بایگانی

نوشته‌هایی که ‘همکلاسی’ برچسب زده شده‌اند

نقش همکلاسی در یادگیری زبان

دوستان زیادی تمایل دارند که سریعترین و راحتترین راه را برای یادگیری زبان انتخاب کنند و همواره زبان آموزان زیادی هستند که از من می پرسند کی می توانیم زبان را فول شویم؟ یا آنهایی که در ابتدای راه سوال می کنند که بهترین راه یادگرفتن زبان کدام است؟

همواره تاکید من بر این است که بهترین راه یادگرفتن زبان شرکت در کلاسهای زبان است، حداقل برای ۶-۷ ترم ابتدایی مراجعه به آموزشگاه زبان برای یادگرفتن بیس و پایه ضروری است. البته خود آموزی هم گاها می تواند کمک کند ولی تابحال چند بار تصمیم گرفته اید که درسی را خودتان از ابتدا یاد بگیرید و واقعا این کار را کرده اید؟

مراجعه به کلاس جهت یادگیری زبان از جنبه های مختلفی می تواند تحت بررسی قرار بگیرد که شامل نمونه هایی نظیر: برخورداری از یک منبع اطلاعاتی به نام مدرس، هماهنگی و انسجام مطالب مورد تدریس، فرصت کافی و برنامه ریزی شده، قابلیت استفاده از انواع منابع صوتی و تصویری و …، جو آکادمیک و تاثیر گذار و در نهایت وجود افرادی بعنوان همکلاسی که کمک شایانی را در امر یادگیری به شما خواهند کرد.

شاید بپرسید که همکلاسی چه نقشی را می تواند ایفا کند. البته اگر با سیستم آموزش و پرورشی و وزارت علومی به این قضیه نگاه کنید، حق دارید که اعتراض کنید، همکلاسی هیچ نقشی را در یاد گیری ندارد مگر همکلاسی زرنگی که سر جلسه امتحان تقلب ارسال کند. اما اگر از منظری دیگر قضیه را مورد کنکاش قرار دهیم متوجه می شویم که شاید همکلاسی فعال به مراتب نقشی با ارزش یکسان با مدرس در یادگیری برای ما ایفا کند و البته برعکس.

در امر یادگیری زبان در کلاس های آزاد زبان، یک همکلاسی خوب شاید بتواند در طول یک ترم سطح زبان شما را دوبرابر بهبود بخشد. ولی چطور؟

- همکلاسی فعال در زمینه برقراری ارتباط و به محک کشیدن شما

بعضی از همکلاسی های شما که عموما بغل دست شما نشسته اند در بحث های کلاسی حضور فعالی دارند و زمانی که مدرس کار گروهی برای کلاس مشخص می کند فقط ذهن خود را متمرکز برروی بحث کرده و به فعالیت می پردازند. شما پس از گذشتن دو یا سه جلسه بخاطر اینکه خود را به همان اندازه دوستتان فعال کنید دانسته های قبلی خود را مرور می کنید و تلاس می کنید که در کلاس ارتباط شایسته ای را با ایشان برقرار کنید. این دوست فعال معمولا خطاهای شما را به شما گوشزد می کند و باعث می شود شما شش دانگ حواستان را جمع کلاس بکنید. ضمنا یک همکلاسی بد می تواند به همان اندازه تاثیر منفی و مخرب برروی شما بگذارد. این همکلاسی بعد هنگام فعالیت های کلاسی شما را مجبور به استفاده از زبان مادریتان کرده و حواستان را پرت می کند. همچنین یک همکلاسی بد می تواند کلا جو کلاس را متشنج کرده و یادگیری را دشوار سازد.

- حس رقابت و تلاش بیشتر

بشر همواره خواهان پیشرفت و حرکت است. این پیشرفت اگر با نیروها و افکار منفی همراه باشد، جنگ و کشتار و اعتراض و نابسامانی را بهمراه دارد ولی اگر جریانی مثبت حامی این حس بشری باشد پیشرفت به معنای واقعی تداعی خواهد شد. حس رقابت از جمله تاثیرات مهم بر پیشرفت همه است. البته اگر این رقابت بر مبنای دشمنی و جریانات منفی بنا شده باشد خارج از بحث ماست ولی تاکیر من برروی رقابت سازنده و سالمی است که می تواند به نیکویی در یک کلاس جریان داشته باشد. شما با مشاهده همکلاسی خود که از سطح زبان خوبی برخوردار است می توانید چار یک انگیزش قوی بیرونی شوید و برای اینکه اطلاعات خود را در سطح اطلاعات دوستتان یا حتی بیشتر برسانید تلاشتان را مضاعف می کنید. این تلاش مضاعف نتایج بسیار مثبتی را در یادگیری و پیشرفت شما دارد. اولا اینکه شما با تلاش بیشتر یادگیری را برای خود آسانتر می کند ضمنا اینکه با تلاش و مطالعه بیشتر اطلاعات قبلی شما نیز از حصار انبار شده در می آیند و بصورت فعالی در ذهنتان جاری می شوند لذا می توانید به پشتوانه اطلاعات قبلی و با قدرت چند برابر شده یاد گیریتان درسها را بهتر بیاموزید و واقعا به کلاس بگویید که همقدم با آن پیش خواهید رفت.

