این به انگلیسی چی می شه؟

با مشاهده نتایج جستجوی گوگل که به این وبلاگ منتهی شده اند به این نتیجه رسیدم که یه عده ای از بازدیدکننده گان که تعدادشان کم هم نیست با جستجوی عبارت «فلان چیز به انگلیسی چی می شه» به اینجا اومدن. این مشاهده ایده ای رو در ذهنم فعال کرد که یک موضوع نیمه تخصصی برای مخاطبان عام و مدرسان و زبان آموزان بنویسم.
برای خیلی از شما هم شاید پیش اومده باشه که بخواید معادل یک عبارت فارسی رو به انگلیسی هم بدونید و در گفتار یا نوشتار به کار ببرید. البته حوزه تخصصی این امر ترجمه هست ولی از اونجایی که این امر با آموزش و فرضیات آموزشی هم در ارتباط است بد نیست دانسته های خودم رو در این زمینه با شما هم به اشتراک بگذارم.
همیشه بین زبان مادری و زبانی که یاد می گیرید ارتباطی وجود دارد. یک بعد این ارتباط، انتقال مثبت یا منفی است. ورود به این بحث کمی تخصصی و خارج از حوصله این بحث است. اما ماه عسل این بحث اینکه مراقب باشید در اغلب اوقات شما نمی توانید با ترجمه تحت الفظی کلمات یک عبارت یا اصطلاح الزاما انگلیسی آن را تولید کنید یا بلعکس. این عمل در اصل در اکثر اوقات باعث تولید عبارات مضحکی می شود که توسط انگلیسی زبانان درک نمی شود. نامه (احتمالا ساختگی) کارمند شرکت نفت ایران در پنجاه سال قبل به رئیس آمریکاییش گواهی بر این موضوع است. به چند جمله نمونه از این نامه توجه کنید:
I am your servant = نوکرتم
I grab your skirt = دستم به دامنتون
I don’t know what wet wood I have sold to him = نمی دونم چه هیزم تری بهش فروختم

و…

این نوع تولید اصطلاحات متاسفانه علی رغم تاکید های مکرر در کلاس درس توسط زبان آموزان هم اتفاق می افتد و با اینکه شاید مضحک، جذاب و خنده دار بنظر برسند و باعث خنده اطرافیان شوند اما پس از مدتی تبدیل به عادت شده و ترک آن موجب … . پس اولین توصیه به زبان آموزان و مدرسان اینکه تا جایی که می توانید نگذارید این اتفاق بیفتد.

برای زبان آموزان سطوح مختلف شاید اتفاق بیفتد که بخواهند معنی عباراتی را از معلم خود بپرسند. راههای زیر را برای پرسش از معلم خود بکار ببرید:
How do you say X in English
What is X in English
و به جای X عبارت فارسی مورد نظر را قرار دهید.

البته انتظار نداشته باشید که حتما فورا جوابی را دریافت کنید. از آنجایی که هستند عباراتی که معادل انگلیسی ندارند و به طرز ساده تری در قالب جمله نه عینا عبارت بیان می شوند و دوم اینکه از مدرسی که زبان اصلیش انگلیسی نیست انتظار نداشته باشید که تمام عبارات را بداند چون از لحاظ علمی هم ممکن نیست.

پس: از آنجایی که آنلاین همیشه فرصت بیشتری برای پیدا کردن جواب این سوال هست اگر به دنبال معادل خاصی به انگلیسی هستید از طریق قسمت نظرات همین وبلاگ سوالات خودتون رو بپرسید و کمی منتظر باشید تا یا من یا دوستان پاسخ قابل اعتمادی براش ارائه بدن.

بیشتر بخوانید…

توضیحاتی در باب سلتا (CELTA)… مدرکی برای تدریس زبان (قسمت اول)

نوشتن همواره فعالیتی بوده که مرا به وجد می آورد. بهانه های مختلفی برای نوشتن دارم اما مقتضیات زمانه همواره مانع از پرداختن من به این مقوله هستند. به هر حال، این وبلاگ، با وجود محدودیت های سطح بالایی که این روزها گریبانگیر فضای اینترنت کشور است، یکی از معدود بسترهای موجود برای انتشار ایده ها، نکته نظرات و تجربیات من می باشد…
با این مقدمه و ضمن تبریک سال نو به همه خوانندگان قدیمی و جدید این وبلاگ مطلبی فلبداهه در رابطه با دوره و مدرک سلتا که توسط دانشگاه کمبریج انگلستان ارائه می شود برای علاقه مندان آماده کرده ام که می تواند آنها را در اتخاذ تصمیمات راه گشا همیاری کند.
* مخاطب این مطلب، مدرسان، دانشجویان زبان، و علاقه مندان به تدریس و کار در خارج از کشور می باشد*

دوره سلتا (CELTA) که از عبارت  Certificate in Teaching English to Speakers of Other Languages برگرفته شده است توسط دانشگاه کمبریج در اقصی نقاط جهان (حتی گاهی در ایران) برگزار می شود. در این پست دو تیپ اطلاعات گنجانده شده اند.

1- اطلاعاتی که شامل خود دوره و ویژگی های خاص آن می باشند که از منابع مختف استخراج شده و شما می توانید روی آنها حساب باز کنید.

2- تجارب شخصی من در این دوره و نظرات دوستان و همکارانی که این دوره را گذرانده ایم که ممکن است در هر فرد متغییر باشند.

( در صورت وجود هرگونه ابهام و سوال در این زمینه از قسمت نظرات با من در تماس باشید )

سلتا

سلتا چیست؟

در یک تعریف خیلی ساده، شما یک ماه مداوم را در یک مرکز آموزشی تحت نظارت دانشگاه کمبریج به یادگیری جدیدترین و تاثیرگذارترین روش های تدریس می پردازید. دارای دو قسمت عمده می باشد. جلسات یادگیری و تدریس عملی. هیچ تئوریی در سلتا گنجانده نشده و شما عملی یاد می گیرید و عملی تدریس می کنید.

هم اکنون در تمام طول سال 306 مرکز متفاوت در سرتاسر جهان (این عدد متغییر است) دوره های سلتا را ارائه می کنند. برای علاقه مندان ایرانی کشورهایی نظیر ترکیه، گرجستان، امارات، آذربایجان و شرق اروپا و آسیا می توانند گزینه های مناسبی باشند.

در این دوره، ابعاد مختلف تدریس مهارتهای متفاوت زبان به روش های کاملا عملی و علمی برای شما تدریس می شود سپس شما، بعنوان معلم، باید در بعد از ظهر این یادگیری ها را تلفیق کرده و خودتان هم به زبان آموزان واقعی تدریس کنید. (حفظیات و تئوری جایی در سیستم ندارد- اما داشتن قدرت درک اینها یک امتیاز محسوب می شود)

خیلی از دوستان همواره این سوال برایشان مطرح است که آیا مدرک خاصی نظیر تافل یا آیلیتس برای این دوره نیاز دارند و آیا باید مدرک دانشگاهی داشته باشند؟
در پاسخ به این دوستان باید بگویم که هیچ مدرک و پیش زمینه ای نیاز رسمی این دوره نیست اما حداقل داشتن 18 سال و تسلط کامل بر زبان انگلیسی از مقتضیات این دوره هستند. در واقع در یکی از مراحل ثبت نام مصاحبه ای به طول 30 الی 45 دقیقه (تلفنی، حضوری، یا از طریق اسکایپ) با شما انجام می شود که مهارت های زبانی شما در آن سنجش می شوند.

