بایگانی

بایگانیِ فوریه 2010

اصول ارائه ( چطور یک Lecture خوب بدهیم؟)

فوریه 27, 2010 6 دیدگاه

بی شک برای بسیاری از ما پیش اومده که روزی در مقابل جمعی (در کلاس درس – محل کار یا … ) یک مطلبی را به صورت ارائه یا پرزنتیشن بیان کنیم. البته هدف من صرفا کار برروی ارائه یک مطلب در سطح آکادمیک هست چرا که تجربه و تخصص کافی رو در این زمینه دارم ولی برای ارائه های کاری بخصوص اقتصادی مهارت های خاص دیگری لازم هست که از حوصله بحث خارج هستند.
تکنیک های خاصی هستند که شما باید در ارائه یک مطلب حتما بر آنها واقف باشید و بدون آنها شاید چند دقیقه ای را فقط صرف تلف کردن وقت دیگران بکنید. ضمن اینکه ممکن است این ارائه از نظر نمره و امتیاز برای شما مهم است و پاس شدن یا نشدن در واحدی را باعث شود لذا هرچه ارائه شما قدرتمند تر باشد بی شک شانس موفقیتتان بیشتر است. البته موضوع مهمی که در این اثنا باید مد نظر باشد همان موضوع ارائه است که انتخاب آن واقعا بستگی به شرایط شما دارد و اصولا بحث این مقاله از جایی شروع می شود که شما موضویتان و حتی متنتان را انتخاب کرده اید و حالا می خواهید آن را ارائه دهید.
بند یک : موضوع اولی که مد نظر هست این هست که هر متنی را که انتخاب کرده اید ابتدا به زبان خودتان بنویسید. این یعنی اینکه کپی برداری و پرینت مستقیم از اینترنت و قرائت و یا حتی ارائه آن در کلاس منجر به یک فاجعه در کلاس خواهد شد. ثانیا در نظر داشته باشید که هیچگاه متن خود را از این منبع انتخاب نکنید. حداقل دو منبع مختلف را در مورد متن خود مطالعه و بررسی کنید و در ایده آل ترین حالت مجموع ادراک خود را از منابع یادداشت کنید. این منبعی که خودتان هم اکنون ساخته اید بهترین مرجع برای ارائه است. پس دقت کنید اینکه پس از مطالعه انواع کتب و مقالات، انجام مصاحبات و جمع آوری اطلاعات یک متن را خودتان به رشته تحریر درآورید با ارزشترین نوع ارائه خواهد بود.
طبق رسم این وبلاگ شما را به یک تور واقعی از اولین ارائه خودم در کلاس دوم دبیرستان (چهار سال پیش) در درس پرورشی می برم تا با اهمیت بند یک آشنا شوید.
موضوعی که برای ارائه انتخاب کرده ام بمبهای اتمی هستند و اطلاعات اولیه من در این زمینه صفر هست و فقط علاقه مند به یادگیری آن هستم. با مراجعه به اینترنت مقالاتی را راجع به بمبهای اتمی یافتم که در محوریت تاریخچه، ساز و کار و حوادث و اتفاقات هیروشیما و ناکازاکی بودند. سه مقاله مختلف را استخراج کردم و سپس تاریخچه را خواندم و خلاصه ای مفید از آن را در یک پاراگراف 10 سطری به زبان ساده خودم نوشتم. سپس قسمت ساز و کار را به دقت مطالعه کردم و به طرز شفافی آن را با دو بمب اتمی منفجر شده در دو شهر ژاپن که یکی مرد چاق و دیگری پسر کوچک یا چیزی شبیه آن بود بسط دادم. طوری که دو موضوع بعدی را در دو پاراگراف جا دادم و در کل یک برگه A4 و نصف دیگری را پر کردم. به همراه توضیحات مختصری که نیازی به نوشتن آنها نبود لذا فقط به نوشتن عناوین آنها بسنده کردم. سپس متن را چند بار خواندم بطوری که دیگر از بر شدم و تمام سرفصل ها را برای ارائه در یک برگ کوچک نوشتم، و سر کلاس فقط با استفاده از همان سر فصلها تمام مطلب را ارائه دادم و در نهایت توانستم نمره کامل را در این درس بگیرم.
البته بیشتر تمرکزم اینجا راجع به چگونگی گردآوری و ارائه بود و جزئیات دیگر را هم در سر وقت توضیح خواهم داد.

