کارتون آپ! کارتونی برای همه ما
برای عده ی کثیری از جوونا شامل من، بازگشتن به دوره کودکی و تمایلات اون دوره بسیار مضحک و بی معنی به نظر می رسه. من به شخصه مدت زیادی می شه که تمام دارایی های دوران کودکی ام رو به باد فراموشی سپردم تا شاید کمی فرصت بیشتر برای دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتم رو داشته باشم. یکی از همین تصمیماتم هم عدم برگشتن به گذشته با تماشای کارتون و فیلم های کودکان بوده. به طوری که مدت طولانی می شه که با دیدن هرگونه پخش این برنامه ها، امور دیگری رو ترجیح دادم. کارتونهای معروف خوبی هم بهم پیشنهاد شده بود که به هر حال از تماشاشون سرباز زدم. تا اینکه خیلی اتفاقی چند مدت پیش DVD کارتون UP یا (بالا) بدستم رسید. شروع و اوج و اتمام این فیلم به طرز واقعا جذابی برنامه ریزی شده بود. داستانی داره که به راحتی می تونه هرکسی رو تا انتهاش مجذوب بکنه. لحظه های اوج درام و گاهی اوقات اوج کمدی، با اینکه نوع کارتون انیمیشن هست و در نظر ابتدائی به نظر مناسب برای کودکان و نوجوانان می رسه، ولی در نگاهی موشکافانه تر و جدی تر داستان فیلم می تونه با زندگی تک تک مخاطبان ارتباط برقرار کرده و اون یک اصل مهم راجع به انسان امروز هست و اون فراموش نکردن آرزوها و پایبند بودن به قولها!.

داستان با معرفی پسر بچه ای بسیار منظبت به نام کارل فریدرکسون و دختری بسیار بازیگوش و شیطان با نام الی شروع می شه. در حالی که بیننده در بار اول تماشای فیلم احساس می کنه که این دو شخصیت با هم در دنیای کودکیشان ترکیب خوبی را برای ایجاد انواع دردسر و مشکل می سازند، در کمال ناباوری فیلم حدود 60 سال را بصورت خلاصه به جلو پرش می کند در حالی که در این 60 سال صحنه هایی از ازدواج این دختر و پسر، نقشه های زندگیشان، شغل بادکنک فروشی کارل، عدم بچه دار شدن این زوج، دوران پیری و نهایتا مرگ الی را شامل می شود.
و نهایتا فیلم در اوایل 70 سالگی کارل به صورت طبیعی ادامه داده می شود. ابتدا کارل با کاراکتر 7-8 ساله ی شیطانی به نام راسل که پسری ماجراجوست آشنا می شود، سپس به دلایلی او را مجبور می کنند به خانه سالمندان برود، ولی او که در کودکی به الی قول داده بود تا او را به آبشار بهشت در آمریکای جنوبی ببرد، و حال در فقدان الی تصمیم می گیرد با خانه شان که پر بود از خاطراتشان بالا برود و به آرزوی دیرینشان برسد. او یک شب قبل از مراجعه به خانه سالمندان بادکنک های بیشماری را با گاز هلیوم پر کرده و از دودکش خانه اش بیرون می فرستد و نهایتا صبح روز موعود خانه را از جا بلند کرده و در فراز آسمان به سوی جنوب راهی می شود. ناگهان راسل بازیگوش که در زیر ایوان او پنهان شده بود به او می پیوندد و از اینجا قسمت های هیجانی داستان آغاز می شود.

راسل و کارل
ماجراهای زیادی اتفاق می افتد تا این دو کاراکتر به آمریکای جنوبی می رسند و در اینجاست که چند شخصیت جدید هم معرفی می شوند که هریک به نحوی جالب و دوست داشتنی هستند. و نهایتا شخصیت منفی داستان که یک ماجراجوی پیر دیگر است وارد داستان شده و مشکلات زیادی را برای چهار شخصیت اصلی فیلم که در زیر می بیند ایجاد می کند. پیشنهاد می کنم نوع برخورد کاراکتر ها با این مشکلات و پایان زیبا و آموزنده این انیمیشن رو خودتون تماشا کنید.

شخصیت های اصلی از چپ : کارل - داگ- راسل - نوک دراز (کوین)
تماشا کنید و لذت ببرید!
منم برای فراموش کردن غصه ها به کارتون دیدن پناه آوردم دنیای کودکی بی نظیره از دنیای بی رحم فیلم های هالیوود خسته شدم ! تازه زبانم هم کلی خوبتر شده .واقعا فیلم محشریه