دوستان زیادی تمایل دارند که سریعترین و راحتترین راه را برای یادگیری زبان انتخاب کنند و همواره زبان آموزان زیادی هستند که از من می پرسند کی می توانیم زبان را فول شویم؟ یا آنهایی که در ابتدای راه سوال می کنند که بهترین راه یادگرفتن زبان کدام است؟
همواره تاکید من بر این است که بهترین راه یادگرفتن زبان شرکت در کلاسهای زبان است، حداقل برای ۶-۷ ترم ابتدایی مراجعه به آموزشگاه زبان برای یادگرفتن بیس و پایه ضروری است. البته خود آموزی هم گاها می تواند کمک کند ولی تابحال چند بار تصمیم گرفته اید که درسی را خودتان از ابتدا یاد بگیرید و واقعا این کار را کرده اید؟
مراجعه به کلاس جهت یادگیری زبان از جنبه های مختلفی می تواند تحت بررسی قرار بگیرد که شامل نمونه هایی نظیر: برخورداری از یک منبع اطلاعاتی به نام مدرس، هماهنگی و انسجام مطالب مورد تدریس، فرصت کافی و برنامه ریزی شده، قابلیت استفاده از انواع منابع صوتی و تصویری و …، جو آکادمیک و تاثیر گذار و در نهایت وجود افرادی بعنوان همکلاسی که کمک شایانی را در امر یادگیری به شما خواهند کرد.
شاید بپرسید که همکلاسی چه نقشی را می تواند ایفا کند. البته اگر با سیستم آموزش و پرورشی و وزارت علومی به این قضیه نگاه کنید، حق دارید که اعتراض کنید، همکلاسی هیچ نقشی را در یاد گیری ندارد مگر همکلاسی زرنگی که سر جلسه امتحان تقلب ارسال کند. اما اگر از منظری دیگر قضیه را مورد کنکاش قرار دهیم متوجه می شویم که شاید همکلاسی فعال به مراتب نقشی با ارزش یکسان با مدرس در یادگیری برای ما ایفا کند و البته برعکس.

در امر یادگیری زبان در کلاس های آزاد زبان، یک همکلاسی خوب شاید بتواند در طول یک ترم سطح زبان شما را دوبرابر بهبود بخشد. ولی چطور؟
- همکلاسی فعال در زمینه برقراری ارتباط و به محک کشیدن شما
بعضی از همکلاسی های شما که عموما بغل دست شما نشسته اند در بحث های کلاسی حضور فعالی دارند و زمانی که مدرس کار گروهی برای کلاس مشخص می کند فقط ذهن خود را متمرکز برروی بحث کرده و به فعالیت می پردازند. شما پس از گذشتن دو یا سه جلسه بخاطر اینکه خود را به همان اندازه دوستتان فعال کنید دانسته های قبلی خود را مرور می کنید و تلاس می کنید که در کلاس ارتباط شایسته ای را با ایشان برقرار کنید. این دوست فعال معمولا خطاهای شما را به شما گوشزد می کند و باعث می شود شما شش دانگ حواستان را جمع کلاس بکنید. ضمنا یک همکلاسی بد می تواند به همان اندازه تاثیر منفی و مخرب برروی شما بگذارد. این همکلاسی بعد هنگام فعالیت های کلاسی شما را مجبور به استفاده از زبان مادریتان کرده و حواستان را پرت می کند. همچنین یک همکلاسی بد می تواند کلا جو کلاس را متشنج کرده و یادگیری را دشوار سازد.
