بایگانی

نوشته‌هایی که ‘یادگیری زبان’ برچسب زده شده‌اند

می خواهم فوری زبان یاد بگیرم!

بسیاری از کامنت های وارده در این بلاگ، سوالاتی نظیر موضوع این پست است. افراد بسیاری وجود دارند که می خواهند فوری، کامل و زیبا زبان یاد بگیرند و چون منابع و اطلاعات کمی در این زمینه دارند عموما در راه حل هایی که امتحان می کنند شکست می خورند. اولا لازم است به تمام دوستان عزیز اعلام کنم که یادگیری زبان مانند یادگیری هر علم و هنر دیگری نیازمند چند پیش نیاز اساسی می باشد. دقت کنید تنها داشتن اطلاعات و نیاز نمی تواند منجر به یادگیری شود و عموملا بحث یاد گرفتن در زبان با فاکتورهای گوناگونی سنجیده می شود و اینکه ما بتوانیم صریحا بگوییم کسی کاملا زبان بلد است معیارهای خاصی برای سنجش نیاز است. قبل از اینکه بحث بسیار تخصصی شود می خواهم با استفاده از واژگانی عمومی این مسئله را برای همه ساده کنم که اگر می خواهید زبان یاد بگیرید باید خود را در یکی از گروههای زیر جای دهید وگرنه شما به مانند بسیاری از افراد خواهید بود که 5 سال پیش زبان را شروع کردند، شش ماه ادامه دادند و بعد آن را ترک کردند و باز شروع می کنند و شش ماه بعد متوقف خواهند کرد.
گروه اولی که می توان گفت بسیار جامع می باشد، تمام افرادی است (بخصوص کودکان) که یادگیری زبان را از جایی شروع می کنند و پس از مدتی بصورت عادت به ادامه آن می پردازند. این افراد معمولا چهارسال پس از اقدام به یادگیری (عموما در آموزشگاههای زبان) دارای اطلاعات لازم بمنظور استفاده از زبان هستند. با آن احساس راحتی می کنند و به راحتی آن را در زندگی رزمره خود ایندنت (وارد) کرده اند. من خودم یکی از این گروه هستم؛ زبان را از 12 سالگی شروع کردم و در اواخر 17 سالگی توانستم به طور کامل از آن بهره برداری کنم. البته لازم به ذکر است در طی این مسیر معمولا چهارساله فاکتورهایی نظیر علاقه، استعداد، پشتکار، منابع مالی، منابع درسی اضافی، حمایت اطرافیان و تنوع طلبی و … نقش های بسزایی ایفا می کنند و بدون مجموع آنها حتی پس از چهارسال تنها مورد حاصله یک مدرک بی ارزش خواهد بود.

اما گروه دومی که بحث ما در این جا بیشتر روی آنهاست گروهی هستند که به ناگاه دچار انگیزش یادگیری زبان شده اند. معمولا یا قصد ادامه تحصیل دارند و یا یادگیری زبان بخش مهمی از تجارت و زندگی آنهاست که نیاز دارند آن را یاد بگیرند. مصداق این افراد ده ها زبان آموز خود من هستند که معمولا سنینی بالای 25 سال داشته و حتی صاحب خانواده هستند. این افراد با انگیزشی که پیدا کرده اند تصمیم می گیرند زبان را ادامه بدهند و عموما چون دنیا دیده تر هستند سعی در انتخاب بهترین روش می کنند. بارها در کلاسهایم (معمولا کلاسهای خصوصی) افرادی بوده اند که شدیدا نیاز به تافل یا آیلتس داشتند تا بتوانند تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاههایی نظیر آکسفورد ادامه دهند. این افراد به جرات بهترین شرایط و زمینه را برای یادگیری زبان دارند و از هیچ راهی برای رسیدن به هدفشان دریغ نمی کنند. اما اگر شما در دسته دوم قرار دارید و مجبورید فوری زبان یاد بگیرید باید چه کار کنید؟