پس از ثبت نام که مراحل خاص خود را دارد (و بسته به هر مرکز می تواند متفاوت باشد) و می تونه چیزی حدود 1600 دلار براتوت آب بخوره (صرفا خود دوره منهای هزینه اقامت و بلیط و شیطنت های احتمالی و …) راهی مرکز می شوید. عموما، صبحا زمان برگزاری دوره هست. یعنی ترینر شما با درسهای عملی متدهای خاصی رو معرفی می کنه و شما هم خیلی فعالانه در جریان کلاس حضور فعال دارید و اصلا نمی تونید کم کاری کنید یا خودتون رو لژ نشین حساب کنید. (همه باید بخشی از کلاس باشند). بر این منوال، در اکثر مراکز، بعد از ظهر ها، شما باید تدریس کنید. برای تدریس باید طرح درس داشته باشید و اهدافتان واضح باشد. هنگام تدریس، هم دوره ایهایتان و مدرستان و گاها یک بازرس از کمبریج نحوه تدریس شما را تحت نظر دارند و مشغول نت برداشتن. بعد از اتمام تدریستان که از نیم تا یک ساعت (بسته به سلیقه مرکز) می تواند متغیر باشد همه نظراتشان را راجع به تدریس شما اظهار می کنند و شما باید فرمی را که مربوط به بررسی خودتان است پر کنید.

جزییات فعالیت هایتان بیشمار است که توصیه می کنم از اینجا و صفحات در آن و سایت مرکزی که قصد گذراندن دوره در آن دارید، با آنها آشنا شوید.

از مزایای این دوره و مدرک می توان به موارد زیر اشاره کرد.

1- اصولی و تاثیرگذار تر شدن تدریس شما

2- کسب رضایت شغلی و تدریس حرفه ای تر

3- داشتن موقعیت های شغلی مناسب در خارج از کشور

4- کسب ارتقاء شغلی

5- بروز بودن تصمیماتی که در کلاس اتخاد می کنید

6- کسب مقبولیت بین المللی بعنوان مدرس زبان

و …

نکاتی هستند که باید هنگام انتخاب مرکز مد نظرتان باشد:

بیشتر بخوانید…

چطور یک ارائه خوب داشته باشیم. (اصول Lecture دادن) – قسمت اول

بی شک برای بسیاری از ما پیش اومده که روزی در مقابل جمعی (در کلاس درس – محل کار یا … ) یک مطلبی را به صورت ارائه یا پرزنتیشن بیان کنیم. البته هدف من صرفا کار برروی ارائه یک مطلب در سطح آکادمیک هست چرا که تجربه و تخصص کافی رو در این زمینه دارم ولی برای ارائه های کاری بخصوص اقتصادی، تجاری مهارت های خاص دیگری لازم هست که از حوصله بحث خارج هستند.
تکنیک های خاصی هستند که شما باید در ارائه یک مطلب حتما بر آنها واقف باشید و بدون آنها شاید چند دقیقه ای را فقط صرف تلف کردن وقت دیگران بکنید. ضمن اینکه ممکن است این ارائه از نظر نمره و امتیاز برای شما مهم است و پاس شدن یا نشدن در واحدی را باعث شود لذا هرچه ارائه شما قدرتمند تر باشد بی شک شانس موفقیتتان بیشتر است. البته موضوع مهمی که در این اثنا باید مد نظر باشد همان موضوع ارائه است که انتخاب آن واقعا بستگی به شرایط شما دارد و اصولا بحث این مقاله از جایی شروع می شود که شما موضویتان و حتی متنتان را انتخاب کرده اید و حالا می خواهید آن را ارائه دهید.

آماده سازی (قسمت اول)

بند اول: مخاطبین خود را بشناسید. گروه سنی، فرهنگ، سطح تحصیلات و سواد، موقعیت اجتماعی، و تمام ویژگیهای میانگین مخاطبین خود را قبل از ارائه مقالتان بسنجید و بدانید که این آگاهی، باعث خواهد شد متن خود را طوری آماده کنید که متناسب با گروه مخاطب باشد.

بند دوم: از زمانی که در اختیار دارید آگاه باشید. سعی کنید سرعت صحبت کردن خود، سرعت حرکت اسلایدهایتان، نوشتن مطلبی احتمالی روی برد و همه ی کارهایی را که انجام خواهید داد را بسنجید و در زمانی که در اختیار دارید آنها را مدیریت کنید. اگر زمانی که برای شما اختصاص داده شده، کوتاه است سعی کنید با حذف و ویرایش برخی مراحل ارائه، از تجمع هول برانگیز فعالیتهایتان بکاهید.

بند سوم:  خودتان را به جای مخاطبینتان قرار دهید. انتظار آنها از شما چیست؟

بند چهارم: بیاد داشته باشید که مخاطبین شما خواهند شنید، نخواهند خواند. هرچه ایده هایی که در مقالتان هستند، جدیدتر باشند شما باید در ارائه آنها محتاط تر باشید. نحوه ارائه جزئیات و مثالهایی که می زنید باید بسیار با دقت و ظرافت باشد.

بند پنجم: تا جایی که می توانید و فرصت دارید، از فعالیت های تعاملی استفاده کنید. سعی کنید مخاطب را حتما درگیر جریان ارائه کنید. روی برگه خلاصه ای که همراه دارید محلهایی را که باید از اسلاید استفاده کنید یا فعالیت تعاملی ای را اجرا کنید علامت گذاری کنید. داستان یا ماجراهای کوتاهی را در متن خود بگنجانید.

بند ششم: در ابتدای ارائه توضیح بدهید که چطور و چه موقع از ارائه خود از مخاطبین سوال خواهید پرسید. حتما محلهایی را که آنجا سوال خواهید پرسید را علامت گذاری کنید و عموما این کار را در ده دقیقه پایانی ارائه انجام دهید.

بند هفتم: شروع بسیار مهم است! از یک جک، حکایت، مسئله، یا تصویر تکان دهنده برای آغاز استفاده کنید. حداقل توضیح دهید که چرا ارائه شما بسیار مهم است.

بند هشتم: پایان نیز بسیار مهم است. نهایتا باید به آنها علامتی داده شود که شروع به تشویق کنند یا با شما خداحافظی کنند. سعی کنید تن صدای خود را پایین آورده، از عبارات و اصطلاحاتی که حاکی از پایان بحث است استفاده کنید و با تکان دادن سر خود به حضار بفهمانید که مطلبتان به اتمام رسیده است.

بند نهم: برای خلاصه هایی که نوشته اید می توانید از هرچیزی استفاده کنید. از فلش کارت گرفته تا کاغذ آ4. اما به یاد داشته باشید که نباید سر خود را پایین انداخته و متن را روخوانی کنید. اگر از کارت استفاده می کنید حتما آنها را به هم پانچ کنید تا اگر از دستتان افتادند ترتیب آنها بهم نخورد.

بند دهم: ممکن است روز ارائه عصبی باشید. از تمام چیزهایی که ممکن است فراموش کنید نت بردارید و نکات مهم را هایلایت کنید.

(ترجمه ای آزاد از مقاله کاترین والتر، دانشگاه آکسفورد – با تغییرات)

 

ادامه در پست های آینده.

انگليسي صحبت كنيد

فوریه 2, 2011 9 دیدگاه

لينك دانلود پالتاك نسخه جديد
لينك دانلود فايل راهنما

پست قبلي در همين رابطه.

پي نوشت مهم… دوستاني كه در ساخت اكانت و عضو شدن مشكل دارند، از راه حل هاي زير استفاده كنند
1. پست قبلي را بخوانند
2. فايل راهنماي را دانلود كنند و بخوانند.
3. در بخش كامت هاي اين وبلاگ، نام كاربري، رمز عبور و ايميل مورد نظر خود را ارسال كنند تا من برايتان اكانت بسازم. (اين مشخصات كاملا محرمانه بوده و منتشر نخواهد شد.)