- فعال سازی جو کلاس و اعمال فشار برروی مدرس
کلاسهایی که در آن رنج یکنواختی از دانش آموزان غیر فعال وجود دارد همواره کلاسهای مرده و ثابتی هستند. حتی اگر مدرس بسیار فعال باشد بخاطر جو مرده ی کلاس پس از چند جلسه با شرایط خو خواهد گرفت و دیگر در این کلاس تنها اتفاقی که نخواهد افتاد یادگیری است. اما در کلاسهایی که دانش آموزان و همکلاسی های فعالی دارد همواره جو کلاس منتظر دریافت اطلاعات است و حتی زمانی که مدرس اهمال می کند یا قصد ارائه مطلب ندارد همکلاسی های فعالمان به زور از او سوالاتی را می پرسند تا جو کلاس را برپا نگه داشته و یادگیری را متداوم کنند. جو کلاس با وجود چنین همکلاسی هایی همواره داغ و دوست داشتنی است و افراد از بودن در چنین کلاسهایی نهایت لذت را می بردند. این در حالی است که شادابی و لذت در حین یادگیری تاثیر بسزایی در کارایی امر یادگیری دارد.

بیشتر بخوانید…

چطور موثر باشیم؟!

نوامبر 9, 2008 3 دیدگاه

برای بسیاری از ما تاثیر گذار بودن و داشتن اثر مفید دغدغه ای مهم و اساسی می باشد. خیلی از ماها دوست داریم زمانی که در محلی به عنوان یک فرد از اجتماع آن محل حضور داریم موثر واقع شویم. این تاثیر می تواند کلامی، عملی یا به روشهای دیگر تداعی شود. ولی تلاش بسیاری برای رسیدن به این مرحله ناموفق بوده و در روابط خود دچار مشکلات انبوه می شوند. مجددا عاملی که مرا تشویق به نوشتن این مطلب می کند، یکی از همکلاسهایم هست که چند روزی است درگیر ابراز احساسات خود به دختری جوان می باشد، همچنین دوره ی جدید TTC که در آن شرکت کرده ام، آموزه های بسیاری برای موثر واقع بودن ارائه می دهد، پس باهم می رویم سراغ تحلیل این قضیه و روش های مفید واقع شدن.

اولین چیزی که به ذهنم می رسد، ضرب المثل قدیمی «کم گوی و گزیده گوی» می باشد. معمولا در نگاه اول در برخورد با اشخاص قیافه و ظاهر آنها نقش بسزایی را در تصمیم گیری ما نسبت به هویت آن فرد ایفا می کند. با اینکه قضاوت از روی ظاهر در اکثر جوامع و بین مردم زیاد پسندیده نیست ولی همه ما، ناخوداگاه به این امر مبادرت می ورزیم، پس باید این را در نظر داشته باشیم که خودمان نیز روزی مورد قضاوت از روی ظاهر قرار خواهیم گرفت. بعد از شکل گیری هویت در ذهن ما، منتظریم تا کلام و صدای فرد را بشنویم تا تصمیم خود را قاطع تر کنیم. در این مرحله است که یک فرد هرچقدر مفید و اثرگذار صحبت کند، شکل شخصیتی او که در ذهن طرف مقابل نقش بسته وجه بهتری پیدا خواهد کرد. یک سخن تاثیر گذار و مفید الزاما بلند و خسته کننده نیست. این که یک مفهوم در قالب یک جمله با درستی منتقل شود خیلی زیباتر از آن است که سعی کنیم در قالب جملات و سخنرانی طولانی یک مطلب را منتقل کنیم. البته مقتضیات زمان و مکان را هم باید در نظر داشت ولی در کل هرچه کمتر صحبت کنیم، هویتی سنگین و صد البته موثر از خود در ذهن دیگران تداعی خواهیم کرد. با بلند و طولانی شدن کلام علاوه بر اینکه اثر بخشی آن کوتاه می شود، آثار خستگی و گیجی را در شنونده پدید می آورد. پس شرط اول برای موثر واقع شدن دقت در کلام و خطاب هست.

در مجامع عمومی، بخصوص مهمانی ها و جلساتی که افرادی به تازگی بایکدیگر ملاقات می کنند، حرکت نیز نقش مهمی ایفا می کند. معمولا افرادی، حرکات افراد دیگر را چه عمدا و چه سهوا زیر نظر دارند، پس باید برای اینکه تصویر صحیح و شخصیتی سنگین از خود ارائه دهیم، مراقب حرکات خود باشیم. تکان دادن دست و پا و کلا حرکات بدن باید متناسب و درخور باشند، محدوده خود را باید شناسایی کنیم و در آن محدوده میدان حرکات خود را بگسترانیم، از حرکات و حالات چهره بصورت متناسب استفاده کنیم و سعی کنیم چه عمدا و چه سهوا هیچ حرکت ناشایستی مثل علامات خاص با معانی مخالف عرف را  با دست یا چهره بروز ندهیم. همانطور که اشاره کردم ممکن است هر لحظه تحت نظر باشیم و این می تواند چهره ما را نزد دیگران مخدوش کند. پس در بعد حرکات جسمانی، حرکتهایی مقبول می باشند که سنجیده و آرام باشند، متاسب با کلام و کلا نشانگر شخصیت فرد باشند. نشان دادن این خصوصیت می تواند گام موثری در موثر بودن شما تلقی شود.

همانطور که در ابتدا گفتم، ظاهر شما یکی از دخیل ترین عوامل در موثر بودن شما می باشد، پس سعی کنید همواره ظاهری آراسته و درخور جمعی که درآن حضور دارید داشته باشید. تنوع لباس، رنگ مناسب، استفاده از پاپیون یا کراوات برای آقایان (با در نظر داشتن شرایط و ضوابط)، موهای مرتب و شانه زده و صداها عامل دیگر که باید به دقت بررسی شوند و مجموع آنها می تواند شخصیتی موثر و در واقع تداعی کننده این جمله در شما باشند که «Let the appearance to speak» به این معنی که طوری باشید که ظاهرتان همه چیز را درباره شما بیان کند.

بیشتر بخوانید…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 26 مشترک دیگر بپیوندید