اولین کار، انجام محاسباتی دقیق از زمان، شرایط، منابع و توانایی هایتان است. با در نظر گرفتن اینکه زمان شما کمتر از یک سال است و مشکلی در تعیین هزینه های مالی ندارید بهتر و کارآمدترین راه انتخاب استادی با تجربه و ترجیحا خارج دیده است. شما می توانید در طول این مدت یکسال جلساتی را بصورت خصوصی در کنار این مدرس بگذرانید و سعی در جذب تجربیات زبانی و زبان موقعیت – جای هر جمله در شرایط گوناگون در دنیای واقعی – بکنید. البته لازم به ذکر است که برای این یادگیری اورژانسی شما حداقل باید روزانه 2 ساعت مفید روی تثبیت مطالب و مرور و افزودن به دانسته هایتان صرف کنید. دقت کنید در اینجا بهترین استراتژی همان راهکارهایی خواهد بود که از سوی معلمتان دریافت خواهید کرد.

چنانچه زمانی که در اختیار دارید بیش از یکسال است و نمی خواهید هزینه زیادی صرف کنید مراجعه به کلاسهای عمومی ایده ای جذاب خواهد بود. بشرط اینکه به ازای هر نود دقیقه یادگیری در کلاس حداقل روزانه سه ساعت خودتان مطالعه داشته باشید.

هستند افرادی که نمی خواهند یا بی ارزش می دانند مراجعه به کلاس را و می خواهند خودشان بصورت SELF STUDY روی زبانشان کار کنند. با قائل شدن احترام به نظر این دسته باید اشاره کنم که زمانی که باید صرف مطالعات بصورت سلف باشد طبیعتا بیشتر و در عوض انتخابی تر خواهد بود. شما می توانید روزانه 3 ساعت مفید را در این امر سرمایه گذاری کنید. دقت داشته باشید انتخاب منابع درسی در این امر بسیار حیاتی می باشند.
بیشتر بخوانید…

نقش همکلاسی در یادگیری زبان

دوستان زیادی تمایل دارند که سریعترین و راحتترین راه را برای یادگیری زبان انتخاب کنند و همواره زبان آموزان زیادی هستند که از من می پرسند کی می توانیم زبان را فول شویم؟ یا آنهایی که در ابتدای راه سوال می کنند که بهترین راه یادگرفتن زبان کدام است؟

همواره تاکید من بر این است که بهترین راه یادگرفتن زبان شرکت در کلاسهای زبان است، حداقل برای ۶-۷ ترم ابتدایی مراجعه به آموزشگاه زبان برای یادگرفتن بیس و پایه ضروری است. البته خود آموزی هم گاها می تواند کمک کند ولی تابحال چند بار تصمیم گرفته اید که درسی را خودتان از ابتدا یاد بگیرید و واقعا این کار را کرده اید؟

مراجعه به کلاس جهت یادگیری زبان از جنبه های مختلفی می تواند تحت بررسی قرار بگیرد که شامل نمونه هایی نظیر: برخورداری از یک منبع اطلاعاتی به نام مدرس، هماهنگی و انسجام مطالب مورد تدریس، فرصت کافی و برنامه ریزی شده، قابلیت استفاده از انواع منابع صوتی و تصویری و …، جو آکادمیک و تاثیر گذار و در نهایت وجود افرادی بعنوان همکلاسی که کمک شایانی را در امر یادگیری به شما خواهند کرد.

شاید بپرسید که همکلاسی چه نقشی را می تواند ایفا کند. البته اگر با سیستم آموزش و پرورشی و وزارت علومی به این قضیه نگاه کنید، حق دارید که اعتراض کنید، همکلاسی هیچ نقشی را در یاد گیری ندارد مگر همکلاسی زرنگی که سر جلسه امتحان تقلب ارسال کند. اما اگر از منظری دیگر قضیه را مورد کنکاش قرار دهیم متوجه می شویم که شاید همکلاسی فعال به مراتب نقشی با ارزش یکسان با مدرس در یادگیری برای ما ایفا کند و البته برعکس.