شما هم انگليسي صحبت كنيد

ژانویه 23, 2011 9 دیدگاه

شايد براي خيلي از شماها انگليسي صحبت كردن يك آرزوي ديرينه باشه. شايد خود ما در اين وبلاگ ده بيست مطلب جدا راجع به همين اتگليسي صحبت كردن فرستاده ايم و تا اينجا چهار پنج تا سيستم مكالمه راه اندازي كرده ايم. هميشه طرفدار اين موضوع زياد بوده، در آخرين سيستمي كه اخيرا افتتاح كرديم نزديك به 500 نفر عضو شدند ولي اونطور كه شايسته بود نتونستيم جلسات مكالمه آنلاين انگليسي رو برگزار كنيم هميشه باعث شرمساري و شرمندگي بود در مقابل انتظاراتي كه دوستان از ما داشتند.

به هر حال با خبر شديم كه ظاهرا پال تاك مسنجرش بدون مشكل و مسدود بودن براي آي پي هاي ايراني هم باز مي شه و صد البته چند تا مورد آزمايشي رو خودمون تست كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه با توجه به امكاناتي كه پال تاك در اختيارمون مي زاره بهترين راه براي تداعي شعارمون كه صحبت كردن انگليسي را با انگليسي صحبت كردن ياد بگيريد رو پيدا كرديم.

تو يك هفته اي كه سيستم رو تست مي كرديم به محض فعال كردن روم اختصاصيمون پر مي شد از آدمهاي مختلف از همه جاي دنيا،‌ بيشتر چيني و هندي و ويتنامي و روسيه اي. كمي كه روم خودش رو پيدا مي كرد،‌ در كمال تعجب،‌ با توجه به اينكه روم در بخش يادگيري زبان قرار داشت، افرادي هم از خود آمريكا و انگليس و استراليا وارد روم مي شدند و خيلي با علاقه به ابراز ايده هاشون مي پرداختند و حتي خيلي هم ما رو به خاطر هدفمون تشويق و تمجيد مي كردند.

و اما …

اگر شما هم مي خواهيد عضو اين سيستم شويد كافيست از لينك زير يك پك حدودا 18-19 مگابايتي رو دانلود كنيد. تمام مراحل نصب و اجرا و نهايتا ورود به روم رو براتون بصورت كامل تو يه فايل پي دي اف گذاشتم. اميدوارم كه بتونيد به راحتي اجراش كنيد و تو جلسات حاضر بشيد.

البته بايد اين رو هم اشاره كنم كه روم زماني فعال خواهد بود كه من آنلاين باشم و اين اتفاق معمولا صبح ها،‌ بعد از ظهرها تا ساعت 4 و شب ها ساعت 11 به بعد خواهد بود. اين زمانبندي فقط در ابتدا اين طور هست و به محض اينكه من ادمين هاي ديگه رو پيدا كنم اين ساعات افزايش خواهد كرد و تمام سعيمون در اين خواهد بود كه اين روم 24 ساعته باز باشه.

لازم به ذكر هست كه فعلا ورودي سايت پال تاك مسدود هست و به همين خاطر ما فقط مسنجر اون رو كه مسدود نيست در اختيارتون قرار مي ديم كه مي تونيد از طريق اون هم ثبت نام كنيد و اكانت بسازيد. اگر احيانا در طول نصب و ايجاد اكانت با مشكل مسدود بودن مواجه بوديد لطفا مشكل خودتون رو به واسطه نرم افزار هاي مختلف حل كنيد تا اون مسدود بودن حل بشه و ديگه بعد از دفعه اول به اون نرم افزارهاي ضد سد نياز نخواهيد داشت.

لينك دانلود پك از طريق پرشين گيگ
لينك دانلود پك از 4shared

رمز فايل فشرده netsooz هست.

موفق باشيد.

اصلاحات مفيد انگليسي – در خيابان

ژانویه 18, 2011 17 دیدگاه

وقتي نتايج جستجوهاي گوگل به اين وبلاگ رو بررسي كردم متوجه شدم كه افراد مختلفي با جستجوي معني خاص يك عبارت به انگليسي يا فارسي نهايتا به اينجا رسيدن. البته تو كل اين وبلاگ من خيلي كم راجع به اصطلاحات و معاني مطلب نوشتم و به نظرم از اونجايي كه مي شه گفت قسمتي از تخصصم تو اين زمنيه هست فكر كردم،‌ ايده خوبي باشه تا هر از چند گاهي يك سري دسته بندي هاي كلي رو ايجاد كنم و اصطلاحات مربوط به اون رو بصورت كاربردي براتون پست كنم. البته اگر امكاناتش هم جور باشه،‌ پادكست هاش رو هم مي سازم و براتون آپ مي كنم تا بيشتر جنبه عملي داشته باشه. ضمنا دوستان مي تونند هر نوع سوالي كه راجع به اصطلاحات داشتند همينجا بپرسند تا در صورت امكان بهشون پاسخ داده باشه.
اولين قسمت اين سري پست ها رو با موضوع خيابان شروع مي كنيم. فرض مي كنيم شما براي اولين بار وارد كشوري شديد كه درش انگليسي صحبت مي شه و ناچاريد براي رسيدن به مقصدتون كه يك هتل در مركز شهر هست چند تا مكالمه رو انجاتم بديد. البته سعي مي كنم در صورت امكان توضيحات جانبي رو هم كه احتمالا براتون مفيد باشن رو هم توضيح بدم.

1 – در واحد كنترل مسافرين فرودگاه هستيد و مي خوايد بدونيد آيا كار مسئول بخش باهاتون تموم شده يا نه.
پيش نياز: آقا : Sir – خانم : Ma’am
Excuse me, sir. Are you done with my check in
– بخشيد قربان،‌ كارتون با من تموم شده؟ (البته فقط در قسمت پاسپورت)

2- شايد مسئول كنترل از شما پاسپورت يا هر چيزي رو بخواد كه دسترسي بهش كمي زمان مي بره.
Yeah, sure. Just hold on a second
– بله حتما،‌ يك لحظه صبر كنيد.

3- مي خوايد كه از فرد مورد نظر تشكر كنيد.
Thank you very much sir

نيازي نيست حتما موقع جدا شدن خداحافظي كنيد و از فرد بخوايد كه به همه اقوامش سلام برسونه!‌

4- يك تاكسي كنار خيابون جلوي در فرودگاه بدون مسافر! منتظره.
دستتون رو بالا مي گيريد و مي گيد.
TAXI
دقت كنيد اگر مسافر ديگري تو تاكسي باشه شما نمي تونيد سوار اون تاكسي بشيد مگر اينكه قبل از سوار شدن به فرد بغل دستيتون بگيد:

5- Say, Would you like to share the taxi to downtown with me
دوست داريد تا مركز شهر باهم سوار تاكسي شويم؟

(اينجوري مي تونيد از هزينه تون كمي كم كنيد، هم تو راه مجبور نباشيد با راننده تاكسي احتمالا هندي يا عرب راجع به اقتصاد بد جهان كل كل كنيد)

مي تونيد باز با شماره 3 از راننده تاكسي تشكر كنيد.

