بیایید سر کلاس زبان انگلیسی، فارسی حرف نزنیم!
یکی از دغدغه های اصلی سر کلاس زبان عدم درک کامل مفاهیم و گفته های استاد هستش. اینطور به نظر می رسه که خیلی از زبان آموزا معتقدند که چون دارن زبان انگلیسی رو تازه یاد می گیرند باید از زبان مادری خودشون هم استفاده بشه تا یادگیری سهل بشه. ولی با توجه به اصول و قواعدی که در ادامه این پست خواهم نوشت این امر رو تا حد بسیار زیادی نقض کرده و صد البته راه حل های عملی رو ارائه خواهم کرد.
بی شک اصلی ترین موقعیتی که استفاده از زبان فارسی درش احساس می شه هنگام یادگیری لغتی جدید هستش. در بحث یادگیری لغت و اصطلاح مباحث فراوانی وجود داره که خود من هم در این وبلاگ به وفور راجع بهشون صحبت کردم ولی اینکه سر کلاس هنگام مطرح شده کلمه جدید چه اتفاقی می افته دوست دارم شما رو به یک تور مجازی داخل یک کلاس Into یا مقدماتی بزرگسالان که دارم ببرم.
موضوعی هست با عنوان 8 وسیله برتر حمل و نقل در ایالات متحده و اولین کلمه همین عنوان TOP هستش که 100% دانشجویان که در حدود 18-19 نفر بودند از معنیش اطلاع نداشتند. خوب البته مثالهای فراوانی می شه با اطلاعات قبلی زبان آموزا ارائه داد که بی شک 50% می تونند معنی رو استنباط کنند ولی چون زمان محدود و اهمیت کلمه بالا بود باید فوری مسیر رو برای بخش اصلی کتاب هموار می کردم. وقتی متوجه شدم که ایما و اشاره و حرکات دست و پا نمی تونه تاثیر لازم رو داشته باشه (اشاره به گفته جرمی هارمر در ادامه*) فکری به سرم زد. همونطور که می دونید تیم تراکتور سازی تیمی بسیار محبوب و عامه پسند هست تو شهر ما اصولا این روزها هم خیلی بحث راجع بهش می شه. لذا فوری رفتم سراغ تریگرینگ اطلاعات قبلی زبان آموزا و با گفتم اسم چند تا تیم مشهور مثل سپاهان و استقلال و پیروزی و اینها همه رو بردم تو لیگ برتر، حالا که ذهن همه منتظر دریافت بود، یه جدولی آماده کردم که بینهایت شبیه لیست بود و همون بالا است تیم تراکتور سازی رو نوشتم و بعدش اسم تیمهای دیگه رو، خیلی زود صدای بچه ها در اومد که تراکتور سازی شماره یک نیست و دوازده هست و این حرفها، بعد با یه سوال ساده مفهوم TOP تو ذهن همه نشست: So what is the top team in the list . زبان آموزا با رضایت کامل گفتند که سپاهان در ابتدای لیست هست و یکی از زبان آموزا که قدرت جمله سازی خوبی هم داره با گفتن Sepahan is the top team، کمک شایانی کرد و دیگه تونستیم از این مانع عبور کنیم. البته بحث من اینجا نیست که من بهترین شیوه رو امتحان کردم یا بهترین روش همین هست ولی اساتید زبان مطلع هستند که تدریس بر اساس مقتضیات زمان و مکان می تونه بسیار کمک کننده باشه، لذا همواره راهی رو برای تدریس لغت به زبان انگلیسی داریم. حال آنکه چند دقیقه بعد سر همون کلاس با رسیدن به کلمه Public Transportation فنامنای دردسرسازی تو کلاس شروع شد که کنترل کردن شرایط در اون زمان رو در انتهای مطلب عرض می کنم.
یکی از محدودیت هایی که ما مدرسین معمولا داریم سیاست های آموزشگاههایی هست که درش تدریس می کنیم. آموزشگاهی که ابتدا اونجا تدریس رو شروع کردم محدودیت خاصی نداشت و اصولا می تونستیم با هر سیستم و متد و روشی که خواستیم تدریس کنیم، ولی تدریس در موسسه ای که هم اکنون درش مشغول بکار هستم دارای استراتژی های خاصی هستند که مدرسین موظف به رعایت اونها هستند، البته رعایت این موارد به این معنی نیست که خلاقیت مدرس محدود می شه بلکه به نوعی ساماندهی می شه.
موضوع دوم و شاید مهمتر در این بحث ندریس لغات و اصطلاحات انتزاعی هست. این یکی از اساسی ترین کلیشه هایی هست که در بحث تدریس مطرح می شه. فعلی رو در نظر بگیرید مثلا دوست داشتن یک رنگ، یا مثلا مطالعه کردن و کتاب خواندن. البته اینا می شه گفت افعال انتزاعی راحت الوصفی هستند که می شه با کمی اجرای پانتومیم معنیشون رو نشون داد ولی در مواقع خاصی واقعا توضیح دادن این کلمه مشکل هست. البته این بحث تا حدود زیادی به تجربه و خلاقیت استاد هم برمی گرده ولی موضوع اینجاست که واقعا گاها نمی شه برخی کلمات رو توضیح داد. پس این موضوع رو هم نگه می دارم تا در جمع بندی توضیح بدم.
به گفته جرمی هارمر یکی از اساتید مشهور و با تجربه در زمینه تدریس زبان های خارجی، یک مدرس خوب یک «میمون» فعال هست. البته بی شک هدف از این جمله معروف نه تنها ابراز اهمیت جنب و جوش و فعال بودن در کلاس هست، موضوع تلاش برای نشان دادن مفاهیم و احساسات رو از طریق حرکات در بر می گیره.
به هر حال اساتیدی که خواهان کلاس ها فعال و اکتیو و شاداب هستند باید بدونند که فعالیت استاندارد بخصوص حرکت در کلاس نقش مهمی رو در کلاس ایفا می کنه. البته رابطه این امر با موضوع این پست در این هست که هر چه شرایط و محیط کلاس فعال باشه انتقال مفاهیم آسونتر بوده و نهایتا استفاده از زبان مادری برای ترجمه لغات نیاز نمی شه.

