براي آندسته از علاقه مندان به يادگيري زبان كه مي خواهند زبان را با مراجعه به آموزشگاه هاي زبان ياد بگيريند انتخاب يك آموزشگاه خوب و سطح بالا نقش حياتي را ايفا مي كند. شايد براي شما هم تجربه شده باشد كه قبلا با اينكه براي اولين بار زبان را شروع مي كرديد ولي يك احساسي داشتيد كه اين آموزشگاه آنطور كه بايد باعث پيشرفت شما نمي شود و تصميم به انتخاب آموزشگاهي ديگر كرده ايد يا كلا زبان را بيخيال شده ايد. متاسفانه بخاطر سياست هاي نادرست و سهولت در اعطاي مجوز هاي تاسيس آموزشگاه و در عوض حساس بودن وزارت خانه هايي مانند آموزش و پرورش برروي مسائل سطحي تا عمقي عموما، حدود 80 درصد از آموزشگاههايي كه در سطح شهرها مشغول فعاليت هستند از نظر علمي و مديريتي داراي نظامي توانمند نبوده و بازده بسيار ضعيفي دارند.
هدف من از اين پست تخريب وجه مديران محترم آموزشگاهها و يا زير سوال بردن تشكيلات آنها نمي باشد بلكه مي خواهم با تجربه اي كه طي حدود 8 سال تحصيل و تدريس در همين آموزشگاههاي سطح شهر چهارچوب ايده آلي براي آنها كه مي خواهند زبان را در آموزشگاه فرابگيرند ولي در انتخاب آن شك دارند ارائه كنم.
First Impression يا تاثير اوليه يكي از مهمترين فاكتورهاي انتخاب يك آموزشگاه خوب است. وقتي وارد يك آموزشگاه زبان مي شويد و اولين منظره اي كه توجه شما را به خود جلب مي كند ديوارهاي تيره و كثيف، لكه روي كف زمين و بوي بد محيط است، بدانيد كه اين آموزشگاه به احتمال بسيار قوي كيفيتي مطلوب ندارد. البته شايد برخي هااعتراض كنند كه نبايد كيفيت را با ظاهر قضيه سنجيد ولي من با اطمينان قوي و با در نظر داشتن مباحث روانشناختي به تحليل اين جريان مي پردازم. مدرسي كه در اين محيط تدريس مي كند هرچقدر هم توانا باشد تحت تاثير محيط قرار گرفته و از كيفيت كارش كاسته خواهد شد. اين ضعف محيط نشان از ضعف مديريت در جلب توجه مشتري دارد و اين يعني شما(مشتري) براي مديريت مهم نيستيد و هيچ دلسوزي در قبلا فراگيري شما وجود ندارد. اخيرا به پيشنهاد يكي از اساتيد محترم به آموزشگاهي براي تدريس مراجعه كردم چون در شرف شروع ترم با كمبود مدرس مواجه بودند. هنگام ورود به راه پله آموزشگاه با كريدوري تاريك و ديوارهايي كه رنگ آن پوسته پوسته شده بود مواجه شدم. به عنوان فردي بالغ حقيقتا دچار خوفي شدم ولي با جرات دادن به خودم و با اين اميد كه كلاسها بهتر خواهند بود و يا حداقل سيستم داراي كيفيت است تدريس را شروع كردم و اواسط ترم بود كه خودم را براي از زير قرارداد در رفتن در انتهاي ترم آماده مي كردم. حتي زماني كه چك آماده بود، با سه هفته تاخير براي گرفتن آن مراجعه كردم چون هيچ رغبتي وجود نداشت. مي توانيد خودتان قضاوت كنيد كيفيت اين چنين آموزشگاههايي كه مدرس ( نه تنها من، اكثر مدرسين در طول ترم از اين شرايط شاكي بودند) در چه سطحي قرار دارد. با اينكه من تمام تلاش خود را در طول ترم براي تدريس كردم ولي نتيجه نهايي اصلا راضي كننده نبود چون سطح زبان آموزان در حد كتاب نبود و كار كردن در اين كلاس ها واقعا دشوار بود.