وارد هتل مي شيد و به سمت ميز استقبال (Front Desk) حركت مي كنيد. سلام كنيد و اسمتون رو مي گيد و نهايتا اعلام مي كنيد كه از قبل اتاقي رو رزرو كرده بوديد.
6- Hello. I’m Diego Silva and I have a reservation

مسئول استقبال از شما كارت اعتباري و يا پاسپورت و … را از شما خواهد خواست. از شماره 2 استفاده كنيد.
يادتون نره كه اگر چمدان با خودتون داريد،‌ و كارمند هتل اونها رو براتون جابجا مي كنه بعد رسيدن به اتاقتون به ازاي هر چمدان يكي دو دلار بهش انعام بديد.

برمي گرديم به خيابان و مي خوايم آدرس سوپرماركتي رو كه مي دونيم در نزديك حتما بايد باشه مي پرسيم. دقت كنيد در كشوري مثل آمريكا اهالي شهرها واقعا خوشحال مي شوند كه بتونن به توريست ها كمكي كرده باشند پس هيچ دليلي نداره كه نگران باشيد. البته اين رو هم به ياد داشته باشيد كه اگر كسي نخواد كمك كنه، خيلي واضح و صريح شما رو رد خواهد كرد، جاي ناراحتي نيست. اين قسمتي از فرهنگ اونهاست.

پيش نيازها:
سوپر ماركت: Supermarket (دقت كنيد سوپر ماركت هاي اونجا چيزي در حد فروشگاههاي زنجيره اي مثل رفاه و شهروند اينجا هستند و مي تونيد بيشتر مايهتاج خودتون رو از اونجا تهيه كنيد.)
فروشگاه (معمولا البسه) : Department store
تلفن عمومي: pay phone- public phone
رستوران : Restaurant
دستشويي عمومي: Public restroom.
كافي نت: Internet Cafe

7- Excuse Ma’am. How can I get to a supermarket.
يا اگر اسم او مكان رو مي دونيد
Excuse Ma’am. How can I get to the Peter’s supermarket
-ببخشيد خانوم. سوپرماركت پيتر كجاست؟

احتمالا بخوايد از يك نفر چند تا سوال بپرسيد و نياز هست كه كمي از وقتش رو بگيريد. با اينكه همون عبارت Excuse me مي تونه خيلي فراگير باشه ولي اختصارا براي اينكه به كسي بفهمونيد كه سوالات زيادي داريد مي تونيد از عبارت زير استفاده كنيد.

8- Sorry sir, Can I take your time for a second
– معذرت مي خوام قربان،‌ مي شه وقتتونو چند لحظه بگيرم؟

شايد مي خوايد كسي از شما و دوستتون يك عكس دو نفره بگيره.
9- Would you please take our photo
-مي شه لطفا از ما عكس بگيريد.

*** نكته مهم. لبخند رو هيچگاه فراموش نكنيد.
***هر جا گير كرديد از اشاره استفاده كنيد.

منتظر پست هاي بعدي باشيد. هر سوالي داشتيد هم بپرسيد.

شما هم انگليسي صحبت كنيد (سيستم جديد مكالمه آنلاين در پالتاك)

وحشت روز آخر … قسمت پاياني

ژانویه 14, 2011 29 دیدگاه

( حماقتي كه برخي از ماها داريم خيلي زود سرمان را بر باد خواهد داد!‌ )

… در ادامه اين پست

دنيس و تريس مككنا در كتابي با نام نشان نامرئي،‌ كه در سال 1975 منتشر شد عناوين تقويم مايا ها را مورد بررسي قرار داده و نهايتا باكتون را به درستي محاسبه كردند. آنها اينطور يافتند 20 دسامبر 2012 يك شب يلدا در زمستان خواهد بود كه خورشيد در صورت فلكي سانتور (نيمه اسب-نيمه انسان) قرار خواهد گرفت و سه درجه از مركز كهكشاني و اتفاقا در بازه دو درجه مسير حركت خورشيد. در اين كتاب آورده شده بخاطر اينكه زمين در اين زمان دورترين فاصله را با خورشيد دارد نوعي خورشيد گرفتگي در مقابل مركز كهكشان بوجود خواهد آمد. در واقعيت اين اتفاق هرگز نخواهد افتاد. اما اگر اتفاق بيفتد هم هيچ اهميتي ندارد. برادران مككنا اين همترازي كهكشاني را با مفهوم تجديد حيات مرتبط ساختند و گفتند 2012 «لحظه بلقوه دگرگوني» است.
علاقه اي وسيع تر به 2012 از 1987 آغاز شد. خوزه آرگوئلز شاعر، هنرمند و تاريخ دان روياپرداز در كتاب «فاكتور مايا، مسيري ماوراي فناوري» صحبت از موجي نامرئي از مبدا كهكشان راه شيري كرد. آرگوئلز مطرح كرد كه ماياها زمان ورود و خروج ما به اين موج را مي دانستند و چرخه 13 باكتوني خود را طوري تنظيم كردند كه با اين ورود و خروج هماهنگ باشد. گفته شده اين موج عنوان «تهديد نامرئي كهكشاني» به خود گرفته بود و خطري بزرگ براي حيات، زمين، خورشيد و مركز كهكشان راه شيري محسوب مي شود. هيچكدام از منابع موثق از مايا و علم اخترشناسي مدرن نظريه اين موج را قبول نمي كنند. در واقع اين ايده از فلسفه خود آرگوئلز ريشه مي گيرد كه به قانون «طنين هارموني» تاكيد دارد. او همچنين نتيجه گيري كرد كه سيارات همه در هماهنگي كاملي بصورت ژيروسكوپيك در حال حركت هستند كه اين حركت به توليد و تداوم اين موج تداوم مي بخشد. او همچنين 16 و 17 آگوست سال 1987 را روز همگرايي هارمونيك مايا ها پيشبيني كرد كه به پديده اي جهاني معروف شد. افراد زيادي در محل هاي خاصي كه تعيين شده بود جمع شدند تا از باتري طبيعي بيوالكترومغناطيسي سرشار شوند و پس از آن روز جز تيتر روزنامه ها هيچ اتفاق خاصي نيفتاد!

بازي هاي گمانه زني كهكشاني
در 1995 جان ميجر جكينز چند ايده با مضمون همترازي كهكشاني مطرح كرد و ادعا كرد ماياها بخاطر اهميت اين پديده تقويمشان را بر اين اساس تنظيم كرده اند و اين روز (21 دسامبر 2012) يك تغيير عظيم اتفاق خواهد افتاد كه از آن به فرصتي براي رشد معنوي ياد كرد كه از يك عصر به عصري ديگر تحويلي صورت خواهد گرفت.
در واقع مدرنترين علم اخترشناسي امروز به اين سادگي حتي در طول يكسال هم نمي تواند اين همترازي را به طور دقيقي پيشبيني كند چه برسد به يك روز!‌ همترازي بستگي به تعريفي دقيق از لبه هاي كهكشان راه شيري دارد كه بسيار محو و صعب المحسابه هستند (حتي با وجود ابزارهاي پيشرفته كه براي اين كار توليد شده اند.) اين در حالي است كه جكينز ادعا مي كند اين لبه را از ارتفاع 11 هزار فوتي خود به شخصه محاسبه كرده است!!

جكينز در واقع اينطور مدعي شد كه همترازي با مركز كهكشان راه شيري بين سالهاي 1980 تا 2016 اتفاق خواهد افتاد. در جايي ديگر او اين ايده را بسط داده و 21 دسامبر 2012 را روزي قراردادي براي اين اتفاق تعيين مي كند كه هيچ منبع علمي موثق ظهور اين پديده را تائيد نمي كند.

