بایگانی

نوشته‌هایی که ‘تدریس اصولی’ برچسب زده شده‌اند

بیایید سر کلاس زبان انگلیسی، فارسی حرف نزنیم!

نوامبر 4, 2009 2 دیدگاه

یکی از دغدغه های اصلی سر کلاس زبان عدم درک کامل مفاهیم و گفته های استاد هستش. اینطور به نظر می رسه که خیلی از زبان آموزا معتقدند که چون دارن زبان انگلیسی رو تازه یاد می گیرند باید از زبان مادری خودشون هم استفاده بشه تا یادگیری سهل بشه. ولی با توجه به اصول و قواعدی که در ادامه این پست خواهم نوشت این امر رو تا حد بسیار زیادی نقض کرده و صد البته راه حل های عملی رو ارائه خواهم کرد.
بی شک اصلی ترین موقعیتی که استفاده از زبان فارسی درش احساس می شه هنگام یادگیری لغتی جدید هستش. در بحث یادگیری لغت و اصطلاح مباحث فراوانی وجود داره که خود من هم در این وبلاگ به وفور راجع بهشون صحبت کردم ولی اینکه سر کلاس هنگام مطرح شده کلمه جدید چه اتفاقی می افته دوست دارم شما رو به یک تور مجازی داخل یک کلاس Into یا مقدماتی بزرگسالان که دارم ببرم.
موضوعی هست با عنوان 8 وسیله برتر حمل و نقل در ایالات متحده و اولین کلمه همین عنوان TOP هستش که 100% دانشجویان که در حدود 18-19 نفر بودند از معنیش اطلاع نداشتند. خوب البته مثالهای فراوانی می شه با اطلاعات قبلی زبان آموزا ارائه داد که بی شک 50% می تونند معنی رو استنباط کنند ولی چون زمان محدود و اهمیت کلمه بالا بود باید فوری مسیر رو برای بخش اصلی کتاب هموار می کردم. وقتی متوجه شدم که ایما و اشاره و حرکات دست و پا نمی تونه تاثیر لازم رو داشته باشه (اشاره به گفته جرمی هارمر در ادامه*) فکری به سرم زد. همونطور که می دونید تیم تراکتور سازی تیمی بسیار محبوب و عامه پسند هست تو شهر ما اصولا این روزها هم خیلی بحث راجع بهش می شه. لذا فوری رفتم سراغ تریگرینگ اطلاعات قبلی زبان آموزا و با گفتم اسم چند تا تیم مشهور مثل سپاهان و استقلال و پیروزی و اینها همه رو بردم تو لیگ برتر، حالا که ذهن همه منتظر دریافت بود، یه جدولی آماده کردم که بینهایت شبیه لیست بود و همون بالا است تیم تراکتور سازی رو نوشتم و بعدش اسم تیمهای دیگه رو، خیلی زود صدای بچه ها در اومد که تراکتور سازی شماره یک نیست و دوازده هست و این حرفها، بعد با یه سوال ساده مفهوم TOP تو ذهن همه نشست: So what is the top team in the list . زبان آموزا با رضایت کامل گفتند که سپاهان در ابتدای لیست هست و یکی از زبان آموزا که قدرت جمله سازی خوبی هم داره با گفتن Sepahan is the top team، کمک شایانی کرد و دیگه تونستیم از این مانع عبور کنیم. البته بحث من اینجا نیست که من بهترین شیوه رو امتحان کردم یا بهترین روش همین هست ولی اساتید زبان مطلع هستند که تدریس بر اساس مقتضیات زمان و مکان می تونه بسیار کمک کننده باشه، لذا همواره راهی رو برای تدریس لغت به زبان انگلیسی داریم. حال آنکه چند دقیقه بعد سر همون کلاس با رسیدن به کلمه Public Transportation فنامنای دردسرسازی تو کلاس شروع شد که کنترل کردن شرایط در اون زمان رو در انتهای مطلب عرض می کنم.

استفاده از تصویر برای توضیح

یکی از محدودیت هایی که ما مدرسین معمولا داریم سیاست های آموزشگاههایی هست که درش تدریس می کنیم. آموزشگاهی که ابتدا اونجا تدریس رو شروع کردم محدودیت خاصی نداشت و اصولا می تونستیم با هر سیستم و متد و روشی که خواستیم تدریس کنیم، ولی تدریس در موسسه ای که هم اکنون درش مشغول بکار هستم دارای استراتژی های خاصی هستند که مدرسین موظف به رعایت اونها هستند، البته رعایت این موارد به این معنی نیست که خلاقیت مدرس محدود می شه بلکه به نوعی ساماندهی می شه.

موضوع دوم و شاید مهمتر در این بحث ندریس لغات و اصطلاحات انتزاعی هست. این یکی از اساسی ترین کلیشه هایی هست که در بحث تدریس مطرح می شه. فعلی رو در نظر بگیرید مثلا دوست داشتن یک رنگ، یا مثلا مطالعه کردن و کتاب خواندن. البته اینا می شه گفت افعال انتزاعی راحت الوصفی هستند که می شه با کمی اجرای پانتومیم معنیشون رو نشون داد ولی در مواقع خاصی واقعا توضیح دادن این کلمه مشکل هست. البته این بحث تا حدود زیادی به تجربه و خلاقیت استاد هم برمی گرده ولی موضوع اینجاست که واقعا گاها نمی شه برخی کلمات رو توضیح داد. پس این موضوع رو هم نگه می دارم تا در جمع بندی توضیح بدم.