آيا منظور من اين است كه هر آموزشگاه تيره اي بد است؟ – ابدا! شايد شما پيدا كنيد آموزشگاهي را كه از نظر طراحي و تاثير اوليه بسيار بد بود ولي از نظر سطح آموزشي در سطح عالي قرار دارد.
وسعت آموزشگاه: رابطه اي قوي بين اندازه آموزشگاه و كيفيت آن وجود دارد. اگر دقت كنيد تمام آموزشگاههايي كه داراي كيفيت و شهرت هستند معمولا چند شعبه اي و يا بسيار وسيع هستند. عكس اين جريان نمي تواند صادق باشد چون تنها در صورت وجود گارانتي براي كسب درآمد است كه مديران ريسك مي كنند و ساختمان هاي بزرگتري را اجاره مي كنند. پس به ياد داشته باشيد كه اكثر آموزشگاههاي كوچك در مقايسه با آموزشگاههاي بزرگتر داراي كيفيت كمتري هستند. اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه ممكن است آموزشگاههايي زماني به خاطر شهرت و يا شرايط ديگر بسيار وسيع شدند ولي بعدها بخاطر افت كيفيت سايز آنها همان ماند ولي تعداد زبان آموزان آنها كاهش يافت پس مي توانيد معيار ديگر را تعداد زبان آموز حساب كنيد.
امكانات:، امكاناتي كه هر آموزشگاه تامين مي كند مي تواند شامل ابزار صوتي و تصويري با كيفيت، بانك كتب و مجلات و منابع، كلاسهاي جانبي، وايت بردهاي مدرن، پرتال هاي آنلاين و حتي سيستم ثبت نام كامپيوتري! باشد.

مدرسين: مدرسين يكي از اصلي ترين وزنه هاي يك آموزشگاه محسوب مي شوند. سعي كنيد در آموزشگاهي شروع به يادگيري زبان كنيد كه از شهرت و آوازه اساتيد آن قبلا شنيده ايد. چون معمولا اساتيد خوب در آموزشگاههاي خوب هم تدريس مي كنند.
بیشتر بخوانید…
دوستان زیادی تمایل دارند که سریعترین و راحتترین راه را برای یادگیری زبان انتخاب کنند و همواره زبان آموزان زیادی هستند که از من می پرسند کی می توانیم زبان را فول شویم؟ یا آنهایی که در ابتدای راه سوال می کنند که بهترین راه یادگرفتن زبان کدام است؟
همواره تاکید من بر این است که بهترین راه یادگرفتن زبان شرکت در کلاسهای زبان است، حداقل برای ۶-۷ ترم ابتدایی مراجعه به آموزشگاه زبان برای یادگرفتن بیس و پایه ضروری است. البته خود آموزی هم گاها می تواند کمک کند ولی تابحال چند بار تصمیم گرفته اید که درسی را خودتان از ابتدا یاد بگیرید و واقعا این کار را کرده اید؟
مراجعه به کلاس جهت یادگیری زبان از جنبه های مختلفی می تواند تحت بررسی قرار بگیرد که شامل نمونه هایی نظیر: برخورداری از یک منبع اطلاعاتی به نام مدرس، هماهنگی و انسجام مطالب مورد تدریس، فرصت کافی و برنامه ریزی شده، قابلیت استفاده از انواع منابع صوتی و تصویری و …، جو آکادمیک و تاثیر گذار و در نهایت وجود افرادی بعنوان همکلاسی که کمک شایانی را در امر یادگیری به شما خواهند کرد.
شاید بپرسید که همکلاسی چه نقشی را می تواند ایفا کند. البته اگر با سیستم آموزش و پرورشی و وزارت علومی به این قضیه نگاه کنید، حق دارید که اعتراض کنید، همکلاسی هیچ نقشی را در یاد گیری ندارد مگر همکلاسی زرنگی که سر جلسه امتحان تقلب ارسال کند. اما اگر از منظری دیگر قضیه را مورد کنکاش قرار دهیم متوجه می شویم که شاید همکلاسی فعال به مراتب نقشی با ارزش یکسان با مدرس در یادگیری برای ما ایفا کند و البته برعکس.