خود مايا ها دررابطه با پايان دنيا چه فكر مي كردند؟ هيچ شاهدي كه 21 دسامبر 2012 را پايان دنيا اعلام كند وجود ندارد!‌ برخي از متون موجود پايان دنيا را چند باكتون پس از سيزدهمين باكتون دانسته اند و حتي برخي ديگر چندين پيكتون بعد. براي مثال در نسخه اي كه توسط يكي از پادشاهان مايا در قرن 7 قبل از ميلاد نگاشته شده اعلام شده است كه سالگرد روز تاجگذاري او در 15 اكتبر 4772 ميلادي برگزار خواهد شد.

توطئه رمز آلود ناسا
برخي از افرادي كه 2012 را پايان دنيا مي دانند معتقند كه همترازي سياره ها باعث تخريب بزرگي خواهد شد. هيچ همترازي سياره اي در در شب يلداي سال 2012 اتفاق نخواهد افتاد. با اين وجود مدعيان، روز آخر را با تغيير قطبهاي زمين و طوفانهاي خورشيدي مرتبط دانسته اند.
همچنين چندين رشته افكار غير منطقي پديده اي به نام سياره نيبيرو رو عامل اين نابودي خوانده اند. در حالي كه چنين سياره اي اصلا وجود ندارد. برخي ها به اشتباه اريس را نيبيرو مي دانند در حالي كه اريس قمر كوچكي است كه آنسوي پلوتو به آرامي مي چرخد و هيچ خطري براي زمين محسوب نمي شود.

به عنوان حسن ختام اين بحث چند سوال را مطرح مي كنم،‌ لطفا آنهايي كه ادعا دارند 2012 اتفاقي خواهد افتاد اول به اين سوال ها پاسخ دهند بعد خزعولات خود را به رخ ديگران بكشند در غير اينصورت خاموش باشند و بروند در گوشه اي منتظر مرگ خود باشند كه اميدوارم خيلي نزديك باشد!‌

– شما از كجا مي دانيد كه 2012 پايان دنياست؟ مدرك علمي معتبرتان كجاست؟ لينك دهيد يا مرجع اعلام كنيد.
– اگر تنها به پيشگويي مايا اعتقاد داريد،‌ منبع پيشگويي را اعلام كنيد،. (همانطور كه در بالا گفته شد منبع موثقي در دسترس نيست ولي اگر شما منبعي سراغ دارد بفرماييد.)
– اگر به ظهور منجي يا روز قيامت معتقد هستيد در كجاي قرآن و احاديث به اين 21 دسامبر 2012 بودن اين وقايع اشاره شده است؟ (دوستان دقت كنيد من خودم مسلمان هستم و اصلا سر شوخي با اين قضايا را ندارم ولي شما اگر ادعاي كاسه داغتر از آش را داريد بفرماييد تا ما هم مطلع شويم)
– اگر به پيشگويي هاي نوسترداموس و پسرش يا امثال او اعتقاد داريد،‌ متن رباعيات او و تفسير دقيقش را قرار دهيد.

پي نوشت
شما هم انگليسي صحبت كنيد (سيستم جديد مكالمه آنلاين در پالتاك)

وحشت روز آخر – 2012 … قسمت اول

ژانویه 8, 2011 44 دیدگاه

در پي ارسال مطلبي با مضمون پيشگويي مايا مبني بر انتهاي جهان در 21 دسامبر 2012 جرياني بوجود آمد كه سيل شايعات، خزعولات، خرافات، نظريه ها و تراوشات بي عقل و منطق بسياري از دوستان من را بر آن واداشت كه به عنوان آغاز كننده مطلب خاتمه گر آن هم باشم،‌ دو پست ديگر در اين زمينه ارسال كردم،‌ سعي در ختم بحث و اثبات ناسا! كه هيچكدام مانند اصل قضيه توجه افراد زيادي را جلب نكرد.
قضيه 2012 بخصوص متاسفانه در كشور ما به طرز بسيار آماتوري پيش مي رود، كافيست كامنت هاي وارده در اين پست را ببينيد. خيلي ها آن را با مدارك!‌ به جريان ظهور منجي و قيامت مرتبط دانسته و برخي از آن به عنوان سيستم پالايش انسان نام برده اند. افراد بسياري اظهار نااميدي كرده و سر به بيابان گذاشته اند. برخي چنان اين قضيه را باور كرده اند كه از فرمول هاي پيچيده رياضي و هندسه براي اثبات آن استفاده مي كنند و برخي حتي پيشگويي هاي مشابه را از منابع ديگر استخراج مي كنند و به اين جريان ربط مي دهند. مجموع اين عوامل آماتور و متاسفانه مشاهده جريان فكري بسيار محدود و مسموم برخي افراد و در نهايت كامنت احمقانه فردي به نام پدرام كه ادعا دارد ناسا جريان را تائيد كرده است من را دوباره بر آن داشت تا سايت ناسا را زير و رو كنم و جوابي قانع كننده پيدا كنم. مقاله اي كه در زير قرار دارد ترجمه اي آزاد از اين مطلب است. از دوستان خواهشمندم براي جلوگيري از گسترش اين وحشت بي پايه و اساس اين مطلب را در رسانه هاي خود منتشر كنند تا شايد بتوانيم كمي هم منطقي پيش برويم.

سال 2012 مانند يك سلبريتي بد كار است. شايعات وحشتناك در حال گسترش هستند. چندين كتاب در باره پايان دنيا در 2012 در حال فروش هستند و فيلم 2012 كه قاره هاي شكسته، ساختمانهاي در زمين فرو رفته و كلي ترس و وحشت را به نمايش مي گذارد. 2 فيلم ديگر نيز ظاهرا در حال توليد مي باشند.
همه آنهايي كه در اينترنت هستند مي دانند جريان چيست. ماياهاي مكزيك تقويمي داشتند كه قرار است فرش قرمز زمان را جمع كند،‌ قلب منظومه شمسي را با مركز كهكشان راه شيري هم تراز سازد و زمين را به توپ بولينگي تبديل كند كه در مسير نابودي حركت مي كند.

هيچكدام از اينها صحت ندارند. با اينحال، دوستاني كه شما داريد بي شك روزي خواهند خواست كه با شما در اين باره بحث كنند و حتما اگر بدانند چيزي مي دانيد سوالات زيادي از شما خواهند پرسيد.

شما كافيست نكات زير را بدانيد.

ظهور ايدوئولوژي:
در گذشته نيز مسائلي براي ترسيدن وجود داشت، اما نه به بزرگي اين يكي. آخرين باري كه زمين خود را براي گردش يك تقويم رمزآلود آماده ساخت گردش هزاره اي بود كه در تاريخ يكم ژانويه 2000 صورت گرفت. هراسي كه چيزي بيشتر از يك باگ كامپيوتري به نام Y2k نبود. برخي نويسندگان كتابهايي با مضامين نااميد كننده و/يا اميدوار كننده منتشر كردند كه يك موج عظيم كهكشاني همه چيز را به بد يا خوب تغيير خواهد كرد. چارلز برليتز، نويسنده، با الهام از پيشگويي هاي چيستان ساز قرن 18 فرانسوي به نام نوستاراداموس در كتابي كه در 1981 منتشر كرد، 1999 را پايان دنيا خواند. برليتز كه درباره آتلانتيس و برمودا هم نوشته است،‌ در كتابش هشدار داد كه 1999 تلاقي سيل،‌ قحطي،‌ آلودگي و تغيير قطب هاي زمين خواهد بود. او همچنين توجه ها را به همترازي سيارها در 5 ماه مي 2000 جلب كرد و نوشت كه شعله هاي خورشيدي، زمين لرزه هاي شديد و انفجارهاي مهيب در راهند.