در امر یادگیری زبان در کلاس های آزاد زبان، یک همکلاسی خوب شاید بتواند در طول یک ترم سطح زبان شما را دوبرابر بهبود بخشد. ولی چطور؟

- همکلاسی فعال در زمینه برقراری ارتباط و به محک کشیدن شما

بعضی از همکلاسی های شما که عموما بغل دست شما نشسته اند در بحث های کلاسی حضور فعالی دارند و زمانی که مدرس کار گروهی برای کلاس مشخص می کند فقط ذهن خود را متمرکز برروی بحث کرده و به فعالیت می پردازند. شما پس از گذشتن دو یا سه جلسه بخاطر اینکه خود را به همان اندازه دوستتان فعال کنید دانسته های قبلی خود را مرور می کنید و تلاس می کنید که در کلاس ارتباط شایسته ای را با ایشان برقرار کنید. این دوست فعال معمولا خطاهای شما را به شما گوشزد می کند و باعث می شود شما شش دانگ حواستان را جمع کلاس بکنید. ضمنا یک همکلاسی بد می تواند به همان اندازه تاثیر منفی و مخرب برروی شما بگذارد. این همکلاسی بعد هنگام فعالیت های کلاسی شما را مجبور به استفاده از زبان مادریتان کرده و حواستان را پرت می کند. همچنین یک همکلاسی بد می تواند کلا جو کلاس را متشنج کرده و یادگیری را دشوار سازد.

- حس رقابت و تلاش بیشتر

بشر همواره خواهان پیشرفت و حرکت است. این پیشرفت اگر با نیروها و افکار منفی همراه باشد، جنگ و کشتار و اعتراض و نابسامانی را بهمراه دارد ولی اگر جریانی مثبت حامی این حس بشری باشد پیشرفت به معنای واقعی تداعی خواهد شد. حس رقابت از جمله تاثیرات مهم بر پیشرفت همه است. البته اگر این رقابت بر مبنای دشمنی و جریانات منفی بنا شده باشد خارج از بحث ماست ولی تاکیر من برروی رقابت سازنده و سالمی است که می تواند به نیکویی در یک کلاس جریان داشته باشد. شما با مشاهده همکلاسی خود که از سطح زبان خوبی برخوردار است می توانید چار یک انگیزش قوی بیرونی شوید و برای اینکه اطلاعات خود را در سطح اطلاعات دوستتان یا حتی بیشتر برسانید تلاشتان را مضاعف می کنید. این تلاش مضاعف نتایج بسیار مثبتی را در یادگیری و پیشرفت شما دارد. اولا اینکه شما با تلاش بیشتر یادگیری را برای خود آسانتر می کند ضمنا اینکه با تلاش و مطالعه بیشتر اطلاعات قبلی شما نیز از حصار انبار شده در می آیند و بصورت فعالی در ذهنتان جاری می شوند لذا می توانید به پشتوانه اطلاعات قبلی و با قدرت چند برابر شده یاد گیریتان درسها را بهتر بیاموزید و واقعا به کلاس بگویید که همقدم با آن پیش خواهید رفت.

- فعال سازی جو کلاس و اعمال فشار برروی مدرس
کلاسهایی که در آن رنج یکنواختی از دانش آموزان غیر فعال وجود دارد همواره کلاسهای مرده و ثابتی هستند. حتی اگر مدرس بسیار فعال باشد بخاطر جو مرده ی کلاس پس از چند جلسه با شرایط خو خواهد گرفت و دیگر در این کلاس تنها اتفاقی که نخواهد افتاد یادگیری است. اما در کلاسهایی که دانش آموزان و همکلاسی های فعالی دارد همواره جو کلاس منتظر دریافت اطلاعات است و حتی زمانی که مدرس اهمال می کند یا قصد ارائه مطلب ندارد همکلاسی های فعالمان به زور از او سوالاتی را می پرسند تا جو کلاس را برپا نگه داشته و یادگیری را متداوم کنند. جو کلاس با وجود چنین همکلاسی هایی همواره داغ و دوست داشتنی است و افراد از بودن در چنین کلاسهایی نهایت لذت را می بردند. این در حالی است که شادابی و لذت در حین یادگیری تاثیر بسزایی در کارایی امر یادگیری دارد.

بیشتر بخوانید…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 26 مشترک دیگر بپیوندید