- حس رقابت و تلاش بیشتر
بشر همواره خواهان پیشرفت و حرکت است. این پیشرفت اگر با نیروها و افکار منفی همراه باشد، جنگ و کشتار و اعتراض و نابسامانی را بهمراه دارد ولی اگر جریانی مثبت حامی این حس بشری باشد پیشرفت به معنای واقعی تداعی خواهد شد. حس رقابت از جمله تاثیرات مهم بر پیشرفت همه است. البته اگر این رقابت بر مبنای دشمنی و جریانات منفی بنا شده باشد خارج از بحث ماست ولی تاکیر من برروی رقابت سازنده و سالمی است که می تواند به نیکویی در یک کلاس جریان داشته باشد. شما با مشاهده همکلاسی خود که از سطح زبان خوبی برخوردار است می توانید چار یک انگیزش قوی بیرونی شوید و برای اینکه اطلاعات خود را در سطح اطلاعات دوستتان یا حتی بیشتر برسانید تلاشتان را مضاعف می کنید. این تلاش مضاعف نتایج بسیار مثبتی را در یادگیری و پیشرفت شما دارد. اولا اینکه شما با تلاش بیشتر یادگیری را برای خود آسانتر می کند ضمنا اینکه با تلاش و مطالعه بیشتر اطلاعات قبلی شما نیز از حصار انبار شده در می آیند و بصورت فعالی در ذهنتان جاری می شوند لذا می توانید به پشتوانه اطلاعات قبلی و با قدرت چند برابر شده یاد گیریتان درسها را بهتر بیاموزید و واقعا به کلاس بگویید که همقدم با آن پیش خواهید رفت.
- فعال سازی جو کلاس و اعمال فشار برروی مدرس
کلاسهایی که در آن رنج یکنواختی از دانش آموزان غیر فعال وجود دارد همواره کلاسهای مرده و ثابتی هستند. حتی اگر مدرس بسیار فعال باشد بخاطر جو مرده ی کلاس پس از چند جلسه با شرایط خو خواهد گرفت و دیگر در این کلاس تنها اتفاقی که نخواهد افتاد یادگیری است. اما در کلاسهایی که دانش آموزان و همکلاسی های فعالی دارد همواره جو کلاس منتظر دریافت اطلاعات است و حتی زمانی که مدرس اهمال می کند یا قصد ارائه مطلب ندارد همکلاسی های فعالمان به زور از او سوالاتی را می پرسند تا جو کلاس را برپا نگه داشته و یادگیری را متداوم کنند. جو کلاس با وجود چنین همکلاسی هایی همواره داغ و دوست داشتنی است و افراد از بودن در چنین کلاسهایی نهایت لذت را می بردند. این در حالی است که شادابی و لذت در حین یادگیری تاثیر بسزایی در کارایی امر یادگیری دارد.
بیشتر بخوانید…
سر کلاسهای زبان، یک زنجیره ای از لغات و اصطلاحات و اتفاقات هستند که همواره باعث سردرگمی و اشتباه زبان آموزان می شوند از سوی دیگر یک سری اطلاعات فسیلایز شده دیگر هم بصورت غلط سنگینی کار ما را در اصلاح زبان آموزان دو چندان می کند. در این مجموعه پست ها قصد دارم اشتباهات رایجی را که زبان آموزان سر کلاس مرتکب می شوند را معرفی کنم و راه حلهایی را برای حل این مشکلات ارائه بدهم.
مشکلات رو دسته بندی می کنم و در هر پست نمونه هایی از هر قسمت رو مطرح می کنم امیدوارم مورد قبول شما دوستان عزیز باشه:
1- تلفظ نادرست ( انتخاب بین لهجه ها، شخصی سازی لهجه )
مشکل تلفظ به وفور در کلاسهای با سطوح مختلف رخ می دهد، حتی در کلاسهای با سطوح بالا گاه گاه کلماتی به گوش می خورد که به خاطر تلفظ نادرست بیگانه بنظر می رسد، اما با spell کردن آن متوجه آن می شوم. برای مثال سر کلاس شاید بشنوید – اکپولوشون (expollution) که در واقع تلفیقی ناشیانه از explosion و pollution هست. این اتفاق می تونه بر اثر ناآگاهی زبان آموز، عدم حضور ذهن و … رخ بده ولی واقعیت این هست که اگر این کلمات در هنگام ثبت به درستی در ذهن نهادینه می شدند هرگز چنین اتفاقی رخ نمی داد. مشکل اساسی زمانی رخ می ده که دانش آموز مطمئن هست که کلمه ای که می گه درست هست و حاضر نیست اطلاعات فسیل شده خودش رو تغییر بده. البته نمونه های مشابه فراوانی رخ می ده که من فقط error ها رو می نویسم و قضاوت رو به خودتون می سپارم.