در دهه 90 ميلادي جنبش هاي «تغيير دنيا» به ايده اي بزرگتر يعني پايان قرن پايان دنيا تبديل شدند و همه منتظر تغييرات هزاره اي مثل زمين لرزه ها، تغيير قطب ها، سر خوردن قاره ها در دريا، ظهور آتلانتيس و … بودند. در انگلستان مجله سان هزاره اي پر از لدت، صلح و پيشرفت را پيش بيني كرد.

وقتي در 1 ژانويه 2000 هيچ همه تمركز ها به 5/5/2000 معطوف شد. بسياري از معتقدان به هم ترازي سياره اي، بي تاثيري همترازي قبلي را فراموش كردند. همترازيي كه به «تاثير سياره مشتري» معروف بود كه در 10 مارچ 1982 سر خط خبر ها بود ولي هيچگاه اتفاق نيفتاد.

ريچارد لندز، تاريخ دان دانشگاه بوستون و رئيس مركز تحقيقات هزاره اي اين دانشگاه ابراز داشت: در طول ساليان آنهايي كه پايان دنيا را منتظر اند بارها فراموش كرده اند كه نشانه هاي قبلي هيچگاه به نتيجه اي نرسيده اند. اين افراد هميشه معتقند اينبار فرق مي كند!

چرخش
دقيقا اين تقويم مايا چه كار مي كند؟ در 21 دسامبر 2012 رشته اي از صفر ها را نشان مي دهد دقيقا همانند چرخش كيلومتر شمار ماشينتان. با پايان چيزي شبيه يك هزاره. در تقويم مايا ها اين هزاره-مانند الزاما يك هزار سال نيست. پايان باكتون سيزدهم است. تقويم مايا بر اساس چندين چرخش زمان به نام باكتون است. هر باكتون 144 هزار روز است، كمي بيشتر از 394 سال.
متخصصان نحوه كاربرد دقيق تقويم مايا را با كمك متون باستاني به دقت بررسي كرده اند و سپس تاريخ هاي تقريبا طويل مايا را با تقويم ما هماهنگ سازي كرده اند. دقيقا همانطور كه ما مبدا تاريخ خود را معمولا از يك اتفاق مهم مذهبي يا فرهنگي آغاز مي كنيم،‌ ماياها هم همين كار را كرده اند. بسياري از متخصصان معتقند شروع اين تاريخ براي ماياها 11 آگوست سال 3114 قبل از ميلاد است.

بسياري از بازه هاي زماني در تقويم مايا،‌ بصورت تصاعدي روي مضارب عدد 20 پيش مي روند. كاتون، بازه اي 7200 روزه است. ( 360 *20) و هر 20 كاتون يك باكتون را مي سازد. 20*7200=144 هزار روز. اگرچه چند نسخه باستاني سيزدهمين باكتون را نقطه شروع مجدد مهمي خوانده اند اكثر نسخ ديگر به ادامه آن پرداخته اند. مثلا هر 20 باكتون يك پيكتون را مي سازد.

تا چند وقت پيش هيچ كس به پايان سيزدهمين باكتون اهميتي قائل نبود. در سال 1975، فرانك واترز،‌ نويسنده رمانتيك و گمانه پرداز در كتابي به نام عجايب مكزيك بخش كوچكي از كتاب را به اين بحث اختصاص داد. او دوره باكتون 13 را چرخش عظيم ماياها نام گذاري كرد و به طرز ناشنيانه اي 5200 سال حدس زد و 5 تا از اين دوره ها را با 5 دوره از دوره هاي افسانه اي زمين كه در هريك زمين نابود و دوباره متولد شده بود ربط داد. ماياها هيچ مدرك معتبر دال بر اين نظريه ندارند.
واترز حتي در محاسبه روز آخر نيز اشتباه كرده بود و 24 دسامبر 2011 را روزي كه پرده هاي نمايش پايين كشيده خواهند شد ناميد. و زلزله هاي بزرگ را در راه خواهند. و از آن روز بود كه بحث روز آخر بر سر زبان ها افتاد.

قسمت پاياني را هم بخوانيد

نحوه انتخاب يك آموزشگاه زبان خوب

ژانویه 3, 2011 8 دیدگاه

براي آندسته از علاقه مندان به يادگيري زبان كه مي خواهند زبان را با مراجعه به آموزشگاه هاي زبان ياد بگيريند انتخاب يك آموزشگاه خوب و سطح بالا نقش حياتي را ايفا مي كند. شايد براي شما هم تجربه شده باشد كه قبلا با اينكه براي اولين بار زبان را شروع مي كرديد ولي يك احساسي داشتيد كه اين آموزشگاه آنطور كه بايد باعث پيشرفت شما نمي شود و تصميم به انتخاب آموزشگاهي ديگر كرده ايد يا كلا زبان را بيخيال شده ايد. متاسفانه بخاطر سياست هاي نادرست و سهولت در اعطاي مجوز هاي تاسيس آموزشگاه و در عوض حساس بودن وزارت خانه هايي مانند آموزش و پرورش برروي مسائل سطحي تا عمقي عموما، حدود 80 درصد از آموزشگاههايي كه در سطح شهرها مشغول فعاليت هستند از نظر علمي و مديريتي داراي نظامي توانمند نبوده و بازده بسيار ضعيفي دارند.

هدف من از اين پست تخريب وجه مديران محترم آموزشگاهها و يا زير سوال بردن تشكيلات آنها نمي باشد بلكه مي خواهم با تجربه اي كه طي حدود 8 سال تحصيل و تدريس در همين آموزشگاههاي سطح شهر چهارچوب ايده آلي براي آنها كه مي خواهند زبان را در آموزشگاه فرابگيرند ولي در انتخاب آن شك دارند ارائه كنم.

First Impression يا تاثير اوليه يكي از مهمترين فاكتورهاي انتخاب يك آموزشگاه خوب است. وقتي وارد يك آموزشگاه زبان مي شويد و اولين منظره اي كه توجه شما را به خود جلب مي كند ديوارهاي تيره و كثيف،‌ لكه روي كف زمين و بوي بد محيط است، بدانيد كه اين آموزشگاه به احتمال بسيار قوي كيفيتي مطلوب ندارد. البته شايد برخي هااعتراض كنند كه نبايد كيفيت را با ظاهر قضيه سنجيد ولي من با اطمينان قوي و با در نظر داشتن مباحث روانشناختي به تحليل اين جريان مي پردازم. مدرسي كه در اين محيط تدريس مي كند هرچقدر هم توانا باشد تحت تاثير محيط قرار گرفته و از كيفيت كارش كاسته خواهد شد. اين ضعف محيط نشان از ضعف مديريت در جلب توجه مشتري دارد و اين يعني شما‌(مشتري) براي مديريت مهم نيستيد و هيچ دلسوزي در قبلا فراگيري شما وجود ندارد. اخيرا به پيشنهاد يكي از اساتيد محترم به آموزشگاهي براي تدريس مراجعه كردم چون در شرف شروع ترم با كمبود مدرس مواجه بودند. هنگام ورود به راه پله آموزشگاه با كريدوري تاريك و ديوارهايي كه رنگ آن پوسته پوسته شده بود مواجه شدم. به عنوان فردي بالغ حقيقتا دچار خوفي شدم ولي با جرات دادن به خودم و با اين اميد كه كلاسها بهتر خواهند بود و يا حداقل سيستم داراي كيفيت است تدريس را شروع كردم و اواسط ترم بود كه خودم را براي از زير قرارداد در رفتن در انتهاي ترم آماده مي كردم. حتي زماني كه چك آماده بود،‌ با سه هفته تاخير براي گرفتن آن مراجعه كردم چون هيچ رغبتي وجود نداشت. مي توانيد خودتان قضاوت كنيد كيفيت اين چنين آموزشگاههايي كه مدرس ( نه تنها من،‌ اكثر مدرسين در طول ترم از اين شرايط شاكي بودند) در چه سطحي قرار دارد. با اينكه من تمام تلاش خود را در طول ترم براي تدريس كردم ولي نتيجه نهايي اصلا راضي كننده نبود چون سطح زبان آموزان در حد كتاب نبود و كار كردن در اين كلاس ها واقعا دشوار بود.
آيا منظور من اين است كه هر آموزشگاه تيره اي بد است؟ – ابدا!‌ شايد شما پيدا كنيد آموزشگاهي را كه از نظر طراحي و تاثير اوليه بسيار بد بود ولي از نظر سطح آموزشي در سطح عالي قرار دارد.