بند دو: اعتماد بنفس هنگام ارائه از اساسی ترین مشکلات است. اکثر ما هنگام حضور در مقابل کلاس دست و پای خود را گم کرده و ته صدایمان یک لرزش بارز دارد و معمولا جملات را پس پیش می گوییم و کلا به قول خودمان افتضاح ببار می آوریم. البته این استرس و دستپاچگی در دفعات اولیه بسیار طبیعی است ولی به طرق مختلف می توان آن را کنترل کرد. توصیه من به دوستان در وهله اول تسلط کافی بر مطلب است. سعی کنید آن روز را به دور از استرس ها و افکار دیگر باشید و به محض مراجعه به جلوی کلاس شروع نکنید. ابتدا موضوع خودتان را روی تخته بنویسید و کلاس را برانداز کنید. موقعیت دوستانتان را شناسایی کنید و سعی کنید نگاه آنها به شما را نوعی قوت قلب تلقی کنید. حرکات اضافی که معمولا ناشی از استرس هستند را سعی کنید کنترل کنید. این حرکات شامل باز و بسته کردن در ماژیک، جابجا کردن صندلی یا ورقه ها، عقب و جلو رفتن و تکان دادن بی مورد دستها باشد. حتما قبل از شروع تن صدای خود را تنظیم کنید، شروع با صدای زیر یا بم می تواند موجب فاجعه باشد. دقت داشته باشید که نگاه کردن به دیگران اهمیت خاصی دارد، دو دقیقه اول را به آرامی و شمرده سخن بگویید و سعی کنید اگر دستتان لرزش دارد آنها را پنهان کنید و با این لرزش دست چیزی در برد ننویسید.
در همان موقعیت قبلی که من خودم در حال ارائه بودم، زانوهایم بشدت می لرزیدند، چاره ای جز نشستن نداشتم، پس برای مصلحت خودم و حفظ شان و مقام ارائه ام دو دقیقه ای را نشستم و سپس از جایم بلند شدم. البته بسته به شرایط گوناگون می توان تدابیر خاصی را اندیشید و این واقعا بسته به موقعیت شما دارد.

بند سه: استفاده از امکانات. بی شک هنگام ارائه مطلبتان امکاناتی در اختیار شما قرار دارد. این امکانات می تواند در سطح محدود شامل تخته و چند برگ کاغذ و در سطح وسیع شامل امکانات سمعی و بصری باشد. حتی اگر جذابترین موضوع را برای ارائه انتخاب کرده اید دیگران پس از مدتی از شنیدن صدایتان خسته خواهند شد، پس سعی کنید از تخته هم استفاده کنید، نکات مهم را در بین سخنانتان آنجا بنویسید، تصاویری را نقاشی کنید و یا تصاویری را از طریق پروژکتور نمایش دهید. تعاملی مستقیم و اساسی را با محیط اطرافتان داشته باشید از دیگران به عنوان امکانات گویا استفاده کنید یعنی حتما و حتما آنها را در بحث شرکت دهید، از آنها سوال بپرسید و یا آنها را وادار کنید از شما سوال بپرسند. به هر حال هرچه تعامل بیشتر باشد، دقت دیگران برای شنیدن افزایش خواهد یافت.

بیشتر بخوانید…

چطور انگلیسی را روان و بدون مکث صحبت کنیم؟

فوریه 19, 2010 31 دیدگاه

قبلا هم در رابطه با انگلیسی صحبت کردن مطالبی رو ارسال کرده بودم که ریک ابعاد خاصی رو مورد پوش ش قرار می دادند. اما تمرکز اصلی این پست الزما در یک دسته بندی نوین و اصولی پی ریزی شده و هدفی که این پست دنبال می کنه ارائه یک چهارچوب ثابت بعنوان مجموعه از تجاربم هست که مطمئنا شما رو در صحبت کردن روان و شیوا کمک شایانی خواهد کرد.  دقت کنید که هیچ امری میسر نخواهد شد مگر اینکه در راستای تحققش به حد کافی تمرین و تکرار و خطا و اصلاح انجام بشه. تمرین و تکرارش و خطاش که به راحتی توسط خود شما عملی هستند بحث اصلاح رو هم در ادامه مطلب حتما مورد بحث قرار می دم.