دیکنشری – والک – تالک – آف = of – اسکیزرز و …
یکی دیگر از مشکلات اساسی سر کلاس ها تلفیق تلفظهای آمریکایی و بریتانیایی هست. عموما این اشتباهات نیز بر اثر اطللاعات فسیل شده مخصوصا در دوره راهنمایی و دبیرستان رخ می دهند. برای مثال کلماتی مانند Ask, answer , question , suggestion , talk , correct عموما مشکل ساز هستند. البته بحث ما در ارجعیت یک لهجه خاص نیست ولی مهم این هست که لهجه ثابت باشد یعنی تمام سخنان ما از یک لهجه مشتق بگیرند.
بیشتر بخوانید…
مهارت Listening به عنوان یکی از چهار مهارتهای یادگیری زبان امری بسیار مهم و اجتناب ناپذیر است. متاسفانه خیلی ها از جمله خود من زمانی این مهارت را نادیده گرفته و بعدها آسیب های جدی دیدیم. امتحاناتی مثل TOEFL و امتحانات پایان دوره محلی هستند که آنهایی که Listening را ساده تصور می کردند در دام افتاده و شکست می خورند. البته تنها آسیب محدود به این موارد نمی باشد. وقتی که شما تن، لهجه و شیوایی کلام خود را با فردی که از Listening کمال استفاده را کرده، مقایسه کنید، متوجه کلاهی که سرتان رفته می شوید. پس با در نظر گرفتن اینکه شما حساسیت و اهمیت یادگیری این مهارت را قبول دارید می رویم سراغ روشهایی برای بهبود و ارتقاء سطح کیفی آن.
در وهله اول باید توجه داشته باشید که محدودیت اولین فاز عدم پیشرفت هست. پس خودتان را محدود به انواع Listening نکنید. اگر به کلاس زبان می روید و نوع خاصی از کاست یا CD را همراه کتاب خود دارید، و دائما از طریق آن Listening را پیگیری می کنید، دست به تنوع بزنید و به یک کتاب فروشی رفته و انواع دیگر کاست یا CD را تهیه کنید و حتی اگر بی هدف ولی باز گوش کنید. نقطه جالب توجه اینجاست که اگر با علاقه به یک فایل صوتی گوش کنید پس از مدتی تمام کلماتی را که معنایشان را می دانید متوجه خواهید شد. و خیلی جالب تر این که اکثر کلماتی را که می شنوید درک می کنید و تصویری از آن کلمه در ذهن شما نقش می بندد و در تماس های بعدی تان با زبان آن تصاویر ذهنی مثل کمک های غیبی به داد شما می رسند. پس تا جایی که می توانید گوش کنید!
بهترین نوع Listening می توانید کاست های یا CD های خوانده شده از روی کتب داستان، مجلات یا انواع کتاب ها باشد.
یکی از اساسی ترین شرایط درک Listening داشتن علاقه است. این علاقه می تواند در ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار بگیرد. ولی موضوع کلی در دو نوع علاقه خلاصه می شود. علاقه کلی به Listening و علاقه به موضوع Listening. اگر کلا به Listening علاقه ندارید که هیچ! هرچه بیشتر گوش دهید بیشتر دانسته هایتان را فراموش می کنید. پس توصیه ام این هست که با در نظر گرفتن اهمیت Listening با شور و اشتیاق و علاقه پای Listening بنشینید و به خود بقبولانید که این Listening تاثیرات بسزایی را در آینده برروی شما خواهد گذاشت. نوع دوم علاقه که همان به موضوع Listening می باشد، خیلی آسان حل می شود، اگر احساس می کنید که Listening مربوط به مکالمه دو نفر راجع به مهمانی دیشب برایتان اصلا جذاب نیست، فوری آن را عوض کنید و به چیزهای دیگری گوش دهید. و نهایتا اینکه بعضی وقتها به خود استراحت بدهید تا قضیه برایتان لوس نشود.