وسعت آموزشگاه: رابطه اي قوي بين اندازه آموزشگاه و كيفيت آن وجود دارد. اگر دقت كنيد تمام آموزشگاههايي كه داراي كيفيت و شهرت هستند معمولا چند شعبه اي و يا بسيار وسيع هستند. عكس اين جريان نمي تواند صادق باشد چون تنها در صورت وجود گارانتي براي كسب درآمد است كه مديران ريسك مي كنند و ساختمان هاي بزرگتري را اجاره مي كنند. پس به ياد داشته باشيد كه اكثر آموزشگاههاي كوچك در مقايسه با آموزشگاههاي بزرگتر داراي كيفيت كمتري هستند. اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه ممكن است آموزشگاههايي زماني به خاطر شهرت و يا شرايط ديگر بسيار وسيع شدند ولي بعدها بخاطر افت كيفيت سايز آنها همان ماند ولي تعداد زبان آموزان آنها كاهش يافت پس مي توانيد معيار ديگر را تعداد زبان آموز حساب كنيد.

امكانات:،‌ امكاناتي كه هر آموزشگاه تامين مي كند مي تواند شامل ابزار صوتي و تصويري با كيفيت،‌ بانك كتب و مجلات و منابع،‌ كلاسهاي جانبي، وايت بردهاي مدرن، پرتال هاي آنلاين و حتي سيستم ثبت نام كامپيوتري! باشد.

مدرسين: مدرسين يكي از اصلي ترين وزنه هاي يك آموزشگاه محسوب مي شوند. سعي كنيد در آموزشگاهي شروع به يادگيري زبان كنيد كه از شهرت و آوازه اساتيد آن قبلا شنيده ايد. چون معمولا اساتيد خوب در آموزشگاههاي خوب هم تدريس مي كنند.

بیشتر بخوانید…

انگليسي را با نوشتن نامه ياد بگيريم

نوامبر 26, 2010 13 دیدگاه

يكي از داغ ترين و اساسي ترين شيوه هاي نگارش،‌نامه نگاري است. اين بحث تا حدي مهم و داغ است كه دو واحد درسي تخصصي در دانشگاه محسوب مي شود،‌ همچنين در اكثر كتابهاي يادگيري زبان معتبر و معروف مانند Headways, Interchanges, Top Notch و … حتي به طور خلاصه به اين مقوله پرداخته شده است.
همانطور كه مي دانيد نامه نگاري شيوه خاصي از نوشتن است كه داراي ساختار منحصر بفردي است. خود نامه به چند نوع مختلف تقسيم مي شود كه مي توان نامه هاي تجاري، تبريك،‌ تسليت، تقاضا و … را مثال زد. نوع پيشرفته نامه نگاري كه امروزه پركاربردترين مقوله دنياي اينترنت نيز بشمار مي آيد ارسال نامه هاي الكترونيكي يا ويدئويي* مي باشد.
مخاطب نامه شما مي تواند فردي آشنا باشد و گاهي اتفاق مي افتد كه شما براي كسي نامه مي فرستيد كه هيچ آشنايي قبلي با او نداريد. در اين نامه ها كه معمولا بين افراد در دو كشور متفاوت رد و بدل مي شود هدف يادگيري زبان،‌ فرهنگ و مسائل جاري در كشورهاي مقصد مي باشد. در اصطلاح به اين فرد كه نامه به او نوشته مي شود Pen Pal مي گويند. شما معمولا پن پال (دوست نامه اي (2)*!) خود را از ليست هاي اينترنتي مي توانيد پيدا كنيد. اما اصلا اين نوع نامه نگاري به چه دردي مي خورد و چه طور مي توان به انجام آن پرداخت.

سايت هاي متنوعي هستند كه خدمات معرفي Pen Pal را عموما بصورت رايگان ارائه مي دهند. شما مي توانيد يك پروفايل براي خود بسازيد و تمام نكات مهم در باره خودتان را در آنجا درج كنيد. يكي از وي‍‍ژگي هاي اين سرويس ها «امكان جستجو» است. شما مي توانيد افراد را با فاكتورهاي گوناگون مثل، جنسيت، سن، كشور و حتي علايق آنها جستجو كنيد. وقتي كه فرد مورد نظر را يافتيد مي توانيد نامه اي براي او بنويسيد و از او درخواست كنيد كه Pen Pal شما باشد. در صورت موافقت فرد حالا شما مي توانيد در باره موضوعات مورد علاقه خود و دوستتان نامه رد و بدل كنيد و بواسطه اين نامه نگاري زبان هدف خود را تقويت كنيد. از آنجايي كه هدف اصلي اين نوع نامه نگاري تقويت زبان مي باشد شما مي توانيد زبانهايي را كه بلد هستيد در پروفايل خود درج كنيد و هنگام جستجو مي توانيد زبان هدف خود را هم مشخص كنيد. پس اين سوريس ها محدود به انگليسي نيستند و شما حتي مي توانيد به زبان تانزانيايي(!) (اگر آشنا هستند يا مي خواهيد آشما شويد) با فردي كه در تبت هست ارتباط برقرار كنيد.
تعدادي سايت را در پي نوشت همين مطلب براي عضويت و پيدا كردن Pen Pal معرفي خواهم كرد.

روش سنتي* (3) كه امروزه هم برخي از افراد هنوز از آن استفاده مي كنند شامل ارسال نامه هاي كاغذي بود كه بخاطر هزينه و مشكلات پستي كه گاها پيش مي آمد بصورت نادر مشاهده مي شود. البته اين روش خود داراي مزيت هايي است كه توانايي برقراري ارتباط را بصورت واقعي به محك مي كشد ولي در كل استفاده از سيستم هاي آنلاين در نوع خود ساده،‌ جذاب و فراگيرتر هستند.

دقت داشته باشيد كه نوشتن نامه همانطور كه قبلا هم اشاره شد داراي ساختار خاصي است و شباهتي به نوشتن پاراگراف يا مقاله ندارد لذا بايد بسيار دقت كرد كه محتوا در قالبي صحيح ارائه شود. البته با بيشتر شدن سيستم هاي آنلاين و محيط هاي ويرايش متن مانند WYSIWYG ها ساختار اين نوع نامه ها را به حالت خيلي غير رسمي تبديل كرده اند لذا افراد فقط به محتوا توجه مي كنند،‌اين در حالي است كه توجه به فرمت علاوه بر ايجاد محتوايي چشم نواز، درك شدن و اعتبار آن را نيز بيشتر مي كند.

در مقاله بعدي حتما سعي خواهم كرد نوع نگارش ي نامه صحيح را به طور كامل توضيح دهم تا شما هنگام نوشتن به راحتي بتوانيد به ساختار و محتواي خود نظم ببخشيد. البته در نظر داشته باشيد كه انواع نامه ها داراي انواع فرمت ها هستند،‌ ولي آشنايي كلي با فرمت اصلي مي تواند كمك شاياني بحساب بيايد.