اولین و ضروری ترین نکته در آغاز صحبت کردن با هر توانایی زبان، به نظر من، اعتماد بنفس هست. مثالی از خودم رو 4 سال پیش مطرح می کنم تا متوجه اهمیت این قضیه بشید. سر کلاس Passages1 با حدود 15 همکلاسی و یک استاد واقعا دانا و توانا هستم. لازم به ذکر هست که Passages دوره های پیشرفته زبان هست، اکثر همکلاسی هام 25 سال به بالا هستند و من کم سالترین زبان آموز (15 ساله) درست جلوی در نشستم و با نزدیکترین همکلاسی حداقل 1 متر فاصله دارم. از تمام مطالب مدرس نت برداری می کنم و تمام اشکلات خودم رو سر کلاس با کمک دیکشنری لانگمنی که دارم حل می کنم و کلا کلمه ای اساسی سر کلاس به زبان نیاورده ام. (البته این اتفاق قبلا هم افتاده بود ولی این ترم بخاطر فاصله بسیار زیاد سنی واقعا عاجز بودم). خلاصه جلسه چهارم یا پنجم، یک بحث اساسی در کلاس راجع به سیستم آموزشی کشور بخصوص آموزش و پرورش مطرح شد. همه نظرات خود را طبق معمول ارائه دادند و من ساکت گوش می دادم. ناگهان استاد نظر من رو هم جویا شد. اتفاقا چند روز پیش من بخاظر مشکلاتی که در مدرسه داشتم یک نامه فرضی به مدیر مدرسه  راجع به مشکلات سیستم آموزشی نوشته بودم که شامل عدم توجه به استعدادها و توانایی های فردی بود و فقط می کوشید حجم عظیمی از اطلاعات نامفید را در ذهن دانش آموزان دیکته کنند. برای لحظه ای ترس تمام وجودم را گرفت ولی با جرئت دادن به خودم شروع به صحبت کردم، از انجایی که دایره لغت و گرامر خوبی داشتم و لهجه ام هم بد نبود حدود 3-4 دقیقه راجع به تمام مطالب در ذهنم بحث کردم. در بین صحبت هایم سرم را چرخاندم و دیدم کلاس با علاقه به من گوش می دهد. لحظه ای بود که خودم رو روی ابرها تصور می کردم. بعد از تمام شدن صحبت هایم مدرس رو به همکلاسی ها کرد و با لحن خاصی که هیچوقت فراموش نمی کنم گفت: «Boys, He IS good» و این شد که از آن پس من در تمام مباحث شرکت کردم و اکثر اوقات به خاطر اعتماد بنفسی که در من خلق شده بود نظر قاطع و بی جواب را در کلاس می دادم. این اعتماد بقدری در من انگیزه ایجاد کرد کلا کتابهای دیگرم را جمع کردم و فقط وفقط به زبان انگلیسی فکر کردم. پس نتیجه ای که می گیریم این هست که برای شروع یک مکالمه خوب و روان حتما باید اعتماد بنفس رو در خودتون بوجود بیارید و از هیچ چیزی نترسید، و بدونید که ترس هیمشه انسان رو از پیشرفت باز می داره.

مطلب دوم در مورد روان صحبت کردن داشتن اطلاعات کافی و ضروری هست، شمار زبان آموزانی که در سطوح بسیار ابتدایی(بخصوص بزرگسالان) به من مراجعه می کنند و می پرسند که آقا ما کی مثل شما می تونیم صحبت کنیم، بی شمار هست. تنها توصیه ای که من به این زبان آموزان دارم این هست که عجله نکنند چرا که برای ساختن یک جمله شما نمی تونید همینطوری فلبداهه سخن بگید. نیاز به کلمه، ساختار، تلفظ و … دارید که به تریج کسب می شه، پس اگر شما تازه شروع به صحبت کردن و یاد گرفتن زبان کردید به همین صحبت کردن دست و پا شکسته بسنده کنید و بدونید که با همین «ضعیف و ناجور» صحبت کردن هست که موفق خواهید بود روزی به قشنگی و صلابت صحبت کنید.

موضوع بعدی، صحبت کردن هست. شاید براتون عجیب باشه ولی تا صحبت نکنید نخواهید توانست روان و شیوا سخن بگید. لازم به توضیح می دونم که منظورم از صحبت کردن نوع محدودی از اون نیست و من اون رو خروج کلمات از دهان تفسیر می کنم. شما مطلبی رو بخونید و کلمات رو بلند بخونید تا از دهانتون خارج بشید. به فیلمی نگاه می کنید، هر از گاهی اون رو متوقف کنید و جملات را تکرار کنید. به نظر من با هر چه بیشتر گفتن کلمات سیستم گویایی شما با زبان جدید خو خواهد گرفت و خیلی زود خواهید دید که گفتن کلمات برای شما خیلی راحت تر می شوند. برای مثال در کتاب Interhange 2 زمانی با کلمه enthusiastic مواجه شدیم. فکر کردیم این سخت ترین کلمه انگلیسی هست و قیافه مان واقعا هنگام گفتن این کلمه خنده دار بود، ولی آنقدر تمرین کردیم و کلا با زبان کار کردیم که من این روزها این کلمه را ده ها بار بدون تغییر قیافه و مشکل سر کلاس بکار می برم.

قضیه چهارم، یکی از قضایای حساس شیوا صحبت کردن است و آن تقویت مهارت گوش دادنه. این بحث رو شاید بارها در همین وبلاگ مطرح کردم و همواره سومین توصیه ام به آنهایی که دوست دارند خوب انگلیسی صحبت کنند این است که سعی کنید به منابع زبان گوش دهید. بی هدف یا با هدف فرقی نمی کند هرچه بیشتر گوش کنید مغزتان بیشتر با زبان دوست خواهد شد. مصداق این قضیه گوش دادن به موسیقی است. شما هرچقدر بیشتر به آهنگ ها گوش دهید آنها را حفظ خواهید شد و شاید بهتر از خواننده آنها را خواهید خواند، کم کم آهنگ را شخصی سازی می کنید، موسیقی آن را در ذهنتان تغییر می دهید و گاها حتی کلمات جدیدی را جایگزین می کنید! چرا نتوانید این را با زبان انگلیسی انجام دهید؟ البته لازم به ذکر هست که مورد اول و دومی که در ذهنم راجع به بهتر یاد گرفتن زبان هست، کلاس و فیلم هست.

بیشتر بخوانید…

some celli update

this is to test the mobile updating. Sadly there’s no farsi font for my celli so that’s what it is.

دسته‌ها:موضوع آزاد
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 26 مشترک دیگر بپیوندید