دانسته هاتون باید متغیر باشه. پس هنگام یادگیری کلمه ای رو کامل با تمام مشتقاتش یاد بگیرید تا هنگام مصرف مجبور نشوید از فعل به جای صفت یا قید استفاده کنید.

انگلیسی صحبت کردن
4- از تمام منابع اورجینال حداکثر استفاده رو بکنید: شاید برای صدمین بار متوالی در این بلاگ دارم می گم که کارآمد ترین و مناسب ترین روش برای یادگیری زبان بعد از کلاس های زبان انگلیسی تماشای فیلم هست. تمام افرادی که فیلم های انگلیسی زبان رو تماشا می کنند با مصارف واقعی کلمات آشنا می شند و واقعا این اعتماد بنفس رو در خودشون خلق می کنند که بتونند در شرایط مقتضی واقعا صحبت کنند. تماشای فیلم یا هر منبع اورجینال زبان انگلیسی خود باید با استراتژی های درخوری همراه باشه، چرا که صرفا تماشای فیلم برای لذت بردن و تفریح از اون کمک چندانی به پیشرفت این پروسه صحبت کردن نخواهد کرد. لذا سعی کنید در مورد فیلم ها برای چند بار متوالی فقط اونها رو تماشا کنید، دقت داشته باشید که مثل مورد یک فارسی گرایی ( زیر نویس فارسی ) در این مورد هم کامل نقش مخربی خواهد داشت. طبیعتا بسته به سطح زبانتون لغات و اصطلاحاتی رو کامل درک خواهید کرد، برخی را تا حدودی دست و پا شکسته و دسته ای دیگر را اصلا درک نخواهید کرد. سعی کنید دسته اول را فورا تثبیت کرده و جملات مشابه جملات فیلم را در ذهن خود تداعی کنید تا بتوانید با کاربردهای گوناگون آن در دنیای واقعا آشنا شوید. دسته دوم را در بندهای یک و دو و سه فوق وارد کرده و نتیجه را به ذهن بسپارید و دسته سوم را یادداشت کنید و جایی همواره برای مراجعات آینده داشته باشید. این بدین معناست که شما سعی می کنید حداکثر درصد جملات را درک کنید. این پروسه هیچگاه ابتداعا 100% پاسخ عملی نخواهد داشت. شما به عنوان یک یادگیرنده باید بدانید که حتی برای مدرسان زبان نیز درک 100% این فیلم ها دشوار است، چون واقعا گاها مواردی بکار می روند که در هیچ کتاب، دفترچه راهنما یا جزوه ای نیامده و این همه اش بستگی به تماس مستقیم با زبان دارد که در آن صورت 100 درک انجام خواهد شد.
بیشتر بخوانید…