Listening کنیم!
موضوع بعدی بحث منابعی هستند که می توان از آنها برای Listening استفاده کرد. همانطور که در بالا اشاره کردم Listening های مربوط به کتب زبان بهترین گزینه می باشند. علت این امر هم بیشتر بخاطر تناسب آنها با سطح درک شما از زبان می باشند. پس با بالا رفتن درک شما می توانید از منابعی مثل رادیو، کارتون ها و فیلم ها، پادکست ها و … نیز استفاده کنید. البته دقت داشته باشید که نوع منبع انتخابی شما علاوه بر اینکه باید محتوای قدرتمند و با ارزشی داشته باشد باید با علاقه شما هم سازگار باشد. اگر مثلا از اینترنت 26 کیلوبایت! استفاده می کنید، پادکست و رادیوهای آنلاین اصلا توصیه نمی شود.
با متن- بی متن؟
یکی از سوالهایی که خیلی در این زمینه پرسیده می شود، این است که آیا ما هنگام گوش دادن به Listening ها، به متن های نوشته شده از روی همین Listening نگاه کنیم یا نه. در پاسخ باید بگوییم که تا جایی که امکان دارد سعی کنید نگاه کردن به نوشته را به آخرین مرحله موکول کنید. شما فقط گوش بدهید و زیاد هم سعی نکنید که تمام جزئیات را درک کنید. در سه چهار مرتبه اول احتمال ایده کلی از Listening را دریافت کنید، اگر در آخرین مرحله درک کلی Listening برای شما ضرورت دارد، به متن نگاه کنید، مادامی که به متن نگاه نکرده اید، Listening برای شما تازگی خواهد داشت، پس می توانید چند روز بعد مجددا به همان Listening گوش کنید و چیزهای تازه ای را یاد بگیرید!
کیفیت صدا و آرامش محیط هم دو فاکتور مهم و ضروری می باشند. البته خوشبختانه امروزه CD ها و DVD های با کیفیت بالایی عرضه می شوند. پس نگرانی فقط باید بخاطر محیط آرام باشد. هرچه محیطی که در آن قرار دارید آرامش داشته باشد، شما بهتر خواهید توانست که از Listening لذت ببرید. زمانی که من تازه یادگیری زبان رو شروع کرده بودم و در آموزشگاه از اون کاست پلیرهای قدیمی برای پخش Listening ها استفاده می شد ما واقعا عذاب می دیدیم. کیفیت بد، Noise ناجور پلیر و صدها عامل دیگر دست در دست هم Listening را برای ما تبدیل به یک معضل کرده بود.
Listening در هنگام رانندگی هم ایده بسیار جالبی هست. دقت کنید مثلا سی دی های صوتی آنتونی رابینز را می توانید تهیه کنید و در هنگام رانندگی گوش کنید. از نکات بارز این نوع Listening این است که شما اصلا لازم ندارید تا تمرکز روی Listening کنید، بلکه تمرکز شما باید و الزما باید روی رانندگی باشد، و این Listening ناخودآگاه تاثیر خود را خواهد گذاشت. همچنین می توانید از گوشی موبایل خود یا MP3 Player ها هم استفاده کنید و در هرجا و هر زمان توسط هدفون ها به Listening گوش کنید، این ایده که خیلی راحت تحقق می یابد، روی چند تن از دوستان آزمایش کردیم و باور نمی کنید در عرض دو ماه چطور لهجه آنها را از انگلیسی ناجور! به انگلیسی آمریکایی تغییر داده.
بیشتر بخوانید…