به گفته جرمی هارمر یکی از اساتید مشهور و با تجربه در زمینه تدریس زبان های خارجی، یک مدرس خوب یک «میمون» فعال هست. البته بی شک هدف از این جمله معروف نه تنها ابراز اهمیت جنب و جوش و فعال بودن در کلاس هست، موضوع تلاش برای نشان دادن مفاهیم و احساسات رو از طریق حرکات در بر می گیره.
به هر حال اساتیدی که خواهان کلاس ها فعال و اکتیو و شاداب هستند باید بدونند که فعالیت استاندارد بخصوص حرکت در کلاس نقش مهمی رو در کلاس ایفا می کنه. البته رابطه این امر با موضوع این پست در این هست که هر چه شرایط و محیط کلاس فعال باشه انتقال مفاهیم آسونتر بوده و نهایتا استفاده از زبان مادری برای ترجمه لغات نیاز نمی شه.

بیشتر بخوانید…

چطور منظورمان را بهتر منتقل کنیم؟ (چطور معلم خوبی باشیم؟)

نوامبر 22, 2008 14 دیدگاه

 عنوان رو که دوباره نگاه می کنم یه تفاوتی بین دوتا موضوعی که استفاده کردم می بینم ولی در کل زمینه رو برای نوشتن عمومی و به قول دوستان قابل اسکن تر بهتر احساس می کنم. اخیرا که دوره TTC (آموزش شیوه های دبیری زبان انگلیسی) رو با یکی از بهترین و دوست داشتنی ترین اساتیدم تموم کردم یکسری ایده و نظریه های جالبی رو در درون خودم تراوش شده پیدا کردم که در نهایت باعث شد تا شوق به اشتراک گذاشتنشون رو با دنیای سایبر تحمل نکنم و باز دست به کیبورد بشم.

در کل اصل های جالب و متفاوت و صد البته عملی خیلی زیادی برای افرادی که قصد دارند تدریس کنند وجود داره، از اونجایی که یکی از اصلی ترین اهداف تدریس انتقال مفاهیم و منظورهاست پس من مجموعه ای از روش های خوب رو که یک فرد می تونه از اونها استفاده کنه رو براتون بیان می کنم.

مهمترین و اولین عامل در موفقیت به عنوان یک دبیر، رعایت یک جمله است «خودت باش!». شخصیت و ذات شما، یک عنصر تقریبا مستحکم و ایده آل شماست. شما وقتی خودتان هستید، احساس راحتی می کنید و در بیان و نطق کلام حتما بهتر عمل خواهید کرد. حال آنکه تلاش برای نوعی دیگر جلوه دادن طبیعتا تمرکز اصلی شما را متشنج و دچار اختلال خواهد کرد.

اصل دیگر، که بهتر است اون رو یکی از عوامل موفقیت در همه مراحل و درجات بیان کرد، «صداقت» هست. هرچه شما در گفتار و رفتار صادق باشید، جریان مثبتی از تفکر دیگران نسبت به خود جذب خواهید کرد. نشان دادن احساسات واقعی، بیان حقیقت و در توضیحی کمی دقیقتر، نگاهی صادقانه، بهترین اثر را هنگام انتقال کلام و بیان خواهد داشت. با در نظر داشتن اینکه در موارد خیلی خاص «دروغ مصلحتی» می تواند کارساز باشد، ولی باید واقعا دقیق باشیم، چراکه بیشتر مواقعی که احساس می کنیم دروغ مصلحتی می تواند کارساز باشد، اشتباه تصور کرده ایم!

یکنواخت نباشید، به قول کتاب How to teach English اثر Jeremy Harmer یک معلم باید متنوع باشد!  اگر کسی هستید که همیشه با کت و شلوار ظاهر می شوید، یک روز برای تنوع اسپورت بپوشید، و برعکس. اگر شخصی هستید که دائما موهایش را به راست شانه می زند، یک روز هم به چپ شانه بزنید، این نکات اگرچه شاید ریز باشند، ولی در گیرایی هرچه بیشتر شما تاثیر بسزایی خواهند داشت.

یکی دیگر از عوامل مهم، صبر و تحمل هست. مخصوصا افرادی که وظیفه انتقال مفاهیم را به کودکان دارند باید بسیار صبور باشند. به شخصه در کلاسی برای بررسی نوع تدریس استاد حاضر بودم، شاگردان، کودکان بین 9 تا 12 سال بودند، شاید دانش آموزانی که واقعا در نوع خود از نظر شیطنت و ایجاد سر و صدا بی نظیر بودند. تک تک آنها برای جلب توجه دبیر، به اعمال واقعا شیطنت آمیزی مثل رقص در وسط کلاس! می پرداختند. موردی که در این میان توجه من رو خیلی جلب کرد، صبر و حوصله استاد بود. او با در نظر گرفتن شرایط و جو کلاس، بهترین تدبیر رو برای حفظ آرامش کلاس و در عین حال انتقال دانسته های جدید به دانش آموزان استفاده می کرد. مثلا همین رقص یک دانش آموز فرصت خیلی مناسبی شد تا اونها با کلماتی مثل Dance, pop music و middle of the class آشنا بشند. این چنین آرامش می تونه دست شما رو در فکر کردن اصولی واقعا باز بزاره.

خلاقیت! اصل دیگری هست که گفته می شه واقعا فرق بین کلاس ها از خلاقیتی که یک استاد به خرج می ده ناشی می شه. استاد می تونه برای بهتر تدریس کردن، با توجه به شرایط کلاس، ترفند ها و روش های خاصی رو به کار ببره. یک بازی نشاط آور و هیجان انگیز در 15 دقیقه انتهایی کلاس علاوه بر اینکه خاطره خیلی خوبی در ذهن همه به جای می گذاره، فرصت خیلی مناسبی می شه تا یه استاد بتونه نکات کلیدی و مورد نیاز برای جلسه بعدی رو غیر مستقیم برای دانش آموز مطرح کنه.

بیشتر بخوانید…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 26 مشترک دیگر بپیوندید