يكي از مزيت هاي بسيار مهم اين نوع نامه نگاري قابليت آرشيوينگ است كه شما مي توانيد در طول زمان پيشرفت خود را بررسي كنيد و در صورت لزوم تدابير لازم را براي پيشرفت خود بينديشيد.
دقت داشته باشيد كه چنانچه مي خواهيد زبان انگليسي خود را براي مثال تقويت كنيد با كسي ارتباط برقرار كنيد كه زبان انگليسي او در حد «بومي» با اصطلاحا «Native-like» باشد. هميشه گزيده گوي باشيد و در جاي جاي نامه خود سوال هم بپرسيد تا جريان نامه نگاري شما ادامه داشته باشد.

بیشتر بخوانید…

تقويت زبان با تماشاي فيلم

اکتبر 18, 2010 15 دیدگاه

در پاسخ به اين سوال اكثر زبان آموزان كه روش هاي يادگيري زبان كدامند، همواره روش دوم را تماشاي فيلم پيشنهاد كرده ام. تماشاي فيلم اگر هدفمند و صحيح انجام مي شود مي تواند تاثير بسيار بسزايي برروي توانايي هاي مكالمه شما بگذارد. همچنين تاثير فيلم برروي شيوايي كلام و زيبايي لهجه تان واقعا قابل توجه خواهد بود. اما هستند بسياري از خوره هاي فيلمي كه حتي با تماشاي روزانه فيلم نه تنها هيچ تغييري در لهجه و روان صحبت كردنشان نمي افتد حتي نمي توانند يك جمله ساده دستوري را توليد كنند،‌ پس پرداختن به اين موضوع كه راهكارهاي تماشاي اساسي يك فيلم براي يادگيري زبان كدامند مي تواند مثمر ثمر باشد.

دقت كنيد كه منظور من از فيلم تمام آثار تصويري است كه بواسطه آن صدا نيز همراه با تصوير براي شما پخش مي شود كه در واقع مي توان بطور كلي انواع كارتون، سريالها، مستند ها،‌ مصاحبه ها و … را در اين ليست قرار داد پس هرگز خود را محدود به يك ژانر خاص يا برنامه خاص نكنيد و سعي كنيد تا جايي كه ممكن است از تنوع موجود استفاده لازم را بكنيد.

دسته بندي كه در زير ارائه شده بطور علمي اثبات نشده و اين نوشته ترجمه هم نيست و فقط حاصل تجربيات خودم و اساتيد ديگري است كه هم نظر هستند پس ممكن است بسته به استعدادها، توانايي ها، انگيزه و تمرين و تكرار هر فرد نتيجه اي متفاوت داشته باشد. همچنين لازم به ذكر است براي مبتديان زبان كه تازه يادگيري آن را شروع كرده اند تماشاي فيلم نه تنها تاثير مثبتي ندارد حتي ممكن است حالت تخريب كننده هم داشته باشد با اين توضيح كه ممكن است زبان عاميانه تاثير منفي در ساختار بندي اوليه داشته باشد يا فرد را از يادگيري دلسرد كند،‌ پس اين روش (تماشاي فيلم) براي كساني توصيه مي شود كه حداقل سطح زبان آنها Intermediate به بالا باشد.

1- فيلم را يكبار قبلا تماشا كنيد.
توصيه مي شود براي از بين رفتن هيجان اوليه فيلم،‌ يكبار آن را تماشا كنيد تا در مراحل بعدي تماشاي آن ذهنتان كاملا برروي يادگيري متمركز شود. شما نمي توانيد فيملي مثل Expendables را براي اولين براي براي يادگيري تماشا كنيد چون انقدر صحنه هاي اكشن دارد كه مجبوريد هر بار محو آنها شويد و يادگيري را فراموش كنيد.

2- نسخه اورجينال را تهيه كنيد
البته زياد لازم به توضيح نيست ولي فيلمهايي كه دوبله شده اند و زير نويس انگليسي دارند به هيچ وجه ممكن نيست شما را در يادگيري زبان كمك كنند. يا حتي فيلمهايي كه زير نويس فارسي به آنها اضافه شده است. پس ايده آل ما،‌ براي يادگيري نسخه اورجينال فيلم،‌ ترجيحا برروي دي وي دي،‌ همراه با زير نويس *قابل كنترل (روشن / خاموش‌) با كيفيت بالاست چرا كه بتوانيد حركات صورت و لب بازيگران را به دقت تحت نظر داشته باشيد. دي وي دي هايي كه شامل 250!‌ فيلم در يك دي وي دي هستند هم نمي توانند كمك زيادي محسوب شوند.

3- يادگيري از طريق ورودي
وقتي شما فيلم تماشا مي كنيد در واقع پروسه يادگيري از طريق INPUT اتفاق مي افتد، با اين توضيح كه شما حجم قابل توجهي از داده را دريافت مي كنيد. بعد يا در حين تماشاي خود سعي كنيد از قوه خلاقيت خود براي توليد دوباره يا متفاوت جملاتي كه شنيده ايد استفاده كنيد.

4- زير نويس ها را روشن و خاموش كنيد
براي بار اول فيلم را بدون زير نويس تماشا كنيد. اگر حتي 5%‌ درصد آن را هم متوجه نشديد نگران نباشيد، بار دوم باز با دقت بيشتري بدون زير نويس امتحان كنيد و بار سوم و چهارم را همراه با زير نويس. دوباره بدون زير نويس و اينكار را آنقدر تكرار كنيد تا بيشتر جملات را پيش بيني كنيد و به تدريج خواهيد ديد كه بعد از 10 بار تماشاي فيلم نزديك به 60%‌ ديالوگها برايتان حداقل آوايي آشنا به نظر مي رسند.

5- از تماشاي مجدد نهراسيد
تا جايي كه مي توانيد فيلم را مجدد تماشا كنيد. زماني كه من از فيلم براي يادگيري استفاده مي كردم فيلمي مانند XMEN1 را 15 بار تماشا كردم.

6- قلم و كاغذ و ديكشنري را همراه داشته باشيد.
زماني كه فيلم را بدون زير نويس تماشا مي كنيد هرجا به لغت، اصطلاح يا جمله اي بيگانه رسيديد آن را يادداشت كنيد و از ديكشنري چك كنيد،‌ اگر احيانا آن را در ديكشنري پيدا نكرديد دقيقه و ثانيه آن را يادداشت كنيد و در دفعات بعد كه با زير نويس تماشا مي كنيد حالت صحيح آن را جايگزين كنيد.

7- به نحوه تلفظ ها و بيان جملات خيلي دقت كنيد.
و بازيگران جمله اي را در شرايط گوناگون بيان مي كنند، دقت لازم را به يادگيري آن تن صدا، نحوه تلفظ،‌ حالت چهره و … بدهيد. مثلا نحوه گفتن جمله را در حالت عصبانيت، خوشحالي،‌ خنده،‌ گريه، پيروزي و … يا بگيريد.

روشهاي فوق را بكار بگيريد و اگر در هر موردي نياز به توضيح بود در بخش نظرات مطرح كنيد.
براي دريافت زير نويس كافيست در گوگل نام فيلم را بهمراه عبارات كليدي Download Subtitles جستجو كنيد. به يك فايل بسنده نكنيد و از چند منبع دانلود كنيد و بهترين را انتخاب كنيد.

فروم زير براي علاقه منداني كه هر گونه سوال تخصصي يا عمومي در رابطه با زبان دارند راه اندازي شده است.
براي ثبت نام در فروم پرسش و پاسخ سوالات انگليسي خود به اين جا مراجعه كنيد