در امر یادگیری زبان در کلاس های آزاد زبان، یک همکلاسی خوب شاید بتواند در طول یک ترم سطح زبان شما را دوبرابر بهبود بخشد. ولی چطور؟
- همکلاسی فعال در زمینه برقراری ارتباط و به محک کشیدن شما
بعضی از همکلاسی های شما که عموما بغل دست شما نشسته اند در بحث های کلاسی حضور فعالی دارند و زمانی که مدرس کار گروهی برای کلاس مشخص می کند فقط ذهن خود را متمرکز برروی بحث کرده و به فعالیت می پردازند. شما پس از گذشتن دو یا سه جلسه بخاطر اینکه خود را به همان اندازه دوستتان فعال کنید دانسته های قبلی خود را مرور می کنید و تلاس می کنید که در کلاس ارتباط شایسته ای را با ایشان برقرار کنید. این دوست فعال معمولا خطاهای شما را به شما گوشزد می کند و باعث می شود شما شش دانگ حواستان را جمع کلاس بکنید. ضمنا یک همکلاسی بد می تواند به همان اندازه تاثیر منفی و مخرب برروی شما بگذارد. این همکلاسی بعد هنگام فعالیت های کلاسی شما را مجبور به استفاده از زبان مادریتان کرده و حواستان را پرت می کند. همچنین یک همکلاسی بد می تواند کلا جو کلاس را متشنج کرده و یادگیری را دشوار سازد.
- حس رقابت و تلاش بیشتر
بشر همواره خواهان پیشرفت و حرکت است. این پیشرفت اگر با نیروها و افکار منفی همراه باشد، جنگ و کشتار و اعتراض و نابسامانی را بهمراه دارد ولی اگر جریانی مثبت حامی این حس بشری باشد پیشرفت به معنای واقعی تداعی خواهد شد. حس رقابت از جمله تاثیرات مهم بر پیشرفت همه است. البته اگر این رقابت بر مبنای دشمنی و جریانات منفی بنا شده باشد خارج از بحث ماست ولی تاکیر من برروی رقابت سازنده و سالمی است که می تواند به نیکویی در یک کلاس جریان داشته باشد. شما با مشاهده همکلاسی خود که از سطح زبان خوبی برخوردار است می توانید چار یک انگیزش قوی بیرونی شوید و برای اینکه اطلاعات خود را در سطح اطلاعات دوستتان یا حتی بیشتر برسانید تلاشتان را مضاعف می کنید. این تلاش مضاعف نتایج بسیار مثبتی را در یادگیری و پیشرفت شما دارد. اولا اینکه شما با تلاش بیشتر یادگیری را برای خود آسانتر می کند ضمنا اینکه با تلاش و مطالعه بیشتر اطلاعات قبلی شما نیز از حصار انبار شده در می آیند و بصورت فعالی در ذهنتان جاری می شوند لذا می توانید به پشتوانه اطلاعات قبلی و با قدرت چند برابر شده یاد گیریتان درسها را بهتر بیاموزید و واقعا به کلاس بگویید که همقدم با آن پیش خواهید رفت.
- فعال سازی جو کلاس و اعمال فشار برروی مدرس
کلاسهایی که در آن رنج یکنواختی از دانش آموزان غیر فعال وجود دارد همواره کلاسهای مرده و ثابتی هستند. حتی اگر مدرس بسیار فعال باشد بخاطر جو مرده ی کلاس پس از چند جلسه با شرایط خو خواهد گرفت و دیگر در این کلاس تنها اتفاقی که نخواهد افتاد یادگیری است. اما در کلاسهایی که دانش آموزان و همکلاسی های فعالی دارد همواره جو کلاس منتظر دریافت اطلاعات است و حتی زمانی که مدرس اهمال می کند یا قصد ارائه مطلب ندارد همکلاسی های فعالمان به زور از او سوالاتی را می پرسند تا جو کلاس را برپا نگه داشته و یادگیری را متداوم کنند. جو کلاس با وجود چنین همکلاسی هایی همواره داغ و دوست داشتنی است و افراد از بودن در چنین کلاسهایی نهایت لذت را می بردند. این در حالی است که شادابی و لذت در حین یادگیری تاثیر بسزایی در کارایی امر یادگیری دارد.
بیشتر بخوانید…